چرا ۷۰ درصد آمریکاییها مخالف مراکز داده هستند؟

باشگاه خبرنگاران جوان - مخالفت آمریکاییها با مراکز داده (بهخصوص مراکز مرتبط با هوش مصنوعی) در سالهای اخیر بهشدت افزایش یافته و برپایه نظرسنجیهای متعدد (مثل گالوپ ۲۰۲۶) حدود ۷۰ درصد مردم با ساخت این مراکز در نزدیکی محل زندگیشان مخالفاند.
مراکز داده، ساختمانهای بزرگ پر از هزاران سرور و کامپیوتر هستند که اطلاعات اینترنت، برنامهها و سیستمهای هوش مصنوعی را ذخیره و پردازش میکنند. این مراکز مثل مغز پشتصحنه کل فضای دیجیتالاند و بدون آنها تقریباً هیچ سرویس برخط و هوش مصنوعی کار نمیکند.
مخالفت آمریکاییها فقط محدود به یک جناح نیست و تا حدی دوحزبی شده، اما پراگرسیوها (چپگراها و لیبرالها) معمولاً شدیدتر و سازمانیافتهتر مخالفاند. باوجود این، سؤال اصلی در این باره این است اگر مراکز داده بهمعنای قلب مدرن جهان امروز هستند پس چرا آمریکاییها مخالف ساخت آنها در نزدیک محل زندگی خود هستند؟
دلایل مشترک
مصرف برق بسیار بالا و افزایش قبضها: مراکز داده برای پردازش AI برق عظیمی مصرف میکنند. این تقاضا به شبکه برق فشار میآورد و در بسیاری از مناطق موجب افزایش قابلتوجه نرخ برق خانگی شده است. مردم حس میکنند هزینه توسعه فناوری شرکتهای بزرگ را از جیب خودشان میپردازند.
مصرف آب زیاد: سیستمهای خنککننده این مراکز روزانه صدها هزار گالن آب مصرف میکنند. در مناطق خشک یا کمآب (مثل بخشهایی از تگزاس، آریزونا یا جورجیا) این موضوع حساسیتبرانگیز است.
تأثیر بر کیفیت زندگی محلی: نویز مداوم از سیستمهای خنککننده، آلودگی نوری، ترافیک ساختوساز، کاهش ارزش ملک و تغییر چهره روستایی یا حومهای به صنعتی.
منافع اقتصادی محدود برای جامعه محلی: مشاغل دائمی پس از ساخت کم است، معافیتهای مالیاتی سنگین به شرکتها داده میشود و درآمد مالیاتی واقعی برای شهر یا شهرستان اغلب کمتر از وعدههاست.
نبود شفافیت: بسیاری از پروژهها با مذاکرات پشتپرده، تغییر کاربری زمین بهصورت ناگهانی و بدون اطلاع کافی مردم محلی پیش میرود. این امر، حس «شرکتهای بزرگ و دولت محلی علیه مردم عادی» را تقویت میکند.
چرا پراگرسیوها مخالفترند؟
در میان آمریکاییها پراگرسیوها یا همان ترقیخواهان، مخالفت بیشتری با این پروژهها دارند. پراگرسیوها این موضوع را در چارچوب نگرانیهای گستردهتر خود میبینند:
تغییر اقلیم و محیطزیست: مصرف انرژی عظیم اغلب با نیروگاههای گاز طبیعی یا افزایش تقاضا برای سوختهای فسیلی همراه است. این با اولویتهای اقلیمی آنها در تضاد مستقیم است. گروههای محیطزیستی (مثل Greenpeace و سازمانهای محلی) فعالانه علیه این پروژهها لابی و اعتراض میکنند.
بیاعتمادی عمیق به Big Tech: شرکتهایی مثل گوگل، متا، آمازون، مایکروسافت و اوپنایآی نماد قدرت متمرکز، نابرابری ثروت و نفوذ بیش از حد شرکتها هستند. پراگرسیوها مراکز داده را زیرساخت فیزیکی قدرت این شرکتها میدانند.
عدالت زیستمحیطی و اجتماعی: نگرانی از اینکه هزینهها (آلودگی، آب و برق گران) روی دوش جوامع محلی (گاهی جوامع کمدرآمد یا رنگینپوست) بیفتد، در حالیکه سود به شرکتهای ثروتمند و سهامداران میرسد.
ترس از خود هوش مصنوعی: بسیاری از پراگرسیوها علاوه بر مسائل فیزیکی، نگران پیامدهای اجتماعی هوش مصنوعی هستند (از دست رفتن مشاغل، نظارت وگسترش نابرابری) و مرکز داده را نماد فیزیکی این موج میبینند.
سازماندهی فعال: گروههای چپگرا (مثل DSA و سازمانهای محیطزیستی و عدالت اجتماعی) این موضوع را به کمپین تبدیل کردهاند و آن را به مسائل دیگری مثل ضدیت با سرمایهداری شرکتی یا حتی نظارت دولتی وصل میکنند.
اما نکته مهم آنکه مخالفت کاملاً یکطرفه نیست. بسیاری از محافظهکاران و جمهوریخواهان هم بهخاطر افزایش قبض برق، از دست رفتن زمین کشاورزی، نویز و حس «تسلط شرکتهای بزرگ» مخالفاند، اما شدت مخالفت و چارچوببندی ایدئولوژیک (اقلیم + ضد شرکتهای بزرگ) در میان پراگرسیوها قویتر است.
نظرسنجیها نشان میدهد حمایت دموکراتها از مراکز داده در مناطق محلی در چند سال اخیر بهشدت افت کرده است. در عمل، این مخالفت به دهها تعلیق موقت، تأخیر یا لغو پروژهها در ایالتهای مختلف منجر و مسئلهای سیاسی شده که سیاستمداران هر دو حزب مجبورند به آن واکنش نشان دهند.
منبع: روزنامه قدس
12304208
مهمترین اخبار وبگردی











