وقتی حمام رفتن جرم شد

باشگاه خبرنگاران جوان - تصور کنید قانونی در اروپای دهه ۱۹۳۰ میلادی وضع میشد که زنان را مجبور میکرد لباس نیمهبرهنه در معابر عمومی ظاهر شوند؛ مواجهه جامعه سنتی ایران با فرمان کشف حجاب رضاشاه، دقیقاً واجد چنین شوک و هراسی بود.
کریستین دلانوا، مورخ فرانسوی در کتاب «ساواک» مینویسد رضاشاه متقاعد شده بود که میتواند کشور را بر خلاف خواست مردمش مدرن کند. در اوایل قرن، یک ناظر انگلیسی از شکاف عمیق میان وضعیت زنان در قاهره و استانبول در مقایسه با تهران گزارش داده بود؛ رضا شاه گمان میکرد با ممنوعیت چادر و اجبار مأموران به کشیدن آن از سر زنان، میتواند این عقبماندگی را حل کند.
برخلاف تصور رایج، جامعه ایران به یکباره با این پدیده مواجه نشد. پیتر آوری، پژوهشگر برجسته دانشگاه کمبریج در کتاب «ایران مدرن» فاش میکند که در پاییز ۱۳۱۳ شمسی (۸۲ سال قبل) دولت با صدور اعلامیهای زمینهسازی برای پذیرش آموزگاران زن بیحجاب را آغاز کرد. سپس در اردیبهشت ۱۳۱۴ مرکز فرهنگی زنان تحت نظر یکی از دختران شاه تأسیس شد و دختران با لباس ورزشی رژه رفتند.
در ۶ تیر همان سال نیز نخستوزیر مجلس عصرانه تاریخی را در یک باشگاه مشهور ترتیب داد که مقامات باید همراه همسران بیحجاب خود در آن شرکت میکردند.
با این حال، مقاومت پنهان و آشکار مردم بسیار جدی بود؛ آوری اشاره میکند که در سال ۱۹۳۵، از جمعیت ۳۰۰ هزار نفری زن و مرد تهران، تنها نزدیک به ۴ هزار زن کشف حجاب کردند و دستورات نظم جدید، بیشتر مایه سوءاستفاده، استثمار و ترس مردم شده بود. جرقه نخستین مواجهه خونین در مشهد زده شد.
یرواند آبراهامیان در کتاب «تاریخ ایران مدرن» تبیین میکند که رضاشاه با ممنوعیت القاب مذهبی مانند سید، حاجی و مشهدی، محدود کردن عزاداریها به یک روز، اجبار مساجد به استفاده از صندلی برخلاف سنت نشستن روی زمین و گشودن حرم مشهد به روی گردشگران خارجی، خشم مذهبی را انباشته کرده بود.
در تیرماه ۱۳۱۴، یک واعظ محلی در حرم امام رضا (ع) از این بدعتها، فساد دولت و مالیاتهای سنگین انتقاد کرد؛ امری که بازاریان و روستاییان را به بستنشینی در حرم و سر دادن شعار علیه شاه واداشت. دکتر محمدقلی مجد در کتاب «رضاشاه و بریتانیا» جزئیاتی از این شورش بازگو میکند. وقتی در ۲۰ تیر مأموران سخنران را دستگیر کردند، مردم او را نجات دادند.
با وخامت اوضاع، استاندار خراسان از شاه کسب تکلیف کرد و پاسخ تلگرافی رضاشاه صریح بود: «همه نیروهای نظامی باید فراخوانده شوند و جمعیت به زور متفرق شود، حتی اگر مستلزم ویران کردن حرم باشد.» ارتش مشهد دچار انشقاق شد؛ برخی سربازان از شلیک به مردم سرپیچی کردند، دو نفر توسط افسران ارشد کشته شدند و یکی خودکشی کرد.
سرانجام با ورود نیروهای کمکی از آذربایجان، فاجعه رقم خورد. جان فوران در کتاب «مقاومت شکننده» مینویسد در این یورش وحشیانه ارتش با مسلسل به داخل حرم، بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ نفر کشته شدند؛ هرچند کنسولگری بریتانیا آمار کشتهها را بیش از ۱۰۰ نفر (شامل زنان و کودکان) و مجروحان را ۲۰۰ نفر اعلام کرد. پس از آن، متولیان حرم و سربازانی که شلیک نکرده بودند، اعدام شدند.
سرکوب مشهد، رضا شاه را جریتر کرد. به روایت آبراهامیان، او شلیک توپ در ماه رمضان و کاهش ساعات کاری را لغو کرد و موقوفات را به وزارت معارف سپرد. سرانجام در ۱۷ دی ۱۳۱۴ رضاشاه به همراه ملکه و دو دختر بیحجابش با لباس اروپایی در یک دبیرستان تهران حاضر شد و از این نقطه، کشف حجاب رسمیت قانونی یافت.
نیکی کدی و یان ریچارد در کتاب «ایران مدرن: ریشهها و نتایج انقلاب» توضیح میدهند که مأموران شهربانی و ژاندارمری بین سالهای ۱۹۳۶ تا ۱۹۴۱ با خشونت فیزیکی شدید، چادرها را در معابر عمومی از سر زنان میکشیدند و پاره میکردند و عملاً به خصوصیترین حوزه زندگی نیمی از جمعیت کشور تعرض شده بود.
پیامدهای این تصمیم برای زنان ایرانی فاجعهبار بود. محمدعلی همایون کاتوزیان در کتاب «اقتصاد سیاسی ایران مدرن» مینویسد بسیاری از زنان، بهویژه زنان بالای ۴۰ سال، خود را در خانهها زندانی کردند، زیرا خروج بدون حجاب را معادل عریانی میدانستند.
حتی مسئله سادهای مثل حمام رفتن هفتگی در جامعهای که حمام خصوصی نداشت، به یک بحران بدل شد؛ برخی زنانِ خوشاقبال از پشتبام همسایهها به حمام محل میرفتند و مابقی با پذیرش خطر دستگیری و توهین مأموران به خیابان میآمدند. ورود زنان محجبه به مغازهها، خیابانها، ادارات، سینماها، حمامها و حتی کالسکه و اتوبوس ممنوع شده بود.
پیتر آوری در تحلیل فرجام این سیاست مینویسد: بلافاصله پس از استعفا و خروج رضاشاه از کشور در سال ۱۳۲۰ شمسی تعداد شگفتآوری از زنان با اشتیاق فراوان دوباره به حجاب روی آوردند و چادر به سرعت به منظرهای عادی در خیابانها تبدیل شد.
منبع: فارس
12304199
مهمترین اخبار وبگردی











