دین دستساز، ابزار سلطهگران

باشگاه خبرنگاران جوان - بازخوانی نسبت معرفت دینی و استعمار در دو مسیر مشروعیتبخشی و مقاومت ابزار سلطهگران تاریخ است. استعمار فقط با اشغال سرزمینها و سلطه اقتصادی پیش نمیرود؛ گاهی از مسیر فرهنگ، هویت و حتی قرائت دین وارد میشود.
در این میان، دین میتواند به ابزاری برای تثبیت سلطه تبدیل شود یا در نقطه مقابل، به کانون مقاومت و پاسداری از استقلال و هویت جوامع بدل شود. مسئله اصلی، نه خود دین، بلکه «فهم از دین» است.
وقتی دین به خدمت سلطه درمیآید
یکی از شیوههای استعمار، تحریف مفاهیم دینی و بازتعریف آموزهها متناسب با منافع قدرتهای مسلط است؛ بهگونهای که دین از یک منبع آگاهی و مقاومت به ابزاری برای تثبیت نظم ناعادلانه تبدیل شود.
در این مسیر، دین به ساحت فردی و اخلاق خصوصی محدود میشود و مفاهیمی مانند مبارزه با ظلم، استثمار و سلطه به حاشیه میروند. نتیجه، دینی است که برای نظم مسلط خطری ایجاد نمیکند و ظرفیت کنش اجتماعی و سیاسی آن کاهش مییابد.
این روند فقط به گذشته محدود نیست. در الگوی استعمار نو، نفوذ در نظامهای ارزشی، هویتی و معرفتی، جای بخشی از شیوههای مستقیم سلطه را گرفته است. رسانهها، محصولات فرهنگی، نظام آموزشی و شبکههای اجتماعی نیز میتوانند در تضعیف هویتهای مستقل و القای برتری یک الگوی فرهنگی نقش داشته باشند.
سکولاریسم؛ نسخهای برای بیخطر کردن دین
یکی از محورهای این رویکرد، کنارگذاشتن دین از عرصه عمومی است؛ دینی که تنها به عبادت و نصیحت فردی محدود شود، در برابر ساختارهای قدرت امکان اثرگذاری کمتری خواهد داشت.
حضرت آیتالله خامنهای تصریح کردهاند: «دین در خدمت سیاستهای سلطهطلبانه قرار نمیگیرد. دین حوزهٔ سیاست و ادارهٔ امور جوامع بشری را در قلمرو خود میداند و همچون نظام سیاسی متکی به عقل و ایمان مردم با آن سیاستها مبارزه میکنند.»
از همین منظر، غیرسیاسی کردن دین به معنای خنثیکردن ظرفیت بسیجگر، مقاومتساز و رهاییبخش آن تلقی میشود؛ درحالیکه آموزههای انبیا ناظر به سامان اجتماعی و سیاست عادلانه نیز بودهاند.
استعمار از «مبلغ» تا «رسانه»
در تجربه تاریخی استعمار، مبلغان مذهبی در بسیاری از مناطق آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین پیش از نیروهای سیاسی و نظامی وارد میشدند و فعالیتهای مذهبی، آموزشی و درمانی گاه با ایجاد زمینه برای نفوذ استعماری همراه بود.
این الگو در شکل جدید، با ابزارهای متفاوت ادامه پیدا کرده است. استعمار بهوسیله رسانهها و جریانهای فکری عمل میکند؛ ابزار تغییر کرده، اما هدف، یعنی آمادهسازی فضای فکری و فرهنگی برای سلطه، در این چارچوب یکسان توصیف شده است.
«اسلام آمریکایی» در برابر «اسلام ناب»
در مواجهه با اسلام، پروژه دیگری دنبال میشود: تبدیل دین به یک ایدئولوژی غیرسیاسی، حمایت از جریانهای همسو با اهداف استعمار، اسلامهراسی و تشدید شکافهای مذهبی و قومی. حاصل این روند، اسلامی منفعل، منزوی یا سازشکار است.
در این چارچوب، دو قرائت ظاهراً متفاوت، یعنی «اسلام متحجر» و «اسلام تجددگرا»، از یک نقطه مشترک برخوردارند: هر دو در نهایت دین را از عرصه سیاست و اداره جامعه کنار میگذارند. در مقابل، «اسلام ناب محمدی» بر سه رکن «معنویت»، «عقلانیت» و «عدالت» استوار معرفی شده است.
روحانیت؛ جایی که مقاومت شروع میشود
روحانیت شیعه در این روایت، نهادی مستقل و مردمی است که بر پایه اجتهاد و استنباط عمیق از متون دینی شکلگرفته و همین استقلال، امکان ایستادگی در برابر قراردادها و سیاستهای استعماری و همچنین آگاهیبخشی و بسیج اجتماعی را فراهم کرده است.
قیام تنباکو به رهبری میرزای شیرازی و نقش روحانیت در انقلاب اسلامی از نمونههای تاریخی این کارکرد معرفی شدهاند. روحانیت شیعه در این چارچوب «ستون فقرات مقاومت اجتماعی در برابر نظم سلطه» توصیف شده است.
جنگ فقط بر سرزمین نیست
استعمار برای تضعیف مقاومت جمعی، از اختلافات مذهبی و قومی نیز بهره گرفته است. ایجاد یا حمایت از جریانهای افراطی و فرقهای، تشدید شکافهای اجتماعی و تبدیل اختلافات اعتقادی به درگیریهای سیاسی و امنیتی، از جمله روشهایی است که در این چارچوب موردتوجه قرار گرفته است.
آیتالله خامنهای درباره یکی از پایههای وحدت میگویند: «ایمان عمیق دینی مردم ما، بزرگترین سد راه آنهاست.»
بر همین اساس، وحدت اسلامی تنها به معنای کنارگذاشتن اختلافات فقهی نیست؛ بلکه اشتراک در ایمان و ایستادگی در برابر سلطه طاغوت، محور مهم این وحدت دانسته شده است.
آخر ماجرا: دینِ بیخطر یا دینِ مقاومت؟
دو مسیر در برابر معرفت دینی قرار میگیرد: اگر دین بر پایه منابع اصیل، عقلانیت اجتهادی و جامعیت آن فهم شود، به عامل بیداری و مقاومت در برابر سلطه تبدیل میشود؛ اما اگر دچار تحریف، تقلیل یا انجماد شود، میتواند در خدمت مستکبران قرار گیرد.
«اسلام ناب محمدی» در این چارچوب، با تأکید بر ابعاد اجتماعی و سیاسی دین، عدالتخواهی، استکبارستیزی و انتظار پویا، بهعنوان منبع مقاومت معرفی شده و انقلاب اسلامی ایران نیز نمونه عینی این پیروزی دانسته شده است. در نهایت، مسئله تعیینکننده «خود دین» نیست؛ «فهم از دین» است.
منبع: فارس
12304903
مهمترین اخبار وبگردی











