مجله آمریکایی: پیمان مکه میتواند برای ایران به فرصت تبدیل شود

باشگاه خبرنگاران جوان؛ ستایش اسکندری – مجله «ریسپانسیبل استیت کرفت» در یادداشتی نوشت پیمان مکه را میتوان از مهمترین تحولات شکلدهنده به خاورمیانه دانست.
این توافق، هرچند ماهیتی دفاعی دارد و یک تعهد دفاع متقابل میان عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه ایجاد میکند، میتواند پیامدهای بزرگی برای موازنه قدرت منطقهای داشته باشد. همهچیز به این بستگی دارد که امضاکنندگان آن تهدیدهایی را که باید با آنها روبهرو شوند چگونه تعریف کنند و، مهمتر از آن، سایر بازیگران منطقهای، بهویژه ایران و اسرائیل، چگونه به شکلگیری آن واکنش نشان دهند.
هرچند این پیمان در بحبوحه جنگ جاری آمریکا و ایران شکل گرفته است، اما نباید آن را ائتلافی صریحاً ضدایرانی دانست. نویسنده معتقد است برعکس، تهران دلایل خوبی دارد که با نگاه مثبت به آن بنگرد.
وزیر خارجه ترکیه اشاره کرده بود که مقدمات این توافق بیش از دو سال است که در جریان بوده است. توافق دفاع متقابل راهبردی میان ریاض و اسلامآباد در عرض چند هفته پس از حمله اسرائیل به قطر در سال گذشته نهایی شد و شاید تا حدی تحت تأثیر همان رویداد قرار گرفته باشد.
در همین حال، گفته میشود مصر نیز پیشنهادی برای ایجاد یک معماری دفاعی به سبک ناتو در منطقه مطرح کرده بود. این تحولات در کنار هم نشان میدهند که ایران هدف پیمان مکه نیست.
نویسنده ادعا میکند این تمایز در فهم موضع ایران اهمیت دارد. یکی از اهدافی که در راهبرد جنگی تهران نهفته بود، این بود که به دولتهای منطقه نشان دهد حضور نظامی آمریکا خود میتواند به منبعی برای ناامنی بدل شود. اگر ایران در تحقق این هدف موفق شود، آن دولتها احتمالاً به دنبال ترتیبات امنیتی جایگزین خواهند رفت. بنابراین، ظهور چارچوبهای دفاع منطقهای جایگزین لزوماً به معنای شکست راهبرد ایران نخواهد بود.
تا اینجا، ایران با احتیاطی توأم با خوشبینی به این پیمان نگاه کرده است. تهران انگیزههای محکمی دارد که همچنان با ذهنی باز به پیمان مکه نگاه کند. ائتلاف مکه درهای خود را به روی کشورهای همسایه که خواهان صلح و ثبات پایدار هستند گشوده است؛ نویسنده آورده است به این معنا که این احتمال وجود دارد که ایران روزی به این ائتلاف بپیوندد.
این موضوع آنقدرها هم دور از ذهن نیست. در نهایت، ایران پیشتر نیز آمادگی خود را برای مشارکت در توافق دفاع متقابل راهبردی نشان داده بود. اگر ایران حاضر باشد وارد ائتلافی با عربستان سعودی شود، طبیعی است که در صورت حضور ترکیه نیز کمتر از آن ابا داشته باشد؛ بهویژه با توجه به نقش آنکارا در جلوگیری از یک یورش تحت حمایت اسرائیل از سوی کردها به ایران در سال جاری.
علاوه بر این، ترکیه و پاکستان با ایران پیوندهای عمیق تاریخی، فرهنگی و مذهبی دارند. روایت منطقهای گستردهتر ایران نیز همچنان تا حدی در جوامع این دو کشور بازتاب دارد. این پیوندها اختلافات را از میان نمیبرند، اما نشان میدهند که بعید است هیچیک از این دو کشور یکشبه به دشمنی سرسخت و آشتیناپذیر علیه ایران تبدیل شوند.
نویسنده مدعی است این وضعیت، استراتژیستهای ایرانی را در برابر یک انتخاب روشن قرار میدهد. ایران باید همانطور که تا اینجا عمل کرده، از برخورد با این پیمان بهعنوان یک ائتلاف ضدایرانی خودداری کند. یک رویکرد عملگرایانه میتواند چشمانداز مشارکت ایران در معماری امنیتی نوظهور منطقه را زنده نگه دارد.
اگر دیپلماسی آمریکا و ایران در نهایت به یک توافق هستهای جامع بینجامد، بسیاری از موانع پیشروی مشارکت ایران در ترتیبات منطقهای نیز ممکن است کاهش یابد.
گزینه دیگر این است که ایران به این پیمان بهعنوان پروژهای ذاتاً ضدایرانی پاسخ دهد؛ واکنشی که خطر آن را دارد که به یک پیشگویی خودمحققشونده تبدیل شود. در آن صورت، این ائتلاف ناچار خواهد شد دفاع جمعی خود را آشکارا بر پایه تهدید ایران سازمان دهد. در عمل، شاید ایران صرفاً لازم باشد صبر کند و ببیند زمان چه خواهد کرد.
اگر یک ترتیبات منطقهای جدید بهتدریج آزادی عمل اسرائیل را محدود کند، ایران میتواند بدون آنکه مستقیماً با اسرائیل روبهرو شود، فضای تنفس راهبردی بیشتری به دست آورد. در نتیجه، به نظر میرسد ایران انگیزهای قوی دارد که بگذارد آرایشهای منطقهای بهتدریج تکامل پیدا کنند.
نویسنده باور دارد گسترش احتمالی توافق مکه نیز میتواند این روند را تقویت کند. رئیسجمهور ترکیه، گفته است که مصر میتواند به این توافق بپیوندد. سابقه مصر در قبال اسرائیل، همراه با منافع متعارض ترکیه با اسرائیل در شرق مدیترانه، ممکن است در نهایت اسرائیل را به این برداشت برساند که یک توافق مکه گسترشیافته، ابزاری برای مهار راهبردی است. چنین برداشتی خطرهای خاص خود را خواهد داشت.
اگر اسرائیل تصمیم بگیرد موازنهسازی کند که به احتمال زیاد چنین خواهد کرد اسرائیل و هم این بلوک میتوانند قربانی معمای امنیت شوند. اسرائیل بهدنبال شراکتهای امنیتی منطقهای قدرتمندتری خواهد رفت، برای مثال با سومالیلند و حتی هند، در حالی که اعضای توافق مکه ممکن است در پاسخ، ترتیبات دفاع جمعی خود را بیش از پیش نهادینه و گسترش دهند.
از نگاه ایران، چنین تحولی میتواند فرصتهایی ایجاد کند. اگر اسرائیل ناچار شود مجموعه گستردهتری از رقابتهای منطقهای را مدیریت کند، ایران فضای راهبردی بیشتری به دست خواهد آورد. منطق ماجرا صرفاً این نیست که دشمن دشمن ایران لزوماً دوست آن است. بلکه یک توازن منطقهای پیچیدهتر میتواند توان اسرائیل برای متمرکز کردن منابع راهبردی خود بر ایران را کاهش دهد. با این حال، لحظه حقیقت ممکن است بسیار زودتر فرا برسد.
در جریان درگیریهای منطقه نیز، پاکستان و ترکیه ممکن است عربستان سعودی را به خویشتنداری تشویق کنند.
نویسنده ادعا دارد هر دو کشور گرایش خود را به مدیریت دیپلماتیک بحرانهای منطقهای نشان دادهاند. دیپلماسی آنها نقش مهمی در جلوگیری از آن داشت که عربستان سعودی پس از حملات ایران به تأسیسات سعودی، بهطور مستقیم وارد درگیری آمریکا و ایران شود. حتی در چارچوب توافق دفاع متقابل راهبردی نیز، پاکستان لزوماً وارد جنگ نشد، بلکه بر کاهش تنش تأکید کرد.
مشارکت آنها در توافق مکه در نتیجه میتواند بهجای تشدید تنش، نوعی حائل دیپلماتیک ایجاد کند.
12300820
مهمترین اخبار بینالملل











