راز خانهای که شهریار هیچوقت از آن دل نکند

باشگاه خبرنگاران جوان - در خشکناب و در دامنههای حیدربابا، خانهای هنوز بخشی از خاطرات کودکی محمدحسین بهجت تبریزی را در خود جای داده است؛ خانهای با دیوارهای ساده، اتاقهای روستایی و ایوانی رو به طبیعت که پس از سالها مرمت و احیا، حالا قرار است به موزه فرهنگ و ادب تبدیل شود و روایتگر بخشی از زندگی و میراث شهریار برای نسل امروز باشد.
در خشکناب، هنوز میشود رد کودکی شهریار را میان دیوارهای یک خانه قدیمی، ایوان چوبی و چشماندازی که تا دامنههای حیدربابا کشیده شده، دنبال کرد؛ جایی که سالها پیش محمدحسین بهجت تبریزی بخشی از کودکی خود را گذراند و بعدها خاطرات همان روزها را به شعر سپرد.
خانه پدری شهریار در خشکناب، حالا پس از سالها دوباره جان گرفته است؛ دیوارهای کاهگلی و تیرهای چوبی مرمت شدهاند، اتاقها رنگوبوی خانههای روستایی منطقه را حفظ کردهاند و ایوان خانه همچنان رو به طبیعت باز میشود؛ انگار قرار است این خانه، بخشی از روایت زندگی شاعری باشد که نام خشکناب و حیدربابا را در شعر فارسی و آذربایجانی ماندگار کرد.
اینجا، فاصله میان آن کودک روستایی و «شهریار» شاعر چندان زیاد نیست؛ کافی است در خانه قدم بزنی، از کنار اتاقهای ساده و پنجرههای رو به طبیعت بگذری و لحظهای تصور کنی که این منظرهها چگونه در حافظه کودکی او نشستهاند.
حالا این خانه قرار است با عنوان موزه فرهنگ و ادب، از یک خانه قدیمی فراتر برود و به محلی برای روایت فرهنگ منطقه، زندگی و آثار شهریار تبدیل شود.
خشکناب، روستایی از توابع بخش تیکمهداش شهرستان بستانآباد است؛ جایی که نامش با کودکی شهریار و خاطراتی که بعدها در شعرهای او بازتاب یافت، پیوند خورده است. حالا در آستانه روز ملی شعر و ادب فارسی و سالروز درگذشت استاد شهریار، خانه پدری او آماده افتتاح و بهرهبرداری شده است.
از کوچههای خشکناب تا خانه شهریار
با نزدیک شدن به خانه، نخستین چیزی که دیده میشود نمایی ساده و روستایی است؛ دیوارهایی با رنگ خاکی، درهای چوبی و ستونها و تیرهای چوبی که ایوان خانه را شکل دادهاند.
ایوان چوبی در دو طبقه امتداد پیدا کرده و گلدانهای کوچک در کنار نردههای چوبی قرار گرفتهاند. درختان اطراف خانه نیز بخشی از نمای آن را پوشاندهاند؛ تصویری که با فضای روستایی خشکناب هماهنگ است.
این خانه در سالهای گذشته نیازمند مرمت و احیا بود و طرح بازسازی آن با توجه به ساختار و ویژگیهای خانههای روستایی منطقه دنبال شد. پروژه مرمت و بازسازی در نهایت پس از رفع مسائل مربوط به تملک و تأمین اعتبار، از سال ۱۴۰۰ وارد مرحله اصلی اجرا شد و در روزهای اخیر آخرین اقدامات برای آمادهسازی آن به پایان رسید.
خانه پدری شهریار حالا فقط یک بنای قدیمی نیست؛ قرار است به یکی از مکانهای فرهنگی و ادبی مرتبط با این شاعر تبدیل شود.
احمد حمزهزاده، مدیرکل میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی آذربایجانشرقی، درباره این مجموعه میگوید: خانه پدری استاد شهریار در روستای خشکناب توسط ادارهکل میراث فرهنگی تملک و مرمت شده و همزمان با روز ملی شعر و ادب فارسی افتتاح میشود.
به گفته او، این خانه یک هزار و ۲۳۴ مترمربع عرصه و ۳۵۰ مترمربع اعیان دارد و برای تملک، مرمت و احیای آن در مجموع ۳۰ میلیارد تومان هزینه شده است.
در روزهای پایانی نیز لکهگیری، مرمتهای جزئی، نصب شناسنامه بنا، اجرای سکوها و محوطهسازی انجام شده تا خانه برای بهرهبرداری رسمی آماده شود.
وقتی وارد خانه میشویم
درِ چوبی خانه که باز میشود، فضای داخلی با تصویری از یک خانه روستایی سنتی پیش روی بازدیدکننده قرار میگیرد؛ اتاقهایی با فرشهای طرحدار، پارچههای رنگارنگ، لباسهای محلی و وسایل سادهای که حالوهوای زندگی سنتی منطقه را تداعی میکنند.
در گوشهای از یکی از اتاقها، لباسهای محلی آویخته شده و فرشها و دستبافتههای رنگارنگ فضای اتاق را پوشاندهاند. در اتاقی دیگر، دو صندلی چوبی در کنار پنجره قرار گرفته و نور از بیرون به داخل میتابد.
جزئیات تزئینی خانه نیز تلاش کردهاند فضای زندگی روستایی را برای بازدیدکننده قابل لمس کنند؛ از بافتهها و نخهای رنگارنگ گرفته تا پارچهها و لباسهای سنتی که در بخشهای مختلف آویخته شدهاند.
پنجرهای رو به خشکناب
یکی از قابهای دیدنی خانه، پنجرهای چوبی است که از آن میتوان بخشی از طبیعت و بافت روستا را دید؛ درختان در قاب پنجره قرار گرفتهاند و پشت آنها، چشمانداز خشکناب دیده میشود.
این همان جایی است که فضای خانه، روستا و خاطرات کودکی شهریار به یکدیگر نزدیک میشوند؛ چراکه بخش مهمی از تصویرهایی که او از کودکی و طبیعت پیرامون خود در شعرهایش ثبت کرده، به همین فضای روستایی و منطقه حیدربابا بازمیگردد.
«حیدربابایه سلام» را میتوان یکی از روشنترین نمونههای این پیوند دانست؛ منظومهای که در آن شهریار به طبیعت، مردم، آیینها و خاطرات سالهای کودکی خود در منطقه بازمیگردد. در این اثر، تصویرهایی از رعد و برق و باران، کوه، روستا، مردم و روزهای کودکی در کنار هم قرار گرفتهاند.
حیدربابا؛ کوهی استوار در اشعار شهریار
شهریار سالها از خشکناب فاصله گرفت، اما خاطرات این منطقه در شعر او باقی ماند. در «حیدربابایه سلام»، شاعر با خطاب قرار دادن حیدربابا، به سراغ خاطرات کودکی و زندگی روستایی میرود؛ از طبیعت و فصلها گرفته تا آدمها، بازیهای کودکی و قصههایی که در آن سالها شنیده است.
در بخشی از این منظومه، خاطره شبهایی که مادربزرگ قصه میگفت و آرزوی بازگشت به دوران کودکی در کنار یکدیگر قرار میگیرند؛ همان حس نوستالژیکی که یکی از محورهای اصلی منظومه شهریار است.
این خانه بخشی از بستر زندگی و خاطرات کودکی شاعر را بازنمایی میکند؛ همان سالهایی که بعدها در آثار او، بهویژه شعرهای ترکی، بازتاب پیدا کرد.
ایوانی رو به درختان
از اتاقها که بیرون میآییم، ایوان چوبی خانه دوباره نگاه را به سمت فضای بیرون میبرد. ستونهای چوبی، سقف تیرپوش و نردههای ساده، در امتداد بنا قرار گرفتهاند و نور و سایه در طول ایوان تصویری متفاوت از فضای داخلی خانه ساخته است. درختان نیز درست در کنار ایوان قرار گرفتهاند و بخشی از فضای سبز اطراف را به داخل خانه پیوند میدهند.
ایوان، شاید بیش از هر بخش دیگری از خانه، معماری یک خانه روستایی را پیش چشم میآورد؛ جایی برای نشستن، تماشای طبیعت و گذراندن بخشی از زندگی روزمره.
حالا همین فضا قرار است برای بازدیدکنندگانی روایت شود که شاید پیش از این، خشکناب را تنها از خلال نام شهریار و شعرهای او میشناختند.
خانهای که قرار است موزه شود
مرتضی محمدزاده، معاون سیاسی و اجتماعی استاندار آذربایجانشرقی نیز با اشاره به برنامههای روز ملی شعر و ادب فارسی میگوید: مجموعهای از برنامههای فرهنگی و ادبی طی حدود چهار روز در استان برگزار میشود و افتتاح خانه پدری استاد شهریار در خشکناب یکی از برنامههای اصلی این مناسبت است.
به گفته او، این مراسم روز پنجشنبه ۲۶ شهریور با حضور مردم منطقه و مقامات کشوری برگزار خواهد شد و خانه شهریار پس از افتتاح، به عنوان موزه فرهنگ و ادب مورد بهرهبرداری قرار میگیرد تا از ظرفیت آن برای معرفی فرهنگ و ادبیات منطقه و شناساندن بیشتر شخصیت و آثار استاد شهریار استفاده شود.
در واقع، قرار است کار این خانه با پایان مرمت تمام نشود؛ بلکه ساختمان مرمتشده، به محلی برای روایت فرهنگ و ادبیات منطقه تبدیل شود.
از پلههای خانهای قدیمی تا نسل امروز
در یکی از قابهای خانه، کودکی از پلهها بالا میآید؛ تصویری ساده، اما معنادار از پیوند نسل امروز با خانهای که قرار است روایتگر کودکی یک شاعر باشد.
شهریار نیز روزی کودکی از همین جغرافیا بود؛ کودکی که سالها بعد، وقتی از خشکناب و روزهای کودکی فاصله گرفته بود، خاطرات آن روزها را در شعرهایش دوباره زنده کرد.
حالا کودکان و نوجوانانی که به این خانه میآیند، نه برای دیدن خانهای متروک، بلکه برای دیدن بخشی از تاریخ فرهنگی منطقه وارد آن میشوند؛ خانهای که قرار است از این پس، داستان شهریار را در همان جغرافیایی روایت کند که بخشی از کودکی او در آن گذشته است.
پایان مرمت، آغاز یک روایت
مرمت خانه پدری شهریار پس از سالها پیگیری به پایان رسیده و بنا برای افتتاح رسمی آماده شده است. بر اساس اعلام ادارهکل میراث فرهنگی، مراحل اصلی مرمت ساختمان پیش از این به پایان رسیده بود و اقدامات نهایی از جمله محوطهسازی و رفع نواقص جزئی نیز در روزهای اخیر انجام شده است.
از پشت پنجرههای چوبی خانه هنوز میتوان درختان و چشمانداز روستا را دید؛ از ایوان، صدای زندگی امروز خشکناب به گوش میرسد و در اتاقها نشانههایی از زندگی سنتی منطقه به نمایش درآمده است.
شهریار سالها پیش از اینجا رفت، اما خشکناب از شعر او نرفت. حیدربابا از مقابل چشمش دور شد، اما در شعرش ماند و خاطرات کودکی نیز به بخشی از میراث ادبی او تبدیل شد.
حالا خانه پدری او پس از سالها مرمت، آماده است تا این بار نه در قالب شعر، بلکه از زبان دیوارها، پنجرهها، ایوان چوبی و اشیای یک خانه روستایی، بخشی از همان قصه را برای نسلهای بعد روایت کند.
منبع: فارس
12306758
مهمترین اخبار وبگردی











