وبگردی 20:38 - 08 شهریور 1405
باشگاه خبرنگاران
دهه شصت؛ قصه نسلی که اقتصاد را در کوچه پس کوچههای مدرسه آموخت
کمتر از یک ماه دیگر، زنگ مدارس دوباره به صدا درمیآید و کوچهپسکوچههای شهر، حالوهوای دیگری پیدا میکند.

باشگاه خبرنگاران جوان - کمتر از یک ماه به بازگشایی مدارس مانده است؛ روزهایی که برای نسل امروز پر از ویترینهای رنگارنگ و کیفهای مارکدار است، اما برای بچههای دهه شصت، تداعیگر روزهاییست که کتابهای دستدوم، مدادهای دوسرنوشته و جامدادیهای ساده، تمرینِ اقتصاد و قناعت در کوچهپسکوچههای مدرسه بود.
کمتر از یک ماه دیگر، زنگ مدارس دوباره به صدا درمیآید و کوچهپسکوچههای شهر، حالوهوای دیگری پیدا میکند؛ کیفهای نو، کفشهای تازه و هیاهوی دانشآموزانی که تابستان را وداع گفتهاند و به استقبال مهر میروند. اما در میان این شلوغیِ شیرینِ شهریور، دلمان برای چه کسی تنگ میشود؟ برای خودمان، برای آن روزهایی که ما هم با کیفِ پارچهای یا جامدادیِ کتابی، راهی مدرسه میشدیم؛ نسلی که هرچند سالها از آن روزها گذشته، اما بچههای قدیمی دهه شصت هیچوقت خاطرات آن سالها برایشان کهنه نمیشود.بچههای قدیمی دهه شصت هیچوقت خاطرات آن سالها برایشان کهنه نمیشود؛ بلکه هر بار به یاد آن روزها، گل لبخند بر لبهایمان میشکفد و دلتنگ روزهای مدرسه میشویم. نسلی که در میان کوچهپسکوچههای جنگ و بمباران، با چشمانی پر از امید، الفبا را از دل کتابهایی آموخت که سادهترین و در عین حال عمیقترین مفاهیم زندگی را در خود داشتند. داستانهایی مثل «بابا آب داد» و «آن مرد با باران آمد» برای کودکانی که در دهه شصت به مدرسه میرفتند، چنان خاطرهانگیز است که ورق زدن دوبارهشان، لبخند را مهمان ناخواندهٔ لحظات مان میکند.
یادی از کتابهای درسی بیآلایش
کتابهای درسی آن دوران، همنشین خاطرات و حوادث و کوچه و خانه بودند. کتابهایی که در قفسههای کتابفروشیها، امروز به عنوان «نوستالژی» به فروش میرسند، پدران و مادران امروز را به سفری شیرین به دوران کودکی میبرند.
کتابهای دست دوم، سنت پسندیدهای که در گذشته ماند
مصطفی جهانمردی، معلم بازنشسته شهرضایی به سی، چهل سال پیش یا حتی بیشتر باز میگردد و با یادآوری خاطرات آن زمانی آهی میکشد و میگوید: انگار همین دیروز بود با شوق و ذوق لای کتابهای نوی مدرسه را باز میکردیم و بو میکشیدیم و از بوی عطری که از ورقهای نوی کتاب به مشاممان میرسید، بال در میآوردیم.وی میافزود: کتابهایی که بدون پرداخت هیچ هزینهای در دوران ابتدایی مجانی تحویلمان میدادند و پشت آن نوشته بود «این کتابها رایگان و خرید و فروش آن اکیداً ممنوع است». جهانمردی با بیان اینکه بچههای مدرسه ابتدایی همه از فیض و برکت کتابهای رایگان ابتدایی بهره میبردند، میگوید: ولی در دوره دبیرستان بابت تهیه کتاب مبلغی توسط خانوادهها هزینه میشد. چون کتابها در دبیرستان رایگان نبود.این معلم بازنشسته گفت: بعضی از دانشآموزان دبیرستان به جای خرید کتاب نو و دست اول کتابهای دست دوم دوستان و اقوام خود را که یک سال جلوتر بودند، میگرفتند تا پولی بابت خرید کتاب ندهند. البته گاهی به طرف مقابل مبلغی پرداخت میکردند که در این حالت برای هر دو منفعت داشت دانشآموزی که کتاب خود را تمیز نگه داشته بود در آخر سال با فروش آن به دوست خود پولی دستش را میگرفت و دانش آموز دیگر که پول تهیه کتاب نداشت با پرداخت مبلغ اندکی و یا بدون پرداخت بابت سال بعد خود کتابش را تهیه میکرد. این رسمی بود که بین بچههای آن دوران فراوان دیده میشد.
وی ادامه میدهد که نوع مطالب کتابها هم به نوعی بود که تغییرات دیر به دیر صورت میگرفت. با وجود این کتابها دارای مفاهیم کلی و مفید برای دانشآموز و جامعه بودند.
لوازمالتحریر؛ از سادگی تا خاطره
لوازمالتحریر دانشآموزان دهه شصت، هرچند ساده و بیآلایش بود، اما برای ما گنجینهای از خاطرات بود. مدادهای سوسمارنشان و شمشیرنشان که همه ما دههشصتیها داشتن و لذت نوشتن با آن را تجربه کردهایم. تراشهای دایرهای شکل رنگرنگی و اگر خوششانس بودیم، مدادتراش مخزندار فیلی که دیگر لازم نبود کنار سطل برویم و مدادهایمان را بتراشیم. جامدادیهای کتابی که لوازمالتحریرمان را به مرتبترین شکل ممکن در محفظههایش میچیدیم و دفترهایی با جلد شطرنجی که پشتش شعار «تعلیم و تربیت عبادت است» را تداعی میکرد.
در گذشته جلد کردن کتابها توسط خود بچهها صورت میگرفت
جهانمردی تصریح میکند که دیگر سنت پسندیده استفاده از کتابهای دست دوم در میان دانشآموزان دیده نمیشود، امروزه ما شاهد و ناظر نسلی تجملگرا و اهل اسراف هستیم. این معلم بازنشسته شهرضایی میگوید: روزگاری به دلیل بهرهوری از لوازمالتحریر استفاده از دفترچههای نیمه تمام را در سال بعد ادامه میدادند و حتی اوراق سفید مانده بعضی دفترچهها را به هم میدوختند و از آن به عنوان چکنویس استفاده میکردند.وی با اعتقاد بر اینکه انجام بعضی از کارها و آموزش آن از همین دوران دانشآموزی شروع میشود، میگوید: امروزه حتی بچهها از جلد کردن دفترها و کتابهایشان عاجزند در صورتی که در گذشته جلد کردن کتابها توسط خود بچهها صورت میگرفت و بنا بر نیاز دستها، ذهنشان به کار افتاده و خود به خود از آنها افرادی خلاق و مفید برای آینده تربیت میشد.
جهانمردی میگوید: امیدوارم ذکر این مطالب موجب شود بعضی سنتهای پسندیده گذشته زنده شود و دانشآموزانمان در کمک به اقتصاد خانواده کمی مراعات کنند.
ما با گاز گرفتن دست برای خود ساعت میساختیم
مجید که متولد هزار و سیصد و شصت است درباره خاطرات آن دوران میگوید: دوران نوجوانی ما در مدارس شلوغ و دو شیفته سپری شد. هفتهای صبح و هفتهای ظهر به مدرسه میرفتیم. تمام سرگرمی ما در کوچههای تنگ و یک توپ پلاستیکی خلاصه میشد. ما با گاز گرفتن دست برای خود ساعت میساختیم و ذوق میکردیم.وی ادامه میدهد: بسیاری از ما تجربه نشستن بر نیمکتهای سه نفره یا چهار نفره را داریم. نیمکتهایی که آنقدر تنگ بود که در زمان امتحان، دانشآموز وسط نیمکت باید به پایین میرفت و امتحان میداد تا کسی نتواند تقلب کند.
کشهایی که در آن زمان حکم کیف برای مقاطع دبیرستان را داشت
مجید از خانواده هفت نفره خود میگوید که هنگام بازگشایی مدارس پدرش چندین متر جلد پلاستیکی با چسب و منگنه میخرید و او و خواهر و بردارهایش همه مشغول جلد کردن کتابها و دفترهایشان میشدند و از جلدهای چسبی و پر زرق و برق امروز خبری نبود.او میگوید، در مقاطع دبیرستان پسرها در آن زمان دور کتابهای خود یک کش میانداختند و به دبیرستان میرفتند و خبری از کیف و کلاسور نبود و کتابها را ترک چرخ میگذاشتیم و به مدرسه میرفتیم.
از قناعت تا اسراف؛ سیری در تغییر نسلها
اما امروز، کمتر از یک ماه تا مهر، ویترین مغازهها رنگارنگتر از همیشه است؛ کیفهای مارکدار، جامدادیهای سهبعدی، مدادهای رنگارنگ با انبوهی از لوازم یدکی، خطکشهای دیجیتال، دفترهایی با طرحهای کارتونی و... دراین میان، جای خالی یک چیز به شدت حس میشود: سادگی و قناعت.جهانمردی بهدرستی تأکید میکند که امروزه دیگر سنت استفاده از کتابهای دست دوم، آنگونه که در گذشته رایج بود، دیده نمیشود. دانشآموزان امروزی، حتی اگر خانوادهای با وضعیت اقتصادی متوسط داشته باشند، اصرار بر خرید کتابهای نو، کاورهای شیک و لوازمتحریر برند دارند. امروز که برگهای روزگار ورق خورده و ما از آن روزها فاصله گرفتهایم، شاید بهتر است دوباره به کتابهای درسی دهه شصت سری بزنیم؛ نه فقط برای نوستالژی، بلکه برای یادآوری ارزشهایی مثل قناعت، همدلی و سادگی که در پسِ آن صفحات بیآلایش نهفته است.ما دانشآموزان دهه شصت، دانشآموزان روزهای سخت هستیم، ما با همه دلخوشیهای کودکانهمان قد کشیدیم دوران مدرسه ما با ترس و اضطراب روزهای جنگ گذشت، نسل متفاوتی از کودکان امروز.
منبع: فارس
12303157
پربازدید ها
پر بحث ترین ها
مهمترین اخبار وبگردی
وبگردی

«باشگاه خبرنگاران» کمتر از یک ماه دیگر، زنگ مدارس دوباره به صدا درمیآید و کوچهپسکوچههای شهر، حالوهوای دیگری پیدا میکند.
وبگردی

«باشگاه خبرنگاران» هفدهم ربیعالاول تنها یک مناسبت تاریخی نیست؛ روزی است که در حافظه مسلمانان با میلاد حضرت محمد مصطفی(ص) پیامبر رحمت و خاتم پیامبران و در نگاه شیعیان با ولادت امام جعفر صادق(ع) ششمین امام شیعیان، پیوند خورده است.
وبگردی

«باشگاه خبرنگاران» مادران و پدرانی که شیفته هوش مصنوعی هستند، از این فناوری برای فرزندپروری به شیوههایی عجیب و گاهی کاملا آسیبزننده استفاده میکنند.
وبگردی

«باشگاه خبرنگاران» آیندهای همراه با هوش مصنوعی برای نوجوانان امروز نویدبخش است یا ترسناک؟ محققان برای رسیدن به جواب مستقیماً به سراغ خود بچهها رفتند.
وبگردی

«باشگاه خبرنگاران» چرا میگوییم «مرغش یک پا دارد»؟ پاسخ را باید در یکی از حکایتهای شیرین ملانصرالدین جستوجو کرد.
وبگردی

«باشگاه خبرنگاران» ساخت آن فیلم آنقدر برایتان مهم و باارزش بود که در اثنای ساخت آن در آبان ۱۳۹۱، راهی بازدید از پروژه «محمد رسولالله (ص)» شدید.
وبگردی

«باشگاه خبرنگاران» محققان هشدار میدهند قبل از گرفتن عکس یا ذخیره اسکرینشات برای به خاطر سپردن چیزی خوب فکر کنید.
وبگردی

«باشگاه خبرنگاران» آقای ضیا، نمیتوان با چند مشاهده شخصی، درباره همه زندگیهای مشترک قضاوت کرد؛ چراکه خوشبختی واقعی در روزهای سخت و پای تعهد خودش را نشان میدهد.
وبگردی

«باشگاه خبرنگاران» هشدارهای مداوم باعث افزایش اضطراب کودک میشود، اما یک قصه ساده میتواند ذهن ملتهب او را به ساحل آرامش برساند.
وبگردی

«باشگاه خبرنگاران» مسیرهای جایگزین تنگه هرمز، هرچند در نگاه اول راهحلی جذاب به نظر میرسند، اما در عمل با موانع جدی روبهرو هستند.

