آقای ضیا! خوشبختی را پشت میز کافه جستوجو نکنید

باشگاه خبرنگاران جوان - آقای علی ضیا! اینکه شما در تجربه شخصی خود «دوستدختر و دوستپسر خوشحال» زیاد دیدهاید، اما «زن و شوهر خوشحال» ندیدهاید، شاید یک برداشت شخصی باشد؛ اما وقتی این برداشت در جایگاه یک چهره شناختهشده رسانهای بیان میشود، دیگر فقط یک جمله شخصی نیست و میتواند بر ذهن و نگاه بخشی از جامعه اثر بگذارد.
شما از خوشحالی گفتهاید؛ اما سؤال اینجاست که خوشبختی را با چه معیاری اندازه گرفتهاید؟ با چند ساعت کافهنشینی؟ با خندههای یک قرار دو نفره؟ یا با سالهایی که یک زن و مرد در کنار یکدیگر، از سختیهای زندگی عبور کردهاند؟
جواد نظری، رئیس بسیج رسانه استان ایلام، در واکنش به این نگاه، با صراحت میگوید: طبیعی است وقتی ازدواج اطرافیانت فقط با همان نگاه تفریح و هفتهای چند ساعت کافه رفتن بوده باشد، توی سختیهای زندگی جا بزنید.
آقای ضیا، شاید مشکل دقیقاً همینجا باشد؛ اینکه ما گاهی ویترین رابطه را با تمام واقعیت زندگی اشتباه میگیریم.
زن و شوهری که صبح برای کار از خانه بیرون میروند، قسط و اجاره و هزینه زندگی را مدیریت میکنند، در بیماری کنار یکدیگر میمانند، برای آینده فرزندشان تلاش میکنند و شب خسته به خانه برمیگردند، شاید فرصت چندانی برای نمایش خوشبختی خود نداشته باشند.
اما آیا، چون خوشبختیشان را در کافه یا قاب دوربین ندیدهایم، پس وجود ندارد؟ زندگی واقعی الزاماً تماشایی نیست؛ اما عمیق است.
رئیس بسیج رسانه استان ایلام همچنین نسبت به عادیسازی روابط بدون تعهد هشدار داده و میگوید: جدا از این، این نگاه کاملاً ضدزن است؛ چون توی روابط بیتعهد بیشترین آسیب را دخترها میبینند. این نکته قابل تأمل است.
رابطهای که تعهد روشنی نسبت به آینده، مسئولیت و پیامدهای آن وجود ندارد، ممکن است در روزهای خوش جذاب به نظر برسد؛ اما جامعه باید درباره روزهایی هم حرف بزند که هیجان اولیه تمام شده و پای پیامدهای عاطفی و اجتماعی به میان آمده است.
البته هیچکس نمیگوید هر ازدواجی موفق است. خانواده با مشکلات جدی مواجه است؛ از مشکلات اقتصادی و اختلافات زوجین گرفته تا ضعف مهارتهای ارتباطی و آسیبهای اجتماعی. اما نقد مشکلات ازدواج با زیر سؤال بردن اصل ازدواج دو موضوع متفاوت است.
آقای ضیا، اگر زندگی مشترکی را دیدهاید که در آن زن و مرد خوشحال نبودهاند، شاید بهتر باشد به جای تعمیم آن تجربه به همه خانوادهها، بپرسیم چه چیزی باعث شده آن زندگی به نقطه نارضایتی برسد؟
شاید پاسخ، در اقتصاد باشد؛ شاید در نبود آموزش مهارتهای زندگی؛ شاید در انتخاب نادرست؛ شاید در بیتوجهی به حقوق یکدیگر.
اما نسخه درمان، بیاعتبار کردن مفهوم ازدواج نیست. اتفاقاً جامعه به چهرههای رسانهای نیاز دارد که وقتی از خانواده سخن میگویند، هم مشکلات آن را ببینند و هم ظرفیت آن برای ایجاد آرامش، امنیت و همراهی را.
خوشبختی واقعی همیشه با صدای بلند اعلام نمیشود. گاهی در دستهای پینهبسته پدری است که برای خانوادهاش کار میکند؛ در مادری که با وجود خستگی، خانه را سرپا نگه میدارد؛ در زوجی که بعد از سالها هنوز در سختترین روزها پشت یکدیگر ایستادهاند.
این آدمها شاید کمتر دیده شوند، چون خوشبختیشان را برای نمایش نمیخواهند. آقای ضیا، برای دیدن زوجهای خوشحال شاید لازم باشد کمی از کافه فاصله بگیریم و به خانهها سر بزنیم؛ به زندگیهایی که دوربین ندارند، اما تعهد دارند.
خوشبختی را نمیتوان با چند ساعت رابطه و چند قرار سنجید؛ همانطور که نمیتوان شکست یک زندگی را به حساب همه ازدواجها گذاشت.
رابطه ممکن است با یک فنجان قهوه آغاز شود؛ اما زندگی مشترک با مسئولیت، تعهد و ماندن در روزهای سخت معنا پیدا میکند؛ و شاید اگر معیارمان از «چند ساعت خوش بودن» به «سالها کنار هم ماندن» تغییر کند، آن وقت زوجهای خوشحال زیادی را خواهیم دید؛ زوجهایی که خوشبختیشان را فریاد نمیزنند، بلکه سالهاست بیسروصدا زندگیاش میکنند.
منبع: فارس
12303121
مهمترین اخبار وبگردی











