وبگردی 10:51 - 20 مرداد 1405
شاعر جوان فلسطینی متولد ماه مارس (اسفند) بود و این ماه مثل سرزمینش فلسطین، برایش شاعرانگی داشت.

«تو تنها ترانه منی»؛ به یاد محمود درویش که فلسطین از اشعارش می‌چکید

باشگاه خبرنگاران جوان - شاید ۱۸ سال پیش مثل امروزی (۱۹ مرداد ۱۳۸۷ یا ۹ آگوست ۲۰۰۸)، وقتی شاعر روی تخت بیمارستان، زیر سومین عمل جراحی قلب باز، تن بیمار و رنجورش، بی‌جان و بی‌رمق می‌شد و ۶۷ سال زندگی مثل یک نوار فیلم به‌سرعت در ذهنش رژه می‌رفت، به آن سیاه‌ترین روزِ فلسطین که رسید؛ قلبش از تپش افتاد.

درد از همانجا شروع شده و ریشه دوانده بود؛ از روز «نکبت»، از ۱۵ مه سال ۱۹۴۸ (۲۵ اردیبهشت ۱۳۲۷) که فلسطین به بهای دربه‌دری و آوارگیِ یک ملت اصیل و با ریشه، به اجنبی واگذار شد و کمر فلسطین و فلسطینی شکست...،

اما زندگی برای محمود از ۷ سال پیشتر آغاز شده بود؛ از ۲۲ اسفند ۱۳۱۹، از آن روز‌های زمستانی که انبوه درختان روستای «البروه» با وزش هر نسیم، تکانی به خود می‌دادند و بارِ سنگینِ برفِ روی شاخه‌های لخت‌شان را زمین می‌ریختند و نفسی تازه می‌کردند.

بهارِ زندگی محمود از همان روز‌های منتهی به بهار زیبای طبیعت آغاز شد. بهار و محمود با هم آمدند. بهار، تابستان شد و پاییز شد و زمستان، و ۷ سالِ پیاپی تکرار شد، اما برای محمود هر چه بود بهار بود. این را وقتی فهمید که از رادیوی کوچک کارگاه سنگ‌تراشی بابا و رادیوی همسایه‌ها خبری عجیب توی روستا پیچید...

«کشور اسرائیل اعلام موجودیت و استقلال کرد»!...

محمود معنای این جمله را نفهمید؛ اما دید که پدر آشفته شد و صورتش سرخ. دید که اهالی روستای زیبا و سرسبز و حاصلخیز البروه، پچ‌پچ‌کنان در میدان اصلی روستا جمع شدند و صدا‌ها بالا گرفت و «کاسه چه کنم چه کنم»، دست‌شان بود! میان همهمه‌ها شاید شنیده بود که یکی می‌گفت همه‌اش تقصیر بریتانیاست که فوریه سال گذشته از اینجا رفت و فلسطین را دست یهودیان اشغالگر و صهیونیست‌های مهاجر داد.

دیگری می‌گفت تقصیر سازمان ملل است که ۲۹ نوامبر سال گذشته (۱۹۴۷ م/ ۱۳۲۶ ش)، با تصویب قطعنامه ۱۸۱، فلسطین را به دو کشور یهودی و عرب تقسیم کرد و ۵۶ درصد از زمین‌های فلسطین را مفت و بی‌دلیل به یهودیانی داد که جمعیت‌شان یک سوم بود؛ و یکی معتقد بود همگی مقصرند؛ از بریتانیا گرفته تا هری ترومن؛ رئیس‌جمهور آمریکا، صهیونیست‌های آمریکایی و سازمان ملل، که از تمام خاک فلسطین فقط ۴۳ درصد را به فلسطینیانِ عرب و مسیحی دادند و بقیه خاک فلسطین (من‌های منطقه بین‌المللی بیت‌المقدس) را به یهودیانی بخشیدند که پیشتر مالک فقط ۷ درصد از خاک فلسطین بودند. بخشیدن آن گستره وسیع به جمعیتِ اندکِ یهودیان لابد برای این بود که دسته دسته یهودیان مهاجر را به فلسطین آورد و جای داد و امروز توی آن زمین‌ها کشوری به نام اسرائیل تاسیس کرد.

یک نفر هم گفت تقصیر آن ۳۳ کشوری است که به قطعنامه سازمان ملل برای تقسیم فلسطین بین عرب‌ها و یهودیان رای مثبت دادند. یا حتی آن ۱۰ کشوری که رای ممتنع دادند، و ۱۳ رای مخالف در میان آرای آنها گم شد.

شماره ۱۶ مه ۱۹۴۸ روزنامه «فلسطین‌پست» که بعد‌ها «اورشلیم‌پست» شد، در تیتر اصلی‌اش نوشت: کشور اسرائیل متولد شد

آن روز که خبر تاسیس کشور اسرائیل در خاک فلسطین از رادیو پخش شد، ۱۵ مه ۱۹۴۸ میلادی یا ۲۵ اردیبهشت ۱۳۲۷ شمسی بود. اما انگار روز قبل (۱۴ مه) مجمع موقت ملی اسرائیل، منشور استقلال اسرائیل را امضا کرده بود؛ منشوری برای تاسیس کشور اسرائیل و مجوز بازگشت یهودیان از سراسر دنیا به سرزمین تاریخی قوم یهود (!) بر پایه قطعنامه ۱۸۱ مجمعِ عمومی سازمان ملل!

خانواده درویش و تمام اهالیِ البروه متعجب بودند، چون خبر داشتند که اتحادیه عرب و رهبران کشور‌های عربِ منطقه زیر بار قطعنامه ننگین سازمان ملل نرفته‌اند. حق داشتند که زیر بار نروند. بیشتر زمین‌های فلسطین متعلق به عرب‌های مسلمان و مسیحی بود، نه یهودیان! جمعیت‌شان هم چندبرابر یهودیان بود! پس چرا باید ۵۶ درصد فلسطین را به یهودیان مهاجر و آنهایی که هنوز نیامده بودند، بدهند؟!... این یعنی عرب‌های فلسطینی باید خانه بزرگ فلسطین را با بیگانگان مهاجر تقسیم کنند! یعنی باغ و مزرعه و خاک اجدادی و تاریخی و هزاران ساله‌ی خود را به یهودیان واگذار کنند و خود کوچ کنند به ناکجاآباد!...

اصلا برای همین اجرای طرح ابتر ماند و آتشِ جنگ بین اعراب و یهودیان در درون فلسطین شعله‌ور شد و میانِ همین آتش و جنگ و درگیری، کشور اسرائیل اعلام موجودیت کرد، آنهم روی گستره‌ای از زمین‌های یهودیان بومی، زمین‌های فلسطینی که در دوره ۲۸ ساله قیمومت بریتانیا به یهودیان مهاجر واگذار شده بود و زمین‌های تصرف‌شده از جنگ با اعراب، که به آوارگی ۷۰۰ هزار نفر از ساکنان آن اراضی منجر شد.

حالا، اما یهودیان صهیونیست در اوج جنگ، تاسیس کشور اسرائیل را اعلام کرده بودند و حتما سازمان ملل و بریتانیا و امریکا و فرانسه و ... پشت آنها بودند و بعد از این رخداد، لابد اتفاقات تلخ بزرگ دیگری هم رخ می‌داد...

فلسطین آواره شد

محمود آن روز خیلی چیز‌ها شنید، اما معنای هیچ کدام را نفهمید. ۷ سال که بیشتر نداشت... معنای همه آن حرف‌ها و چهره‌های برافروخته و دلهره‌ها و نگرانی‌ها را، اما زمانی فهمید که نظامیان اشغالگر اسرائیلی به روستا رسیده بودند و آنها باید همه دار و ندار و زندگی و خاطراتِ آبا و اجدادی خود را توی چند بقچه ریخته و روی کول‌شان می‌گذاشتند و راهیِ دربه‌دری می‌شدند. بارشان سنگین بود؛ به سنگینیِ اندوه و حسرتی بزرگ و هزار هزار سئوال بی‌پاسخ و رنج عظیم آوارگی...

محمود معنای آن حرف‌ها را زمانی فهمید که مُهر آوارگی خورد روی پیشانی‌شان؛ وقتی از روستا فرار کردند و در جاده‌ی اصلی چشمش به فوج فوج هموطن افتاد که خاک‌آلود و حیران و گریان، از ۴۰۰ تا ۶۰۰ روستا و شهرِ بخشیده‌شده به اسرائیل جعلی، راهیِ دشت و بیابان شده‌اند؛ وقتی که با گروهی از آوارگان فلسطینی نامشان رفت توی فهرست اردوگاه آوارگان لبنان.

محمود و خانواده‌اش یک سال بعد و پس از امضای توافق‌نامه آتش‌بسِ اعراب با اسرائیل، به صورت مخفیانه و ناشناس به فلسطین برگشتند و یک‌راست رفتند سراغ روستای زیبای البروه. اما روستایی در کار نبود!... اسرائیلی‌ها روستا را ویران کرده و سوزانده و روی خاکستر آن شهرک خود را بر پا کرده بودند.

خانواده درویش، آرام و بی‌صدا روی اراضی بالای روستای البروه سقفی برای خود ساختند و هر غروب با حسرتی تلخ به تماشای زندگی‌های سوخته در پایین‌دست می‌نشستند. حالا دردِ خانه و روستای سوخته و زندگی پرهراس یواشکی، روی درد‌های قبلی محمودِ ۸ ساله تلنبار شده بود.  محمود در البروهِ جدید بزرگ می‌شد و تحصیلات ابتدایی را در روستای دیرالاسد و دبیرستانش را در روستای کفر یاصف گذراند؛ هر سه روستا در استان زیبا و باستانیِ «جلیل» که دل کندن از آن کاری نشدنی بود...

محمود درویش بزرگ می‌شد و رنجش بزرگتر. بزرگ می‌شد و حسی مثل حس شاعرانگی که از دوره تحصیلات ابتدایی در وجودش لانه کرده بود، آرام آرام شاخ و برگ می‌گرفت. حس شاعرانگی و رقصاندن قلم روی حریر کاغذ؛ حس خوب زیستن با نوشتن و سرودن و کتاب خواندن.

محمود زیاد شعر می‌گفت و زیاد می‌نوشت؛ آنقدر که اولین دفتر شعرش با عنوان «پرندگان بی‌بال» ۱۹ سالگی به چاپ رسید و به زبان‌های متعدد در کشور‌های مختلف ترجمه شد.

شاعر جوان فلسطینی متولد ماه مارس (اسفند) بود و این ماه مثل سرزمینش فلسطین، برایش شاعرانگی داشت و در شعرهایش زیاد از آنها می‌گفت، مثل وقتی که زندگی‌نامه‌اش را با داستان فلسطین یکی کرد و سرود:

«سی سال و پنج جنگِ پیش، در ماه مارس، من روی تپه‌ای از علف‌های قبر نورانی متولد شدم

پدرم در چنگال بریتانیایی‌ها بود و مادرم موهایش را می‌بافت

و من روی چمن‌ها دراز کشیده بودم

من عاشق زخم‌های معشوقم بودم

آنها را در جیب‌هایم جمع می‌کردم، اما تا ظهر پژمرده می‌شدند...

در ماه مارس، وارد اولین زندان و اولین عشق خود می‌شویم

و خاطرات بر روستایی در حصار فرو می‌ریزند ...»

شعر محمود درویش، آمیزه‌ای از عشق بود و فلسطین و صلح و مقاومت؛ شعرِ جوانی که معروف بود به خوش‌پوشی و آرام و خجالتی‌بودن؛ جوانی که زیاد می‌خواند و می‌نوشت و سرش مدام توی منابع ادبی و ادبیات عرب و غیرعرب بود.

محمود آن روز‌ها را اینطور توصیف کرده بود: «من تحت‌تأثیر تعدادی از شاعران قرار گرفته‌ام و همیشه آشکارا این را اعلام می‌کنم. من فرزند شعر پیش از اسلام، فرزند ابوالطیب المتنبی (شاعر بزرگ قرن سوم ه ق) و فرزند توسعه شعر قرن بیستم در جهان غرب هستم.»

درویش، خودش را نیز با یکی از مشهورترین شعرهایش به دنیا اینگونه معرفی کرد که:

«من یک عرب هستم...

پدرم از خانواده‌ای کشاورز است

نه از اشراف‌زاده‌ها

و پدربزرگم دهقان بود، بدون اصل و نسب و تبار

او غرور خورشید را قبل از اینکه کتاب بخوانم به من آموخت ...»

وقتی که روزنامه‌نگار شد

در اوج جوانی، به دغدغه‌ی شعری و ادبی محمود، دغدغه‌ی روزنامه‌نگاری هم اضافه شد. اول ویراستار و مترجم روزنامه‌های متعددی در فلسطین (کرانه باختری)، لبنان و مصر شد و بعد‌ها سردبیر مجله و روزنامه الفجر و بعد هم رئیس اتحادیه عمومی نویسندگان و مولفان فلسطینی.  سردبیریِ مجله «شعون فلسطین» در لبنان هم توی کارنامه کاری‌اش نشست؛ وقتی که در سال‌های ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۲ ساکن لبنان بود.  در سال ۱۹۸۱ نیز مجله فرهنگی‌ادبی «الکرمل» را در بیروت تاسیس و تا پایان عمر مدیریت کرد.

شاعری در حبس

شاعر فلسطینی بار‌ها در فاصله سال‌های ۱۹۶۱ تا ۱۹۷۲ دستگیر و روانه زندان شد. یکی از آن بار‌ها که دستگیر و زندانی شد، زمانی بود که شعرِ «بنویس: من عربم» یا «شناسنامه» اش را که روایت یک فلسطینیِ ستم‌دیده است و در سال ۱۹۶۴ سروده بود را در سال ۱۹۶۵ در یک سینمای شلوغ در ناصره خواند و اندکی پس از آن دستگیر شد.

در زیباییِ تصویرسازی شعری درویش همین بس که: اولین حبسِ خود را ـ مانند عشق اول ـ فراموش‌نشدنی توصیف کرد. آخر محمود درویش یک عاشقِ تمام‌عیار هم بود و رد پای عشق در تمام دفاتر شعرش پیدا بود.

سری هم به دنیای سیاست زد

شاعرِ درختان زیتون، حتی وارد سیاست شد و به سازمان آزادی‌بخش فلسطین (ساف) پیوست و مدیر مرکز تحقیقات آن شد. فعالیت سیاسی‌اش، اما زمانی به اوج رسید که در سال ۱۹۸۸ عضو کمیته  اجرایی ساف شد و پس از آن مشاور یاسر عرفات؛ یعنی مشاور رئیس ساف. همان‌سال پیش‌نویس اعلامیه استقلال فلسطین را هم نوشت. اما در سال ۱۹۹۳ در اعتراض به امضای پیمان صلح اسلو توسط یاسر عرفات، از این سازمان استعفا داد و عطای سیاست را به لقایش بخشید؛ و دوباره شاعرِ مبارزِ فلسطین شد.

یک سال بعد، درویش پس از عمری هجرت از کشوری به کشور دیگر و زندگی در شوروی، لبنان، مصر، فرانسه، سوریه، قبرس و تونس، به رام‌الله در کرانه‌باختری برگشت و دوباره به آرمان فلسطین و مقاومت و مبارزه پیوند خورد و شد همان شاعرِ عاشقِ فلسطین که درگیری و مبارزه‌اش برای آزادی فلسطین را به میدان شعر‌ها و ترانه‌هایش کشاند.

در دفتر‌های شعر او دنیای وسیعی بود برای زندگی، برای عاشق شدن، برای صبر و صلح و دوستی و امید و اشتیاق، و برای کرور کرور زخم و جراحتی که بر پشت سرزمینش نشسته بود و هزار هزار دردی که سینه هموطنانش را خراشیده بود.

محمود مدام شعر می‌گفت و شعرهایش عطر و بوی فلسطین داشت؛ اصلا فلسطین دنیای شعرهایش شده بود؛ فلسطین و تمامِ رنجِ عظیمِ فلسطینی بودن؛ رنج اشغال‌شدگی، رنج ویرانی، رنجِ کوچ و تحقیر و دربه‌دری: «در سرزمین ما، در زندان از دوستم می‌گویند که رفت و با کفن برگشت. نامش؟... نامش را نیاورید! بگذارید در قلب‌هایمان بماند... نگذارید این کلمه، مانند خاکستر در هوا پخش شود... بگذارید زخمی چرکین باشد که التیامی ندارد... می‌ترسم عزیزانم... می‌ترسم یتیمانم... می‌ترسم که او را در میان انبوه نام‌ها فراموش کنیم، می‌ترسم که در طوفان‌های زمستانی آب شود! می‌ترسم که زخم‌هایمان در قلب‌هایمان بخوابد...»

۳۰ دفتر شعر یادگارِ رویاپردازی‌های شاعرانه درویش است؛ اما نامش بیش از همه با «برگ‌های زیتون»، «عاشقی از فلسطین»، «در ستایش سایه بلند»، «وضعیت محاصره»، «دوستان من نمی‌میرید» و «پرندگان در جلیل می‌میرند» گره خورده است.

شاعر و ادیب و روزنامه‌نگار فلسطینی، اهل نثرنویسی هم بود و آثاری مثل «چیزی درباره میهن»، «خاطرات غم معمولی»، «خداحافظ جنگ، خداحافظ صلح»، «در توصیف وضعیت ما»، «سرگشتگی بازگشته» و «نامه‌ها»، فقط برخی از آن متونِ ادبی است. آخرین متنی هم که از  او منتشر شد، سفرنامه «تو اکنون شخص دیگری هستی» بود که در ۱۷ ژوئن ۲۰۰۷، حدود یک سال پیش از مرگش، به چاپ رسید.

شاعرِ درخت زیتون در طول عمر ادبی خود افتخار و جایزه کم نگرفت؛ ده‌ها جایزه مثل «جایزه شعر اروپا»، «جایزه مدیترانه»، «جایزه سپر انقلاب فلسطین» و .... اما شاید بزرگترین افتخار او همین بوده باشد که نامش و یادش با فلسطین پیوند خورد و «صدای فلسطین» و «شاعر ملی» لقب گرفت.

کارشناسان و منتقدان ادبی، او را شاعر بزرگ فلسطین نامیدند که شعرش سرشار از تصویرسازی‌های زیبا، نوآوری و خلاقیت و صراحت در نمایش آوارگی بود. شاعری که مضامین ملی و تصاویر شاعرانه را با روحیه نوآوری آنچنان درآمیخت که رد عمیق عاطفی بر جان خوانندگانش بگذارد، تاثیری که به‌ندرت در میان شاعران معاصر یافت می‌شود.

درویش، شاعر محبوب فلسطین و دنیای عرب بود که در طول ۴۸ سال ترانه‌سرایی، به گواه موافق و مخالف، اثری فراموش‌ناشدنی بر دو قلمروی ادبیات مقاومت و ادبیات مدرن عرب و شعر آزاد که در آن سرآمد بود، برجای گذاشت.

فلسطین و رنجِ فلسطینی‌بودن آنچنان از شعر و زبان و کلام و رفتار درویش می‌چکید که سه‌بار کارش به بیمارستان قلب و جراحی کشید و در سومین جراحی در مرکز پزشکی تگزاس در هوستون امریکا، ته‌مانده رمق و مقاومتش به پایان رسید؛ و مثلِ امروزی؛ در ۱۹ امین روز از مرداد ۱۳۸۷ روحش اوج گرفت سمت آسمان و جسم نحیفش به خاک فلسطین برگشت و در کاخ فرهنگ رام‌الله آرمید؛ کاخی که به کاخ فرهنگِ محمود درویش تغییر نام داد.

درویش در خاک سرزمینش؛ فلسطین آرمید تا دوباره مثل بذری در جان تک تک فرزندان فلسطینی بروید و تکثیر شود و هزار هزار شاعر «انقلاب» و «میهن» بشود در سرزمین‌های اشغالی و کرانه باختریِ رنجور و غزه خونین که برای فردای آزادی ترانه‌ها بسرایند.

منبع: تسنیم


12299050
 
پربازدید ها
پر بحث ترین ها

مهمترین اخبار وبگردی

وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» همه آدم ها در زندگی به دنبال شادی هستند و این بخش نیاز هر انسانی است اما باید دید آنچه امروز به عنوان شادی تعبیر می شود چقدر واقعی است.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» صدور احکام جدید فرماندهی نیروهای مسلح، از مهم‌ترین تحولات نظامی ـ امنیتی روز گذشته به شمار می‌رود.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» در تحلیل تاریخ تمدن‌ها، تقابل میان جریان وحیانی و قدرت‌های طاغوتی، نه یک برخورد گذرا، بلکه یک رویارویی دیرینه و مستمر در ساحت‌های معرفت‌شناختی و جامعه‌شناختی است.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» قرآن در آیات ۱۹ تا ۲۴ سوره حدید، نگاه انسان به دنیا را اصلاح می‌کند و راهی برای رها شدن از حسرت داشته‌های از دست‌رفته نشان می‌دهد.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» روزهایی که گروهک‌های ضدانقلاب در مناطق مرزی، امنیت منطقه را به چالش کشیده بودند فرمانده تیپ قمر بنی‌هاشم(ع) تصمیمی گرفت که همرزمانش نیز آن را باورنکردنی می‌دانستند.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» شاعر جوان فلسطینی متولد ماه مارس (اسفند) بود و این ماه مثل سرزمینش فلسطین، برایش شاعرانگی داشت.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» از زمان تأسیس ناسا، این سازمان صدها ماموریت راه‌اندازی کرده است، اما تنها تعداد کمی از آنها اساساً علم، مهندسی یا تاریخ بشر را تغییر داده‌اند.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» در دنیای شلوغ و پر اضطراب امروز، سردرگم در میان بحران‌های اخلاقی، به راهنمایی نیاز داریم که حقیقت زیست مؤمنانه را نشانمان دهد.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» افسانه‌های اینترنتی آخر الزمانی، با چاشنی سیاهچاله و ناسا، دوباره زنده شده‌اند.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» واشنگتن، امید خود را به محاصره بسته است؛ ایران نیز هرمز را بسته نگه داشته و می‌کوشد هزینه تداوم وضع موجود را به مسئله‌ای برای آمریکا و اقتصاد منطقه تبدیل کند.

مشاهده مهمترین خبرها در صدر رسانه‌ها

صفحه اصلی | درباره‌ما | تماس‌با‌ما | تبلیغات | حفظ حریم شخصی

تمامی اخبار بطور خودکار از منابع مختلف جمع‌آوری می‌شود و این سایت مسئولیتی در قبال محتوای اخبار ندارد

کلیه خدمات ارائه شده در این سایت دارای مجوز های لازم از مراجع مربوطه و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.

کلیه حقوق محفوظ است