بزرگترین پرونده زمینخواری در ایران لو رفت

باشگاه خبرنگاران جوان - یک سرهنگ یکلاقبا که حقوق ماهیانه نه چندان زیادی داشت، چطور هنگام خروج از ایران سند ۲۰۰۰ روستا، ۳ میلیون هکتار زمین و ۴۲.۵ میلیون دلار پول نقد را در جیب داشت؟ اسناد خزانهداری آمریکا نشان میدهد آنچه رسانههای غربی تحت عنوان «توسعه» به خورد مخاطب میدهند، بزرگترین پرونده زمینخواری و خروج ارز در تاریخ معاصر ایران بوده است؛ غارتی که هزاران کشاورز را به خاک سیاه نشاند تا حسابهای لندن و نیویورکِ دربار پر شود.
روزی که رضاخان با چکمههای نظامی وارد پایتخت شد، حقوقش حتی کفاف هزینههای اولیه زندگی را هم نمیداد؛ اما وقتی از کشور اخراج شد، سند مالکیت بیش از ۲۰۰۰ روستا و میلیونها پوند در بانکهای خارجی را در جیب داشت.
به قدری که دیپلماتهای بریتانیایی در سال ۱۳۱۰ شمسی در گزارش محرمانه خود به لندن نوشتند:
«اشتهای سیریناپذیر او به زمین به حدی رسیده که چند صباح دیگر باید تعجب کنیم چرا اعلیحضرت بیدرنگ همه ایران را به نام خود ثبت نمیکند!»
این سند از سفارت کشوری است که خود رضاخان را بر سر کار آورد. امروز در حالی که دستگاههای رسانهای غربی میکوشند از دیکتاتوری پهلوی الگویی شیک از «توسعه» بسازند، اسناد رسمی واشنگتن و پژوهشهای مورخان برجسته غربی فاش میکند که این حکومت از همان قدم اول پروژهای برای غارت ثروت ملی ایران بوده است.
در بررسیهای پژوهشگران غربی، چهره واقعی رضاخان نه یک «مصلح»، بلکه بزرگترین زمینخوار تاریخ آسیا و یک غارتگر مالی بیرقیب است. یرواند آبراهامیان، مورخ ایرانی-آمریکایی و استاد برجسته تاریخ در دانشگاه نیویورک، در کتاب «ایران بین دو انقلاب» فاش میکند رضاشاه هنگام برکناری از قدرت، تنها در حساب بانکیاش بیش از ۳ میلیون پوند نقد و املاکی بالغ بر ۳ میلیون هکتار (بیش از ۳۰ هزار کیلومترمربع) برجای گذاشت.
این داراییهای عظیم که عمدتاً در زمینهای حاصلخیز مازندران و گیلان قرار داشت، نه از راه قانونی، بلکه با مصادره مستقیم، فروش اجباری و منحرف کردن مسیر آب روستاییان و خاکسیاه نشاندن کشاورزان غصب شده بود.
آبراهامیان در کتاب «تاریخ ایران مدرن» نیز مینویسد که رضاخان چنان به جان املاک مردم افتاده بود که کل خانوادهها را روانه زندان میکرد تا با فروش اجباری زمینهایشان موافقت کنند.
در همین راستا، جان فوران، استاد جامعهشناسی دانشگاه کالیفرنیا در کتاب «مقاومت شکننده» مینویسد رضاخان تقریباً تمامی استان مازندران و بخشهای وسیعی از گیلان و گرگان، یعنی سبد غذایی ایران را به مالکیت شخصی خود درآورد؛ تملکی که شامل بیش از ۲۰۰۰ روستا با جمعیتی متجاوز از ۲۳۵ هزار نفر بود.
فوران به نقل از یکی از وابستگان دربار مینویسد شاه آنقدر زمین داشت که «فقط در روزهای بارانی سراپا شوق میشد، چون باران برای محصولاتش خوب بود.»
ثروت اندوزی خاندان پهلوی محدود به زمینخواری نبود و ابعاد مالی آن حیرتآور است. محمدقلی مجد، مدرس مرکز خاورمیانه دانشگاه پنسیلوانیا، با استناد به اسناد رسمی وزارت امور خارجه آمریکا در کتاب «رضاشاه و بریتانیا» فاش میکند که رضاشاه هنگام استعفا در سال ۱۳۲۰، تنها در بانک ملی ایران مبلغ ۶۸۰ میلیون ریال (۴۲/۵ میلیون دلار) سپرده نقدی داشت؛ آن هم در دورهای که حقوق سالانه یک دیپلمات ارشد آمریکایی در تهران تنها ۸ هزار دلار بود.
آرتور چستر میلسپو، مستشار آمریکایی وقت دارایی ایران، در کتاب «آمریکاییها در ایران» این رقم را در کنار تورم زایدالوصف، اخاذی از متمولان و دزدی از عواید نفت تحلیل میکند و مینویسد: «او برای خودش ثروت عظیمی جمع کرد… در رژیم او بودجه کل کشور، شهرداریها و بودجههای شخصی با هم مخلوط میشد.»
ابعاد وابسته بودن این ثروت با خروج گسترده ارز از کشور بیشتر نمایان میشود. اسناد آزادشده وزارت خزانهداری ایالات متحده نشان میدهد که رضاخان بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ میلیون دلار (معادل ۲۰ تا ۳۰ میلیون پوند آن زمان) در بانکهای لندن و بیش از ۱۸/۵ میلیون دلار در بانکهای نیویورک و سوئیس ذخیره کرده بود که تمامی آنها مستقیماً به ارث محمدرضا پهلوی و سایر فرزندانش رسید.
غارت محصولات کشاورزی شمال و صادرات گندم و پنبه به شوروی، مستقیم به حسابهای شخصی شاه در نیویورک میرفت تا خرج احداث هتلها، کاخها و بنیادهای سلطنتی شود؛ در حالی که به تعبیر کریستین دلانوا در کتاب «ساواک»، او حاکمی بود که به تصریح شاپور بختیار، دو عیب بزرگ داشت: «جهل و طمع».
تلاش امروز دستگاههای تبلیغاتی غرب برای تطهیر رژیمی که با حمایت انگلیس روی کار آمد و تحت چتر ایالات متحده ادامه مسیر داد، با اسناد تاریخی کتمانناپذیر بر باد میرود. پهلویسم در حقیقت نه پروژهای برای ملیگرایی، بلکه سازوکاری غارتگرانه بود که تحت حمایت قدرتهای غربی، منابع مالی و ارضی ایران را حراج کرد و به بانکهای غربی فرستاد.
منبع: فارس
12303238
مهمترین اخبار وبگردی











