وبگردی 12:30 - 03 مرداد 1405
باشگاه خبرنگاران

بشکه رو ارزون بخر!

رئیس‌جمهور آمریکا از حملات ۹ اسفند ۱۴۰۴ نتایجی سریع را انتظار داشت؛ اما جنگ طولانی‌تر از حد انتظار و به یک باتلاق تمام‌عیار تبدیل شد.

بشکه رو ارزون بخر!

باشگاه خبرنگاران جوان - دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا از حملات ۹ اسفند ۱۴۰۴ نتایجی سریع را انتظار داشت؛ اما جنگ طولانی‌تر از حد انتظار و به یک باتلاق تمام‌عیار تبدیل شد. ترامپ نه می‌تواند جنگ و میدان را ر‌ها کرده و برود و نه قادر به کسب نتیجه‌ای مؤثر است. اگر جنگ را ر‌ها کند، با این سؤال مواجه می‌شود که چرا چنین جنگ پرهزینه‌ای را شروع کرد که نتایج راهبردی وحشتناکی برای واشنگتن داشت؟ اگر به جنگ ادامه دهد، با عمیق‌تر شدن بحران نفت و فرسایش توان آمریکا روبه‌رو خواهد شد و انتهای مسیر ادامه جنگ، تفاوتی با مسیر نخست نداشته و به همان رهاکردن میدان منتهی می‌شود. 

ترامپ در جنگی گرفتار شده که وی، دولت، حامیان، حزب جمهوری‌خواه، ذخایر تسلیحات راهبردی، اعتبار آمریکا، اعتماد متحدان و بازدارندگی در برابر رقبا را هم‌زمان می‌کوبد. ترامپ می‌کوشد با گفتاردرمانی حواس را از واقعیت پرت کند. او با این سؤال روبه‌روست که چرا جنگی را آغاز کرد که به بسته‌شدن تنگه هرمز منجر شد و حالا آمریکا باید برای بازگشایی آن تحت‌فشار قرار گیرد. 

او در روز‌های اخیر برای انحراف حواس از این موضوع «دروغ درمانی» همیشگی‌اش را به کار گرفته و دو ادعای متناقض داشته است؛ یک ادعا درباره باز بودن تنگه هرمز و دومی تأکید بر این مسئله که آمریکا نیازی به تنگه ندارد؛ اما مجبور به باز کردن آن است؛ ادعا‌های درهم و برهم که پراکندگی بسیاری حتی در درون خود دارند. اگر تنگه باز است، چرا آمریکا از شنبه دو هفته قبل با ادعای هدف قرارگرفتن نفتکش‌ها دور جدیدی از درگیری را آغاز کرد؟ اگر به تنگه نیازی ندارد پس چرا انسداد آن باعث افزایش قیمت نفت و نگرانی در آمریکا شده است؟

محدودیت‌های ترامپ به میزانی زیاد است که برای نجات خود در کوتاه‌مدت در حال ابراز مواضعی بر خلاف اصول اساسی دولتش است. طرف‌داران ترامپ از شعار‌هایی دفاع می‌کنند که مروج این ایده است که آمریکا دیگر پلیس جهان نیست و نباید هزینه تأمین امنیت جهان را بدهد؛ بااین‌وجود ترامپ گرفتار شده، برای‌آنکه عمق بحران را بپوشاند مجبور شده بگوید نیازی به تنگه ندارد؛ اما برای جهان می‌خواهد آن را بگشاید. نظرسنجی‌ها دلایل این تناقض‌گویی‌ها را برملا می‌کنند. بر اساس نظرسنجی جدید پولیتیکو، تنها ۳۵ درصد از وفادارترین طرف‌داران ترامپ از جنگ حمایت می‌کنند درحالی‌که سه ماه قبل این میزان ۵۰ درصد بود. امروز دو سوم این طرف‌داران دوآتشه مخالف جنگ هستند. 

اکثریت حامیان ترامپ (۵۷ درصد از حامیان ماگا و ۶۳ درصد از جمهوری‌خواهان غیرماگا)، جنگ با ایران را عامل اصلی افزایش قیمت بنزین می‌دانند که به میانگین گالنی ۴ دلار رسیده است. این وقایع موتور محرکی برای انتقادات از حزب جمهوری‌خواه، ابراز مواضع و بازگشت دموکرات‌ها به صحنه شده است. آن‌ها به این مسئله اشاره می‌کنند که دولت دموکرات باراک اوباما، رئیس‌جمهور اسبق آمریکا با درک محدودیت‌های جنگ، اهداف را صرفاً به موضوع هسته‌ای محدود کرده و آن را هم از طریق دیپلماسی پیگیری کرد. این حزب همچنین بر فرسایشی شدن جنگ، خون‌ریزی‌های صورت گرفته علیه غیرنظامیان و هزینه‌های بالا اشاره دارند.

تحولات بازار نفت و تحولات جدید 

قیمت نفت بار دیگر ۱۰۰ دلار را لمس کرده و بر اساس روند درگیری‌ها، روند افزایشی خود را طی هفته‌های پیش رو حفظ خواهد کرد. در حال حاضر به‌موازات اهمیت قیمت نفت، باید دیگر تحولات موجود در بازار را نیز درک کرد. قیمت نهایی انرژی برای مصرف‌کنندگان شامل سه بخش قیمت نفت، هزینه حمل توسط نفتکش و نرخ بیمه محموله آن است. در پیامد جنگ، هر سه بخش افزایش‌یافته و سهم هزینه حمل و نرخ بیمه در سبد قیمت نهایی افزایش‌یافته است. باتوجه‌به انسداد تنگه و عبورومرور کم‌تعداد و با احتیاط که نیازمند اخذ مجوز است کشتی‌ها زمان بیشتری برای یک مأموریت اختصاص می‌دهند که صرف این زمان به معنی دریافت کرایه بیشتر است. 

علاوه‌برآن نرخ بیمه رشد قابل‌توجهی داشته است. به طور معمول نرخ بیمه ۰.۱ تا ۰.۳ ارزش محموله است که این مقدار بر اثر جنگ و تبعات آن به ۱ تا ۵ درصد در تنگه هرمز رسیده است. باید توجه داشت که میزان افزایش واقعی قیمت تنها از بررسی تفاوت نرخ به دست نمی‌آید. نرخ‌های پیشین برای دوره نفت ۶۵ دلاری بوده و نرخ ۵ درصد برای نفت ۱۰۰ دلاری است؛ پس شکاف مبلغ پرداختی بیشتر از تفاوت ۵۰ برابری بین نرخ ۰.۱ و ۵ درصد است؛ زیرا قیمت نفت نیز ۱.۵ برابر بیشتر شده است. پیش از جنگ با احتساب نفت ۶۵ دلاری، ارزش محموله نفتکشی با ظرفیت یک میلیون بشکه به ۶۵ میلیون دلار می‌رسید؛ مبلغ بیمه این کشتی با نرخ ۰.۱ معادل ۶۵ هزار دلار و با نرخ ۰.۳ معادل ۹۵ هزار دلار بود. در حال حاضر با نفت ۱۰۰ دلاری، ارزش محموله به ۱۰۰ میلیون دلار رسیده که مبلغ بیمه آن با نرخ ۱ درصد معادل ۱ میلیون دلار و با نرخ ۵ درصد، ۵ میلیون دلار است. 

حتی اگر قیمت نفت در دوره تنش‌های کنونی به‌پیش از جنگ برسد، آنگاه مبلغ بیمه با نرخ ۱ درصد معادل ۶۵۰ هزار دلار و با نرخ ۵ درصد یک میلیون و ۹۵۰ هزار دلار خواهد بود. پس از آتش‌بس تنگه هرمز به‌تدریج و به میزان ۲۰ درصد ترافیک پیش از جنگ بازگشایی شد؛ اما فعلاً بر اثر درگیری‌ها مسدود شده و چندین نفتکش مورد اصابت قرار گرفته‌اند. در دوره ریسک پایین حین درگیری‌ها نرخ بیمه ۱ درصد بوده؛ اما تشدید درگیری‌ها طی دو هفته اخیر این نرخ را به ۵ درصد رسانده است. به عبارتی دیگر سهم بیمه در قیمت نهایی انرژی که مقداری ناچیز بوده، سهمی یک بیستم گرفته است. ازسوی‌دیگر هزینه حمل هر یک بشکه از خلیج‌فارس به ژاپن که یک ماه زمان می‌برد، به‌ازای هر بشکه ۳.۵ دلار پیش از جنگ بوده است. اگر قیمت نفت به ۱۰۰ دلار برسد، باتوجه‌به افزایش قیمت سوخت موردنیاز کشتی، کرایه حمل هر بشکه نیم تا یک دلار افزایش می‌یابد.

همچنین توقف پشت تنگه هرمز که قبلاً وجود نداشته و صفر بوده هفته‌ای نیم دلار به کرایه اضافه می‌کند. این مسئله نشان می‌دهد هزینه حمل از 3.5 دلار پیش از جنگ به حدود ۵ تا ۷ دلار پس از آن رسیده است‌. افزایش ۷۵ برابری مبلغ پرداختی بیمه و دو برابر شدن مبلغ کرایه، هزینه‌هایی ناپیدا در فهم افزایش قیمت نفت از ۶۵ دلار به ۱۰۰ دلار در پیامد انسداد هرمز هستند. البته نرخ بیمه و کرایه حمل‌ونقل در تمام مسیر‌ها افزایش نیافته و این محدود به تنگه هرمز است، اما تقریباً نیمی از بازار نفت جهان به این محدوده مرتبط است. اگر تولید جهان به ۸۲ میلیون بشکه می‌رسد، تنها ۴۰ تا ۴۵ میلیون بشکه آن صادراتی است که ۱۷ تا ۲۰ میلیون آن از هرمز عبور می‌کرد.

از این میزان نیز نیمی قابل‌عبور از خطوط نفتی دورزننده هرمز بود که در دور جدید درگیری‌ها این خطوط توسط محور مقاومت محاصره شده‌اند. تحولات موجود در بازار نفت بر پیچیدگی‌های آن و افزایش این پیچیدگی‌ها پس از جنگ دلالت دارند. تمام این پیچیدگی‌ها تنها بر اثر انسداد مسیر نفت ایجاد شده که بازیابی آن سریع تلقی می‌شود. اگر جنگ به مرحله‌ای کشیده شود که علاوه بر انسداد، انهدام و تصرف میادین نفتی در دستور کار دو طرف قرار گیرد، انفجار قیمت نفت با آنچه رخ‌داده قابل‌مقایسه نخواهد بود.

اثرات افزایش قیمت نفت بر آمریکا

واشنگتن از چند جنبه نسبت به رشد قیمت نفت حساسیت دارد.

۱- مصرف مستقیم 

آمریکا روزانه ۲۰ میلیون بشکه مصرف کرده و ۱۳ میلیون بشکه نفت تولید می‌کند. این نشان می‌دهد آمریکا باید روزانه حداقل ۷ میلیون بشکه وارد کند. تقریباً نیمی از نفت تولیدی آمریکا نفت متعارف و نیم دیگر نفت نامتعارف شیل است.

۲- مصرف غیرمستقیم

کشور‌های دنیا به دلیل نیازمندی به دلار برای تجارت جهانی، باید از طریق صادرات به آمریکا آن را کسب کنند. دولت آمریکا نیز با چاپ تریلیون‌ها دلار بدون پشتوانه از آن برای تأمین هزینه‌های واردات استفاده می‌کند. این امر به واشنگتن اجازه می‌دهد تورم را کنترل کرده؛ اما با خلق پول، درآمدی بادآورده کسب کند. اتکای آمریکا برای انتقال تورم و بهره‌گیری از خلق پول به واردات بالاست؛ این امر به این معنی است که آمریکا متأثر از مصرف مقادیر بالایی نفت در کشور‌های بزرگ صادر‌کننده است.

۳- خرید اوراق‌قرضه 

کشوری مانند ژاپن اگر مجبور به مصرف ذخایر ارزی خود برای خرید انرژی شود، این به معنای کاهش توان برای خرید اوراق‌قرضه آمریکا خواهد بود. تنها امید آمریکا در دوره افزایش قیمت نفت، جبران کاهش خرید اوراق‌قرضه دولت‌های مصرف‌کننده انرژی توسط دولت‌های صادر‌کننده است که با افزایش درآمد روبه‌رو شده‌اند. این اتفاق در شرایط جنگ در غرب آسیا و مسدود شدن تنگه هرمز امکان‌پذیر نیست؛ زیرا با کاهش صادرات دولت‌های عربی، افزایش قیمت‌ها خنثی خواهند شد.

اوضاع

۱- حملات علیه ایران تبعات سنگینی برای آمریکا دارند و این جنگی ساده نیست. آمریکا در جنگ کره، ویتنام، افغانستان و عراق، در هیچ‌کدام نه با انسداد تنگه‌های تجارتی روبه‌رو شد و نه جنگی منطقه‌ای درگرفت. انسداد مسیر‌های تجارتی و منطقه‌ای شدن جنگ، فشار زیادی به واشنگتن وارد می‌کند. انسداد مسیر‌های تجارتی باعث میلیارد‌ها دلار خسارت می‌شوند بدون آنکه انهدامی با هدف‌گیری نظامی رخ‌داده باشند. ازاین‌رو جنگ با ایران نسبت به تمام جنگ‌های آمریکا طی ۸۰ سال اخیر و همچنین مهار شوروی متفاوت است. 

انهدام پایگاه‌ها در گستره جغرافیایی وسیع (سراسر غرب آسیا)، نابودی تجهیزات حساس (رادار‌ها، اجزای پدافندی و مراکز هوش مصنوعی)، فرسایش تسلیحات دقیق و پیشرفته (موشک‌های کروز در تهاجم و موشک‌های رهگیر در دفاع) به همراه فشار روانی و خستگی سربازان و افسران و نامعلوم بودن صحنه جنگ، ضرباتی هستند که به آمریکا وارد شده‌اند. در جنگ‌های پیشین، عمده مهمات مصرفی مهمات غیردقیق و ساده بودند، میدان جنگ به یک یا دو کشور محدود می‌شد، مرگ و مجروحیت سربازان آمریکایی بالا بود که ریشه در زمینی بودن جنگ داشت. 

در حال حاضر تنها تفاوت آن است که جنگ زمینی نیست تا تلفات سربازان آمریکایی بالا برود. اما تلفات تنها یکی از شاخص‌های فرسایش توان یک ارتش است. در فضای تلفات بالای جنگ جهانی اول و دوم، تلفات دو جنگ کره و ویتنام چندان بالا دیده نمی‌شد؛ چه اینکه بعد‌ها تلفات جنگ افغانستان و عراق با وجود کم‌بودن در برابر جنگ کره و ویتنام، اهمیت بالایی یافتند. بالارفتن تلفات به فرماندهان و جامعه آمریکا فشار وارد می‌کند، اما در حال حاضر این فشار از طریق نابودی پایگاه‌ها، تجهیزات و مصرف مهمات خاص بر فرماندهان اعمال شده و جامعه آمریکا پذیرای تبعات اقتصادی است‌. 

باید در نظر داشت که با ناکامی آمریکا در حل بحران و ارتقای جنگ با اقداماتی مانند ورود زمینی، زمینه بروز تلفات ایجاد می‌شود‌. انهدام مواضع و تسلیحات و علاوه‌برآن وجود توان انهدام ناو‌های آمریکا در ایران، نشان‌دهنده آن است که با تشدید جنگ، تلفات آمریکا می‌تواند در بازه‌ای کوتاه به‌شدت بالا برود.

۲- روبیو طرف‌دار مداخله‌گرایی آمریکاست و ونس گرچه مخالف مداخله نیست، اما در روش نگاه متفاوتی دارد. ترامپ آمیزه‌ای از هر دو است؛ بر اساس منطق دوری از هزینه، او خود را مخالف مداخلات پرهزینه نمایش می‌دهد؛ اما طمع‌کاری وی را به یک مدافع مداخله‌گرایی تبدیل کرده است.

ترامپ می‌خواهد ترکیبی از این دو باشد گرچه عملی‌کردن آن دشوار است. ترامپ در جریان محاصره دریایی ونزوئلا و ربودن رئیس‌جمهور این کشور که به تسلیم کاراکاس منتهی شد، این الگوی جدید را نشان داد. او همانند وقایع عراق برای در اختیار گرفتن کنترل یک کشور نفتی وارد جنگ و روندی فرسایشی نشد و سربازان را هم برای اشغال وارد عرصه نکرد، بلکه حتی محاصره کوتاه‌مدت بود و بدون فروپاشی دولت و ارتش ونزوئلا، تسلط با تسلیم سیاسی به دست آمد.

این امر باعث شد ترامپ خود را در امر ترکیب مداخله‌گرایی و انزواگرایی آمریکایی موفق ارزیابی کند، درحالی‌که پرونده ایران از اساس متفاوت بود. ایران نه همانند ونزوئلا به آمریکا نزدیک بود و نه همانند این کشور تسلیم شد. در اینجا ترامپ دیگر قادر به فروش شیوه جدید خود به هر دو طرف نیست. رسیدن جنگ به ۵ ماه به همراه رشد هزینه‌ها، بروز تلفات و مطرح‌شدن گزینه حمله زمینی، انزواگرایان مخالف مداخله‌گرایی پر هزینه را خشمگین می‌سازد. 

مخالفت با مداخله‌گرایی پر هزینه از ابتدای ورود مستقیم ترامپ به سیاست در سال ۲۰۱۶ در جریان نامزدی در انتخابات ریاست‌جمهوری، یکی از برند‌های مطرح وی در جامعه آمریکا به شمار می‌رود. ازدست‌رفتن این برند، ضمن تضعیف ترامپ باعث افتادن آن به دست رقبای دموکرات خواهد شد که از همان ابتدا منتقد جنگ جدید بوده‌اند.

منبع: فرهیختگان


12295321
 
پربازدید ها
پر بحث ترین ها

مهمترین اخبار وبگردی

وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» مرحوم «احمد ژاپنی» به عنوان نماد فراملی بودن آرمان فلسطین شناخته می‌شود، کسی که از یک خانواده متوسط در ژاپن خود را به دل فلسطین اشغالی رساند.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» کریس هیز، مجری و تحلیلگر شبکه MS NOW، توافق هسته‌ای اخیر دونالد ترامپ با عربستان سعودی را نمونه‌ای از آشفتگی در سیاست خارجی دولت آمریکا دانسته است.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» در جام جهانی ۲۰۲۶، از ۱۲۴۸ بازیکن حاضر، ۲۱۹ نفر حتی یک دقیقه هم به میدان نرفتند که در میان آنها بازیکنان شاخصی دیده می‌شود.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» پیش از آنکه سازمان منافقین وارد فاز تقابل مسلحانه شود، تلاش کرد با استفاده از رسانه و ادبیات دینی، روایت خود از انقلاب را در افکار عمومی تثبیت کند.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» رئیس‌جمهور آمریکا از حملات ۹ اسفند ۱۴۰۴ نتایجی سریع را انتظار داشت؛ اما جنگ طولانی‌تر از حد انتظار و به یک باتلاق تمام‌عیار تبدیل شد.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» گری لینه‌کر، ستاره سابق فوتبال است که وقتی پای جان انسان‌ها و خون کودکان به میان آمد، محافظه‌کاری را کنار گذاشت و از رسانه‌ متبوعش اخراج شد.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» متجاوزان گمان کرده بودند با شلیک موشک به یک پایانه مرزی و هدف قراردادن زیرساخت‌های آن، می‌توانند خط تردد زوار اباعبدالله(ع) را خلوت کنند.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» پایگاه‌های آمریکا در منطقه فقط العدید، علی‌السالم، الظفره نیست؛ این پایگاه‌ها می‌توانند نام‌هایی مثل آمازون، مایکروسافت و انویدیا هم باشند.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» تاریخ مبارزات ضداستعماری خوزستان تنها به نام فرماندهان محدود نمی‌شود، در کنار آنان، زنانی حضور داشتند که مسیر تاریخ را تغییر دادند.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» ایران تلاش می‌کند هزینه ادامه جنگ را برای آمریکا بالا ببرد؛ آن‌قدر بالا که واشنگتن دیگر نتواند با یک آتش‌بس موقت، اوضاع را مدیریت کند.

مشاهده مهمترین خبرها در صدر رسانه‌ها

صفحه اصلی | درباره‌ما | تماس‌با‌ما | تبلیغات | حفظ حریم شخصی

تمامی اخبار بطور خودکار از منابع مختلف جمع‌آوری می‌شود و این سایت مسئولیتی در قبال محتوای اخبار ندارد

کلیه خدمات ارائه شده در این سایت دارای مجوز های لازم از مراجع مربوطه و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.

کلیه حقوق محفوظ است