جنگ اقتصادی با ایران آخرین برگ ترامپ پیش از آغاز انتخابات

باشگاه خبرنگاران جوان - دونالد ترامپ بامداد پنجشنبه از آغاز آنچه «خردکنندهترین عملیات اقتصادی» تاریخ علیه جمهوری اسلامی ایران خواند، خبر داد و تهدید کرد هر کشور، شرکت یا مؤسسهای که به تجارت و همکاری مالی با تهران ادامه دهد، با مجازاتهای سنگین آمریکا روبهرو خواهد شد. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، نیز از «بزرگترین انزوای اقتصادی هماهنگشده در تاریخ» سخن گفت و جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، از ورود جنگ به «مرحله جدید» خبر داد؛ مرحلهای که در آن فشار اقتصادی قرار است جایگزین ادامه عملیات نظامی گسترده شود.
این اظهارات در حالی مطرح میشود که آمریکا جنگ علیه ایران را با وعده دستیابی سریع به اهداف خود آغاز کرد، اما پس از شش ماه اکنون به جای اعلام عملیات نظامی جدید، از تحریم و محاصره اقتصادی سخن میگوید. این تغییر جبهه را باید در کنار هزینههایی دید که جنگ برای خود آمریکا ایجاد کرده است؛ از مصرف ذخایر تسلیحاتی و هزینههای نظامی گرفته تا افزایش قیمت نفت و بنزین که در آستانه انتخابات میاندورهای مستقیماً به یک مسئله سیاست داخلی برای دولت ترامپ تبدیل شده است.
در همین شرایط، رئیسجمهور آمریکا اصرار دارد بگوید ارتش این کشور «کنترل کامل» تنگه هرمز را در اختیار دارد و حجم عظیمی نفت از این آبراه عبور میکند. اما دادههای موسسه ردیابی کپلر روایت دیگری دارند: پنجشنبه تنها ۷ کشتی تجاری از هرمز عبور کردند؛ نصف رقم روز قبل و بدون عبور هیچ نفتکش غولپیکر یا کشتی الانجی. دادههای هفتههای گذشته نیز نشان میدهد تردد هرمز همچنان بهشدت محدود است و بخش مهمی از عبورهای آشکار از مسیر تحت مدیریت ایران انجام میشود.
بنابراین، فاصله میان ادعای «کنترل کامل هرمز» و واقعیت ترافیک دریایی، تنها یک اختلاف آماری نیست؛ این شکاف میتواند نشانهای از فشار فزایندهای باشد که جنگ بر اقتصاد و سیاست داخلی آمریکا وارد کرده است. واشنگتن از یک سو ناچار است برای جبران ناکامی نظامی، فشار اقتصادی بر ایران را تشدید کند و از سوی دیگر باید با روایتسازی درباره هرمز، بازار انرژی و رأیدهنده آمریکایی را قانع کند که هزینههای جنگ تحت کنترل است. از همینجا میتوان فهمید که جنگ ایران برای آمریکا دیگر فقط یک نبرد خارجی نیست؛ به مسئلهای در سیاستهای داخلی آمریکا تبدیل شده است.
هزینه جنگ روی دست آمریکا
شش ماه پس از آغاز جنگ، مسئله اصلی برای واشنگتن دیگر فقط این نیست که ایران تا چه اندازه تحت فشار قرار گرفته است؛ پرسش مهمتر این است که خود آمریکا تا چه اندازه توان ادامه این جنگ را دارد. جنگی که قرار بود در محاسبه اولیه کاخ سفید با یک عملیات نظامی سریع به نتیجه برسد، اکنون وارد ششمین ماه شده و هنوز واشنگتن نتوانسته تهران را به پذیرش خواستههای اصلی خود وادار کند. همزمان، هزینههای جنگ، مصرف ذخایر تسلیحاتی و اختلال در بازار انرژی، فشار را به داخل آمریکا منتقل کرده است. حتی گزارشهای رسانههای آمریکایی از کاهش ذخایر مهمات دقیق و ضرورت بازسازی آنها حکایت دارد. گاردین نیز در تحلیل اخیر خود، تغییر رویکرد واشنگتن را در شرایطی توصیف کرده که گزینههای نظامی آمریکا محدودتر شده و دولت ترامپ به سمت فشار اقتصادی حرکت کرده است.
اما مهمترین ضربه شاید در جایی باشد که کاخ سفید کمتر میتواند آن را پنهان کند: انرژی و معیشت آمریکاییها. بحران هرمز جریان نفت منطقه را بهشدت محدود کرده و نفت برنت در روزهای اخیر به حوالی ۹۴ دلار رسیده است. رویترز گزارش داده قیمت نفت برای پنجمین جلسه متوالی افزایش یافته و بازار همچنان نسبت به اختلال در عرضه از مسیر هرمز نگران است.
این مسئله برای ترامپ صرفاً یک مشکل اقتصادی نیست؛ یک مشکل انتخاباتی است. انتخابات میاندورهای کنگره در نوامبر نزدیک میشود و قیمت بنزین یکی از ملموسترین شاخصهایی است که رأیدهنده آمریکایی مستقیماً آن را در زندگی خود احساس میکند. گزارشهای اخیر نشان میدهد متوسط قیمت بنزین در آمریکا از چهار دلار در هر گالن عبور کرده و نسبت به ابتدای جنگ افزایش قابل توجهی داشته است. حتی رسانههای آمریکایی گزارش دادهاند که دولت ترامپ اکنون کاهش قیمت بنزین را به یکی از اولویتهای اصلی خود تبدیل کرده است.
بنابراین، هر روز ادامه جنگ برای ترامپ یک معادله دشوارتر میسازد: از یک طرف نمیتواند به سادگی عقبنشینی کند، زیرا چنین اقدامی با ادعای پیروزی او در جنگ علیه ایران در تضاد است؛ از طرف دیگر ادامه عملیات نظامی، هزینه تسلیحات و انرژی را بالا میبرد و فشار سیاسی بیشتری بر دولت وارد میکند.
ورود واشنگتن به جنگ اقتصادی را نباید نشانه یک انتخاب حسابشده از موضع قدرت دانست؛ این تغییر جبهه، محصول هزینهبر شدن جنگ نظامی و ناکامی آمریکا در تحقق اهدافی است که برای آن وارد جنگ شد. ترامپ اکنون تلاش میکند با انتقال میدان درگیری به اقتصاد، فشار بر ایران را حفظ کند؛ اما این راه نیز تضمینی برای خروج او از بنبست موجود نیست. آمریکا طی سالهای گذشته گستردهترین زنجیره تحریمها را علیه ایران به کار گرفته، اما همین ابزار نتوانسته ساختار سیاسی جمهوری اسلامی را در برابر فشار واشنگتن تغییر دهد یا ایران را به پذیرش خواستههای آمریکا وادار کند. بنابراین، کاخ سفید اکنون نه از نقطه پایان یک راه موفق، بلکه از نقطه شکست یک راهبرد نظامی وارد جنگ اقتصادی شده است؛ و هنوز معلوم نیست این بار بتواند نتیجهای متفاوت به دست آورد.
اظهارات اخیر بسنت و ونس نیز از همین تغییر محاسبه در واشنگتن حکایت دارد. تأکید همزمان آنها بر تشدید فشار اقتصادی، در شرایطی که جنگ نظامی به نتیجه مورد انتظار آمریکا نرسیده، نشان میدهد کاخ سفید تلاش دارد فشار بر ایران را در میدان دیگری ادامه دهد. اما انتقال میدان جنگ به اقتصاد، لزوماً به معنای عبور آمریکا از بنبست نیست؛ واشنگتن طی سالهای گذشته بارها تحریم را تا شدیدترین سطوح ممکن پیش برده، اما این فشارها نتوانسته ایران را به پذیرش خواستههای اصلی آمریکا وادار کند. بنابراین، آنچه امروز به عنوان «مرحله جدید» معرفی میشود، بیش از آنکه یک راهبرد آزمودهشده برای پیروزی باشد، تلاشی تازه برای جبران نتیجه نگرفتن از راهبرد قبلی است.
از این منظر، اعلام «خردکنندهترین عملیات اقتصادی تاریخ» بیش از آنکه آغاز یک مرحله از قدرتنمایی بدون هزینه آمریکا باشد، تلاش برای جبران یک محاسبه نظامی شکستخورده است. واشنگتن میخواهد فشار را حفظ کند، اما همزمان فرصت بازسازی ظرفیت نظامی، مدیریت بازار انرژی و کنترل هزینههای داخلی را به دست آورد.
هرمز؛ روایت پیروزی برای بازار و انتخابات
در همین چارچوب، اصرار ترامپ بر اینکه آمریکا «کنترل کامل» تنگه هرمز را در اختیار دارد، معنای مهمتری پیدا میکند. اگر این ادعا صرفاً یک گزارش نظامی بود، باید با افزایش محسوس تردد کشتیها و بازگشت جریان نفت به شرایط عادی همراه میشد؛ اما دادههای کشتیرانی چنین چیزی را نشان نمیدهند.
طبق آخرین دادههای کپلر، پنجشنبه فقط ۷ کشتی تجاری از هرمز عبور کردهاند؛ نصف رقم روز چهارشنبه. پیش از جنگ، روزانه دهها کشتی از این آبراه عبور میکردند و حجم نفت عبوری نیز چندین برابر رقم فعلی بود. گزارشهای تخصصی کپلر نشان میدهد ترافیک دریایی در هفتههای اخیر همچنان در سطح بسیار پایینی قرار داشته و بخش قابل توجهی از عبورهای آشکار از مسیر تحت کنترل و مدیریت ایرانی انجام شده است.
حتی مهمتر اینکه بازار نفت نیز به روایت ترامپ پاسخ مثبت نداده است. اگر واقعاً کنترل کامل هرمز به معنای بازگشت امنیت و عادی شدن صادرات بود، انتظار میرفت ریسک عرضه کاهش یابد؛ اما قیمت نفت همچنان در حال افزایش است و معاملهگران نسبت به تداوم اختلال در جریان انرژی نگرانی دارند. رویترز نیز گزارش داده است که با ادامه بحران، ذخایر جهانی نفت تحت فشار قرار گرفته و نگرانی درباره توان بازار برای جبران اختلال عرضه افزایش یافته است.
اینجاست که میتوان حرفهای ترامپ درباره هرمز را نوعی «حرفدرمانی اقتصادی» نیز ارزیابی کرد. کاخ سفید نیاز دارد به بازار پیام دهد که جریان انرژی تحت کنترل است؛ زیرا هرچه نفت گرانتر شود، فشار آن در نهایت به بنزین و سپس به رأیدهنده آمریکایی منتقل میشود.
در واقع، ترامپ با دو مخاطب همزمان صحبت میکند: بازار نفت و جامعه آمریکا. به بازار میگوید آمریکا هرمز را کنترل میکند تا ریسک عرضه کاهش یابد؛ و به رأیدهنده میگوید جنگ تحت کنترل است تا افزایش قیمت انرژی به حساب یک بحران خارج از کنترل دولت نوشته نشود.
اما مشکل واشنگتن این است که بازار با توییت حرکت نمیکند. وقتی تعداد کشتیهای عبوری به چند فروند در روز کاهش یافته و نفت همچنان در محدوده بالای ۹۰ دلار معامله میشود، فاصله میان روایت سیاسی کاخ سفید و واقعیت اقتصادی بیشتر آشکار میشود.
از همینجاست که میتوان به یک جمعبندی مهم رسید: ایران در این جنگ فقط با قدرت نظامی آمریکا روبهرو نبوده؛ بلکه توانسته جنگ را به مسئلهای برای خود آمریکا تبدیل کند. واشنگتن جنگ را برای تغییر محاسبات تهران آغاز کرد، اما اکنون باید همزمان محاسبات بازار نفت، هزینههای نظامی، قیمت بنزین و انتخابات میاندورهای را نیز مدیریت کند.
به همین دلیل، تغییر میدان از موشک به تحریم را نباید پایان فشار آمریکا دانست؛ اما آن را میتوان نشانهای از تغییر محاسبه واشنگتن دانست. آمریکا هنوز میخواهد ایران را تحت فشار قرار دهد، اما اکنون این فشار را با ابزاری دنبال میکند که برای خودش کمهزینهتر از جنگ مستقیم باشد؛ و شاید مهمترین پیام این تحولات همین باشد: جنگی که آمریکا با محاسبه پیروزی سریع آغاز کرد، آنقدر طولانی و پرهزینه شده که بخشی از مسئله آن دیگر در تهران نیست؛ در واشنگتن است.
اکنون ترامپ باید علاوه بر فشار بر ایران، پاسخگوی هزینه جنگ به رأیدهنده آمریکایی نیز باشد؛ و این همان جایی است که ادعای «کنترل کامل هرمز» از یک ادعای نظامی فراتر میرود و به بخشی از تلاش کاخ سفید برای مدیریت تبعات اقتصادی و شکست سیاسی جنگ تبدیل میشود.
12301308
مهمترین اخبار بینالملل











