وبگردی 12:56 - 09 مرداد 1405
خیلی وقت‌ها اشعار شاعران کلاسیک ایرانی حتی سروده‌های شاعرانی گمنام، در رسانه‌های اجتماعی با کارکردی عمومی‌تر سربرآورده و زندگی دومی را در فضای مجازی آغاز کرده‌اند.

رستاخیز شعر پارسی در رسانه‌های اجتماعی

باشگاه خبرنگاران جوان - حوزه شعر در ایران گستره وسیعی را دربر می‌گیرد؛ اگرچه همیشه مورد توجه مردم بوده و به‌طور ناخودآگاه بخشی از مکالمات روزمره را دربر می‌گیرد، اما از نظر تفسیری و معنایی منحصرا در اختیار شعرپژوهان بوده و در کلاس‌های دانشگاهی درباره آن بحث و تبادل نظر می‌شده است؛ اما امروزه با حضور رسانه‌های اجتماعی، موضوع تا حدی عوض شده است و همه اقشار از دانشجویان، راننده‌های تاکسی تا اینفلونسرها، فعالان حوزه‌های مختلف، دل‌شکستگان و حتی آرزومندان را در بر می‌گیرد. ابیاتی از شاعرانی، چون سعدی، مولانا، حافظ، فردوسی، قزوینی، فرخزاد، اصفهانی و ... حتی شاعرانی گمنام گویا در رسانه‌های اجتماعی با کارکردی عمومی‌تر سربرآورده و زندگی دومی را در فضای مجازی آغاز کرده‌اند؛ چرخه بازتابش عظیم و بزرگی که شاید سرایندگان این ابیات هم خود انتظار آن را نداشتند.

در همین رابطه، مینا رامین‌ثابت، دکترای زبان و ادبیات فارسی از دانشگاه تهران، استاد و پژوهشگر زبان و ادبیات اسطوره‌ای فارسی دانشگاه اوکلاهمای آمریکا و سردبیر میهمان سایت ادبیات «جهان امروز Worldlitraturetoday» در مقاله‌ای به زبان انگلیسی به همین موضوع پرداخته است؛ او نوشته است:

جایی در تهران، مادری از فرودگاه با ماشین شخصی به خانه می‌رسد. لحظاتی قبل دختر ۲۴ ساله تازه فارغ‌التحصیل شده‌اش را برای شاید موفقیت بیشتر به خارج از کشور بدرقه کرده بود. او صفحه اینستاگرامش را باز کرد و زیر عکسش هیچ توضیحی ننوشت؛ مگر بیتی از شاعری زیسته در حدود هفت قرن پیش که زینت‌بخش خط‌نقاشی‌ها است:

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن

من خود به چشم خویش دیدم که جانم می‌رود

این بیت بخشی از غزلی از سعدی شیرازی است که سرآغاز مشهور آن را بسیاری می‌دانند:‌ای کاروان آهسته ران

که آرام جانم می‌رود

مادر شاید نام سراینده این ابیات را می‌دانسته شاید همنه؛ اما آنچه حتما می‌دانست این است که «جانم» به مفهوم عزیزم حامل دو بار معنایی است که او نمی‌تواند آن را در دایره واژگان روزمره خود به درستی توصیف کند: دیدن رفتن دخترش از کشور مانند دیدن رفتن جان از بدن است. طی چند ساعت، این پست اینستاگرامی بار‌ها به اشتراک گذاشته شد؛ توسط دوستان، بستگان و حتی غریبه‌هایی که چنین احساسی را می‌شناختند. در چند ساعت این بیت از غزل سروده شده در هفت قرن پیش به یکی از مطرح‌ترین متون اینترنتی تبدیل شده بود.

این رستاخیزی عجیب است از زیبایی شعر پارسی نه در گردهمایی‌های ادبی یا نشست‌های شاعرانه بلکه در پست‌های اینستاگرامی، تصاویر تیک‌تاک و کانال‌های تلگرامی؛ در میان نسلی که ممکن است نام سراینده را ندانند، اما با اطمینان و یقین، باور دارند که این واژگان برای آنها گفته شده است. این اشعار کهن در شکلی جدید، دوباره به زندگی بازگشته‌اند؛ با چنان گستره‌ای که نویسندگان آنها حتی نمی‌توانستند، تصور کنند.

عشق، دل‌شکستگی و اشتراک‌گذاری

هنگامی که یک جوان ایرانی می‌خواهد بگوید که عاشق شده، دلش شکسته یا به او خیانت شده است، خیلی ساده فقط واژگان مرتبط را تایپ نمی‌کند بلکه، مصراع یا بیت شعری درست را انتخاب می‌کند؛ او خوانشی دراماتیک و تاثیرگذار را که آهنگین است، برمی‌گزیند. او بیتی را به اشتراک می‌گذارد که همه چیز را در بر می‌گیرد و نه فقط معنای خود واژگان؛ برخی اوقات فقط با نوشته‌ای در زیر عکس و بعضی وقت‌ها با خطی خوش روی تصویری یا فیلم کوتاهی با پس‌زمینه موسیقی آرام. شاعری که امروزه از او نقل‌وقول می‌شود، ممکن است قرن‌ها پیش زیسته باشد، اما نکته اصلی در این‌جا است: واژگان قدیمی، حجمی عظیم از بار معنای احساسی را با خود دارند که واژگان جدید آن را در خود ندارند.

مولانا را درنظر بگیرید که حدود ده قرن پیش می‌زیست و امروزه غزل‌های او همچنان بیشترین استفاده و اشتراک‌گذاری در رسانه‌های اجتماعی را میان اشعار فارسی عاشقانه به خود اختصاص داده است:

عمر که بی عشق رفت، هیچ حسابش مگیر

آب حیات است عشق، در دل و جانش بپذیر

در این غزل از دیوان شمس، مولانا از ساختاری نمادین و رازآلود استفاده می‌کند و سفارش می‌کند که عشق را، چون آب حیات پاس بدارید. این روز‌ها این بیت در صفحات اینستاگرام، در زیرنویس تصاویری از غروب خورشید، متنی در پستی میان دو آهنگ یا گفتار متنی در فیلمی بسیار کوتاه بسیار تکرار می‌شود. ظرافت‌های عرفانی آن را ممکن است نفهمند، اما طنین انسانی آن را همه می‌فهمند. یا به این شعر فروغ فرخزاد - شاعر زن معاصر - توجه کنید:

زندگی گر هزارباره بود

بار دیگر تو، بار دیگر تو

فرخزاد این شعر را به‌عنوان زن جوان عاشقی که در آن دوران شایعاتی درباره‌اش بر سر زبان‌ها بود سرود؛ اما این روز‌ها یکی از عاشقانه‌ترین زیرنویس‌های رسانه‌های زبان فارسی است که در مناسبت‌های اعلام نامزدی، سالگرد‌های آشنایی یا با برچسب نام معشوق به‌طور گسترده به اشتراک گذاشته می‌شود. بسیاری از کسانی که این بیت را پست می‌کنند، شاید ندانند که سروده فروغ است، اما احساس می‌کنند که کلامی مطلق است؛ در زمانه ازهم گسیختگی و جدایی‌ها، پاکبازی جسورانه در این بیت به آن قدرت بخشیده است؛ و هنگامی که شخصی فقدانی بسیار غیرقابل تحمل را تاب می‌آورد، در حالی که کسی باور نمی‌کند از آن جان سالم به‌در ببرد، از این بیت شکیبی اصفهانی استفاده می‌کند؛ شعری که بسیار مشهورتر از خود شاعر است:

شب‌های هجر را گذرندایم و زنده‌ایم

ما را به سخت‌جانی خود این گمان نبود

این بیت تبدیل به نوعی واگویه برای بازماندگان غم و اندوه شدید، جدا افتادگان، ستم‌دیدگان و سنگینی شدید بار زندگی در روزگاران سخت شده است. پیروزمندی در آن نیست و نه حتی نافرمانی؛ فقط شوکی بی‌صدا از همچنان برپا و زنده ماندن است. حقیقت این است که مردمی که آن را به اشتراک می‌گذارند اطلاع ندارند که شکیبی اصفهانی کیست و فقط این واقعیت را تقویت می‌کنند: خود شعر پا را از سراینده آن فراتر گذاشته به همه مردم تعلق گرفته است.

نماد اعتراضی ۷۰۰ ساله

اگر شعر در خدمت احساسات فردی قرار گرفته است، همچنین به همان اندازه تاثیرگذار در خدمت زبان خشم و خروش هم بوده است. در ایران، این دو کارکرد شعر هیچ‌گاه از یکدیگر جدا نبوده‌اند: سنتی که شعر‌های برجسته جهانی درباره عشق تولید کرده است، ماندنی‌ترین ادبیات اعتراضی را نیز خلق می‌کند. هرگاه استبداد خود را تحمیل می‌کند و شرایط پرالتهاب می‌شود، نور اشعار کهن روشن می‌شود و نزد شکوه‌کنندگان دوباره اعتبار خود را باز می‌یابد. در میان ابیاتی که به‌طور گسترده‌ای به اشتراک گذاشته شده است، بیتی از سیف فرقانی، از شاعران دوران استیلای مغول بر ایران است:.

چون داد عادلان به جهان بقا نکرد

بیداد ظالمان شما نیز بگذرد

فرقانی این قصیده را خطاب به ستمگران مغول سروده و به آنها یادآور شده است که شکوه حاکمان مشروع، پایدار نبوده است و حکمرانی نامشروع مغولان نیز زودگذر خواهد بود. قرن‌ها بعد، هرگاه ایرانیان از سوی بیگانگان رنجی دیده بودند، بدون نیاز به شرح و متن، این بیت در میان آنها سربرآورده است.

بیتی دیگر که به هنگام جنگ در رسانه‌های اجتماعی به‌طور گسترده دست‌به‌دست می‌شود متعلق به عارف قزوینی، شاعر و موسیقیدان معروف دوران انقلاب مشروطه است:

از خون جوانان وطن لاله دمیده

از ماتم سرو قدشان، سرو خمیده

قزوینی این تصنیف را در یادبود نخستین شهدای جنبش انقلاب مشروطه در دوران پهلوی دوم سرود. تصویر ارائه شده در این شعر به‌طور عمیقی ریشه‌ای اسطوره‌ای دارد: در شاهنامه گفته شده است که گل لاله از میان کالبد کشته شده سیاوش روییده است؛ لاله سرخ نمادی باستانی از قربانی شدن بیگناهان است. این بیت نه‌تنها بیانگر واقعه‌ای تاریخی است، بلکه مرثیه‌ای زنده نیز محسوب می‌شود.

اشتراک‌گذاری این بیت چه به صورت متنی و چه با بازخوانی موسیقایی و ... یکی از بیشترین متون منتشر شده محسوب می‌شود که فقط یک اجرای سنتی نیستند، بلکه همچون سوگواری به فعلیت مقاومت درآمده است.

چرا شعر پارسی در فضای مجازی بسیار مورد استقبال است؟

چرا این اتفاق در ایران رخ می‌دهد و نه مثلا در انگلستان، زادگاه شکسپیر که بسیار مورد توجه است؟ چند دلیل مرتبط وجود دارد.

دلیل نخست ساختار است. شعر کلاسیک پارسی یعنی غزل، رباعی، مثنوی همیشه برای بازگویی‌های شفاهی ساختاربندی می‌شده است. غزل‌های حافظ به‌گونه‌ای است که در میان جمع خوانده شود. اشعار مولانا بیانی شوریده‌حال دارد و با صدای بلند در گرماگرم تجربیاتی عرفانی بیان می‌شود. شاهنامه قرن‌ها توسط داستان‌سرایان حرفه‌ای به طور شفاهی در برابر مردم بازگو شده است. این اشعار برای بیان شفاهی و شنیدن سروده شده است. رسانه‌های اجتماعی، با تکیه بر قالب ارسال متون صوتی و تصویری کوتاه، نوعی بازگشت به کارکرد شکل اصلی ادبیات پارسی است. واحد بنیادین شعر پارسی یعنی بیت‌های موزون، اندازه مناسبی برای یک پست در رسانه‌های اجتماعی به‌شمار می‌آید و ساختار آن در بنیان بسیار مناسب یک پست، زیرنویس و یا روایت تصویری است و به‌راحتی در قالبی جدید می‌گنجد.

دلیل دوم اینکه ظرافت‌های احساسی خاص خود را دارد. شعر پارسی طی یک هزاره، با دایره واژگانی پالایش شده برای حالات درونی، عشق، شکست، تمنای امیال و حسرت، دقیقا دربرگیرنده تمامی احساسات است و واکنش در برابر آن فقط ادبی نیست بلکه بازشناسی است؛ شاعر در شعر احساسات خود را توصیف نمی‌کند بلکه اشعار دقیقا خود احساسات او هستند که با نگاه موشکافانه آنها پیوند دارد؛ نگاهی که با جملات عادی قابل بیان نیستند.

سومین دلیل هویتی است. شعر کلاسیک، در زیرساخت زبان ملی را بازنمایی می‌کند؛ زبانی که قدیمی‌تر از هر زبان روزمره است و دوام و بقای بیشتری دارد. این موضوع به‌ویژه در شاهنامه دیده می‌شود. در تحقیقی منتشر شده در نشریه هویت‌های ملی، نوشته شده است چگونه حماسه محور اصلی چیزی است که اندیشمندان آن را «جنبش نوین هویت» در ایران نام نهاده‌اند؛ جنبشی که با گسترش رسانه‌های اجتماعی قوام بیشتری پیدا کرده است.

جنبش ریشه‌شناسی هویتی شاهنامه را به‌صورت اجرا‌های صحنه‌ای یا خوانش ابیات دوباره به خانه‌ها آورده است؛ افزایش تقاضا برای کلاس‌های حافظ‌شناسی، مولاناخوانی و حماسه فردوسی یک اجبار آموزشی نیست بلکه اشتیاقی وافر برای کشف ریشه‌ها است.

شاید جوانانی که این اشعار را به اشتراک می‌گذارند نمی‌دانند که چه کسانی آنها را سروده‌اند؛ نمی‌دانند که سیف فرقانی در دوران تهاجم مغول‌ها می‌زیسته یا عارف قزوینی تصنیف خود را برای نخستین شهدای انقلاب مشروطه نوشته و یا فرخزاد اشعار خود را در وصف خواسته‌های زنان گفته است. آنها می‌دانند که حقیقت است، حقیقت احساسات آنها، آنچه می‌بینند و آنچه می‌خواهند بگویند است، اما در بیان آن ناتوان هستند. چیزی در علاقه زیاد ایرانیان به شعر وجود دارد که در خون آنها در جریان است؛ این عشق به شعر بیش از آنکه شبیه یک بازآفرینی فرهنگی باشد، مانند بازگشت به خانه و زادگاه است. شعر پارسی از قرن‌ها پیش تا به امروز، از بلخ و اصفهان تا تهران، پوسته‌های تاریخی خود را به دور انداخته و به حس ابدی اکنون وارد شده است؛ و شاید همین سندی محکم برای قدرت عظیم شعر باشد. شعر پارسی پوست‌اندازی می‌کند، توضیحات اضافه را دور می‌اندازد، از متن جدا می‌شود و از طریق قالبی جدید به قرنی جدید با تمام بحران‌هایش وارد می‌شود؛ گویی در آن صبح‌گاه توسط کسی نوشته شده است که دقیقا می‌دانسته ما چه می‌خواهیم. صفحه‌ای سفید، خوشنویسی، شعر کهن و انگشتی که دکمه اشتراک‌گذاری را می‌فشارد و در جایی دوردست سعدی، مولانا، فردوسی و ... را به‌صورت رمز می‌فرستد و غریبه‌ای همان واژگان را می‌خواند و با خود می‌گوید: بله، دقیقا همین است.

علم دیجیتال در ایران شعر را نکشته است بلکه به آن حنجره‌ای دوباره داده است.

منبع: ایسنا


12296814
 
پربازدید ها
پر بحث ترین ها

مهمترین اخبار وبگردی

وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» فواید ویتامین D بسیار زیاد است. تحقیقات نشان می‌دهد که این ویتامین نقش مهمی در جنبه‌های مختلف سلامت، از تقویت سیستم ایمنی گرفته تا کمک به مقابله با بیماری‌های مضر ایفا می‌کند.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» سفر اربعین با کودکان به همان اندازه که شیرین است نیازمند دقت و رعایت نکات هم هست.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» خیلی وقت‌ها اشعار شاعران کلاسیک ایرانی حتی سروده‌های شاعرانی گمنام، در رسانه‌های اجتماعی با کارکردی عمومی‌تر سربرآورده و زندگی دومی را در فضای مجازی آغاز کرده‌اند.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» به تازگی فرح پهلوی در حالی از ساخت «پنجمین نیروی دفاعی جهان» توسط محمدرضا پهلوی سخن گفته که نه سند معتبری برای این ادعا وجود دارد و نه وقایع تاریخی چنین تصویری را تأیید می‌کنند.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» جنگ علیه ایران دیگر صرفاً یک پرونده سیاست خارجی نیست؛ بلکه به متغیری تعیین‌کننده در معادلات داخلی آمریکا تبدیل شده است.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» نهم مرداد ۱۳۶۶، مکه شاهد یکی از تلخ‌ترین حوادث تاریخ حج بود؛ حمله نیروهای سعودی به راهپیمایی برائت از مشرکین، صدها کشته و زخمی بر جای گذاشت.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» «اعدام نکنید» این روز‌ها یک هشتگ به‌ظاهر دلسوزانه از طرف برخی سلبریتی‌ها و فعالان مجازی خارج‌نشین است، اما پیش‌تر در دی‌ سال گذشته سیاهی‌لشکر دشمن اغتشاش و خشونت را با هیجان بسیار ترویج می‌کرد.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» یک ملت چگونه می‌تواند با تکیه بر راهبرد قدرت نرم خود بدون هیچ پشتوانه تسلیحاتی و نظامی، موازنه جنگ را تغییر دهد و بزرگترین ابرقدرت‌های جهان را به زانو درآورد؟
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» نتانیاهو که برای شرکت در مراسم خاکسپاری لیندسی گراهام و گفت‌و‌گو با ترامپ به واشنگتن سفر کرده بود، با مردمی روبه‌رو شد که خواستگار دستگیری اش به جرم جنایت جنگی در غزه بودند.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» در مسیر اربعین، عطر نان تازه از تنورهای موکب مردمی آیسک به مشام می‌رسد. روایت خادمانی که در گرمای نجف، با عشق به زائران حسینی خدمت می‌کنند.

مشاهده مهمترین خبرها در صدر رسانه‌ها

صفحه اصلی | درباره‌ما | تماس‌با‌ما | تبلیغات | حفظ حریم شخصی

تمامی اخبار بطور خودکار از منابع مختلف جمع‌آوری می‌شود و این سایت مسئولیتی در قبال محتوای اخبار ندارد

کلیه خدمات ارائه شده در این سایت دارای مجوز های لازم از مراجع مربوطه و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.

کلیه حقوق محفوظ است