دلم دلتنگ تنگستان، رو دوشم درد خوزستان

باشگاه خبرنگاران جوان - «خیال کردهاند جنوب، جزیرهای بیصاحب است که میتوانند قیچیاش کنند و با خود ببرند! این انگلیسیها نمیدانند که این خاک تفتیده، خون رگهای تمام ایران است. ما اینجا ایستادهایم تا مام میهن، آسوده بخوابد.» وقتی این دیالوگ ماندگار و تاریخی از سریال «دلیران تنگستان» را مرور میکنیم، به یاد میآوریم جنوب برای ما ایرانیها هیچگاه یک جغرافیای فرعی و حاشیهای روی نقشه نبوده. ما حتی در قاب سینما و تلویزیونمان همواره با تعصب، عشق و احترامی ویژه از جنوب گفتهایم؛ چه برسد به دنیای واقعیت که هرگز این خطه را تنها نگذاشتهایم و نخواهیم گذاشت. هنر ما همواره بازتابی از غیرت و ایستادگی مردم این دیار بوده است؛ درست مثل آن دیالوگ طوفانی و پر از غرور در روزهای فتح خرمشهر در سریال «در چشم باد» که فریاد میزد: «جنوب رو نمیشه از ایران گرفت؛ جنوب ما وصله پینهشده به این خاک نیست، خود گوشت و پوست این وطنه. آفتابش اگر داغه، خون مردمش داغتره. این روزها که از آسمونش آتیش میباره، رگهای این تن خسته داره تیر میکشه، چون جنوب پاره تنمونه...»
امروز بار دیگر همان اتمسفر حماسی و البته غمناک، در جنوب ما تکرار شده است. آسمان این پهنه نیلگون، این روزها بهجای آرامش همیشگی، میزبان غبار و آتش موشکهای آمریکایی است. متجاوزان با کینهای دیرینه، سرزمینی را هدف گرفتهاند که ساکنانش نسلاندرنسل، درس مقاومت را زندگی کردهاند. هرچند صدای انفجارهای مهیب، سکوت شبهای ساحل را میشکند و بوی باروت با شرجی هوا آمیخته میشود، اما در عمق این حادثه، حقیقتی جریان دارد که دشمنان از فهم آن عاجزند؛ اینکه پیوند ناگسستنی جنوب با پیکره ایران، با هیچحجم از آتشی گسستنی نیست. وقتی موشکی بر خاک جنوب فرود میآید، تمام ایران این زخم را حس میکند و به درد میآید. مردم صبور و خونگرم این دیار، همان مرزبانان شریفی هستند که امروز در خط مقدم این کارزار ایستادهاند تا قلب این مرزوبوم از تپش نیفتد. آنها فرزندان نخلستانهای مقاومی هستند که ریشه در ژرفای تاریخ این سرزمین دارند؛ ریشهای که با هیچآتشی نمیسوزد و در برابر هیچتهدیدی خم نمیشود.
جنوب تنها نیست؛ ما همه یک ملتیم
این روزها که جنوب استوار ایران زیر باران آتش و موشکباران متجاوزانه آمریکا نفس میکشد، دوباره همان خط ممتد ایستادگی تاریخی در رگهای این جغرافیا جان گرفته است، اما در کنار غرش موشکها و پایداری ساحلنشینان، صدای خراشنده و مسمومی هم به گوش میرسد؛ نجوای کسانی که در تلاش هستند این تقابل حماسی را تقلیل دهند و اینگونه وانمود کنند که سرنوشت جنوب و امنیت سواحل نیلگون کشور، برای مرکزنشینان و بقیه نقاط ایران اهمیتی ندارد. آنها با پمپاژ ناامیدی میخواهند القا کنند که این جنگ، جنگ تمام ایران نیست. اما برای شناخت نیات واقعی این حاشیهسازان، تنها کافی است به کارنامه و شناسنامه سیاسیشان نگاهی بیندازیم تا دریابیم اساساً چیزی به نام «ایران» و جان مردمش برای آنها کمترین ارزشی ندارد. اینها دقیقاً همان کسانی هستند که وقتی چنگال تجاوز دشمن، حریم امن کودکان معصوم ما را در هم کوبید و فاجعه تلخ حمله آمریکا به مدرسه میناب رخ داد، در برابر آن جنایت آشکار مهر سکوت بر لب زدند و لالمانی گرفتند. آن روزها که خون بیگناهان بر زمین ریخت، هیچصدایی از این مدعیان امروز درنیامد، اما حالا که پهنه جنوب درگیر کارزار با متجاوزان است، ناگهان سر از لاک خود بیرون آوردهاند تا از این آب گلآلود، به نفع اهداف نازل و سیاسی خود ماهی بگیرند و بذر تفرقه بپاشند!
پاسخ محکم و دندانشکن به این فتنهانگیزیها و ادعاهای واهی را، اما نباید صرفاً در بیانیههای رسمی جستوجو کرد؛ پاسخ اصلی در بطن جامعه و در واکنش نخبگان و هنرمندان این مرزوبوم نهفته است. چهرههای مطرحی از نسلها و حوزههای مختلف هنر ایران، با کنارگذاشتن تمام خطکشیها، یکصدا به میدان آمدند تا نشان دهند وقتی پای وطن و تمامیت ارضی در میان باشد، جای هیچگونه سکوت و انفعالی نیست. واکنش صریح، غیرتمندانه و همدلانه هنرمندانی، چون پرویز پرستویی، احترام برومند، سام درخشانی، سوگل طهماسبی، نیکآفرید سماواتی، نعیمه نظامدوست، حسام منظور و مهرداد خوشبخت در عرصه سینما و تلویزیون، در کنار خوانندگان محبوبی مثل رضا صادقی، مصطفی راغب و گرشا رضایی و خیل کثیری از اهالی فرهنگ و هنر، گواه روشنی بر این مدعاست. این نامها که شاید در روزمره فضای هنری و اجتماعی رویکردهای متفاوتی داشته باشند، امروز همگی ذیل چتر «ایران» و برای دفاع از جنوب، همنفس و همصدا شدهاند و ثابت کردند قلبشان برای پاره تن این وطن میتپد.
واقعیت این است که مرزهای دغدغهمندی برای این آبوخاک، بسیار فراتر از مرزبندیهای مرسوم جناحی، سیاسی و فکری است. در جریان «جنگ رمضان» و روزهای ملتهب پیشازاین، شاید بخشی از جامعه هنری کشور به هر دلیلی مسیر سکوت را پیش گرفته بود و واکنشی نشان نمیداد؛ اما امروز که موشکهای متجاوزان آمریکایی مستقیماً خاک جنوب و پارهتن وطن را هدف قرار دادهاند، ورق کاملاً برگشته است. همان هنرمندانی که پیشازاین سکوت اختیار کرده بودند، امروز با تمام قوا ذیل مفهوم مقدس و بزرگ «ایران» قد علم کردهاند و به این تجاوز آشکار واکنش نشان میدهند. این خروش هماهنگ قلمها، طرحها و صداها در دفاع از جنوب، اثبات یک حقیقت انکارناپذیر است؛ وقتی پای تمامیت ارضی، عزت ملی و خاک میهن به میان بیاید، هیچخطکشی و اختلافنظری باقی نمیماند. این واکنشهای همدلانه نشان میدهد جنوب برای همه ما، از عالیترین مقامات و مسئولان گرفته تا آحاد مردم کوچه و بازار و هنرمندان منتقد، رگ غیرت و خط قرمز است. این اتحاد ملی و درهمتنیدگی سرنوشت مرکز و مرز، فرمول جدیدی نیست که امروز کشف شده باشد؛ ما این همبستگی تمامقد را در برگبرگ دفتر خاطرات حماسههایمان با خون و جان ثبت کردهایم. تاریخ معاصر ما پر است از لحظاتی که جمعیت جغرافیای تحت هجوم، با کل جمعیت ایران معادلسازی شده تا به دشمن متجاوز بفهماند که با یک شهر یا یک استان روبهرو نیست، بلکه با یک «ملت» طرف است. هنوز از یاد نبردهایم روزگاری را که خرمشهر قهرمان به اشغال دشمن درآمد. در آن روزهای سخت، تابلوی ورودی شهر با خطی خوش و ارادهای پولادین تغییر کرد و روی آن نوشته شد: «به خرمشهر خوش آمدید؛ جمعیت ۳۶ میلیون نفر». در آن مقطع تاریخی، کل جمعیت ایران ۳۶ میلیون نفر بود و آن تابلو با زبان بیزبانی فریاد میزد که هر ایرانی، در هر جای این سرزمین که نفس میکشد، یک خرمشهری است و تفنگ دفاع از این شهر، در دست تکتک مردم ایران از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب است.
امروز و در جریان تجاوزهای اخیر آمریکا نیز این فرمول پرغرور و ریاضیات غیرت ایرانی دوباره احیا شده است. در بحبوحه جنگ رمضان و هجوم وحشیانه به شریانهای حیاتی وطن، مردم در فضای مجازی این تابلو را برای جزیره خارک درست کردند و روی آن نوشتند: «به خارک خوش آمدید؛ جمعیت ۹۱ میلیون نفر» این عدد بزرگ و باشکوه، پیام روشنی برای جهان و متجاوزان دارد؛ این یعنی تمام ایران امروز، با هر سلیقه، باور، قومیت و تفاوتی، دوشادوش یکدیگر در کنار این جزیره و این خاک داغ ایستاده است. وقتی موشکی بر خاک جنوب فرود میآید، تنها یک نقطه جغرافیایی آسیب نمیبیند، بلکه دل ۹۱ میلیون ایرانی به درد میآید و خشم ۹۱ میلیون نفر شعلهور میشود. تلاش بوقهای تبلیغاتی دشمن و پادوهای داخلیشان برای ایجاد شکاف میان مردم و بیاهمیت جلوهدادن مقاومت جنوب، در برابر این صخره ستبر حقیقت تاریخی، لاجرم رنگ میبازد و متلاشی میشود.
ماشین جنگی و موشکهای آمریکایی شاید بتوانند دیوارها، تأسیسات و خانهها را ویران کنند، اما هرگز نمیتوانند ریشههای درهمتنیده و تاریخی ملتی را قطع کنند که شناسنامهاش به وسعت تمام این خاک است. امروز، چه آن مسئولی که در اتاقهای تصمیمگیری برای دفاع از کشور برنامهریزی میکند، چه آن شهروندی که در دوردستترین روستای شمالشرق کشور با نگرانی اخبار را دنبال میکند و چه آن هنرمندی که با خلق اثرش سینه سپر کرده، همگی با یک قلب میتپند و با یکزبان سخن میگویند. جنوب ایران تا همیشه پاره تن وطن و پناهگاه غیورترین مرزبانان این مرزوبوم باقی میماند و ما، یکپارچه و متحد، هرگز آن را در میان آتش و کینه تنها نخواهیم گذاشت.
یک صف واحد
جنوب هیچگاه از پیکره ایران جدا نبوده و نخواهد بود؛ این پیوند خونی و ناگسستنی، حقیقتی است که سالهاست میتوان آن را در تاروپود هنر، فرهنگ و زیست اجتماعی این مردم تماشا کرد. جنوب همواره بهعنوان یک نماد زنده از مقاومت و اصالت، در قلب تمام ایرانیان تپیده و هر بار که زخمی بر تن آن نشسته، تمام این پیکره به درد آمده است. نمود عینی این درهمتنیدگی عمیق را باید در آثار هنرمندانی جستوجو کرد که با درک درست از رسالت خود، صدای جامعهشان شدهاند. وقتی حنجره زخمی و پرصلابت محسن چاوشی برای رنجها، دردها و حماسههای خوزستان به فریاد درمیآید، در واقع این صدای یک ملت است که از گلوی یک هنرمند شنیده میشود. موسیقی و ترانههایی که با چنین مضامین ملی و اجتماعی گرهخوردهاند، بهخوبی نشان میدهند دغدغه جنوب، دغدغهای فراتر از مرزهای یک استان است و در جان تمام مردم ایران ریشه دارد. این همان کارکرد اصیل هنر است که فاصلهها را از میان برمیدارد و درد و غرور یکخطه را به احساس مشترک یک ملت تبدیل میکند، ازسویدیگر، سینمای ایران نیز دهههاست که وفاداری خود را به این خطه ثابت کرده است.
با گذشت سالیان طولانی از پایان جنگ هشتساله، دوربین فیلمسازان ما همچنان دغدغه جنوب را رها نکرده است. سینماگران ما با تعصبی مثالزدنی، همچنان راوی حماسهها، ایستادگیها و دردهای این خطه هستند و اجازه ندادهاند غبار فراموشی بر چهره مقاوم جنوب بنشیند. این استمرار در روایتگری ثابت میکند جنوب برای جامعه هنری ما یک هویت همیشگی و جریانی زنده است که سینما، خود را وامدار و راوی ابدی آن میداند. امروز و در ادامه همین مسیر تاریخی، این همصدایی و اتحاد به اوج خود رسیده است. آحاد مردم و جامعه هنری ایران، شانهبهشانه و تمامقد در کنار غیورمردان نظامی و مدافعانی ایستادهاند که در کارزارهای حساس اخیر چه در روزهای پرتبوتاب «جنگ ۱۲ روزه» و چه در آزمون سخت «جنگ رمضان» مقتدرانه سینه سپر و از حریم مرزهای وطن دفاع کردند.
هنرمندان و نخبگان ما امروز نشان دادهاند درک روشنی از امنیت ملی دارند و در بزنگاههای تاریخی، قلم، صدا و تصویرشان در خدمت ایستادگی همان سربازی است که در خط مقدم برای حفظ این آبوخاک میجنگد. این ایستادگی یکپارچه و درهمتنیدگی شگرف میان مردم، هنرمندان و نیروهای مسلح، ترجمان همان حقیقت همیشگی است که جنوب، پاره تن ایران است. امروز از آن هنرمندی که روی صحنه میخواند و در قاب، تصویر خلق میکند تا آن شهروند عادی در مرکز کشور و آن مرزبان جانبرکف در نقطه صفر مرزی، همگی در یک صف واحد و ناگسستنی ایستادهایم. ما یک ملتیم با یک قلب تپنده، و همقسم شدهایم تا با این اتحاد پولادین، به جهانیان ثابت کنیم دست هیچدشمن و متجاوزی، هرگز به یک وجب از خاک مقدس این کشور نخواهد رسید.
منبع: فرهیختگان
12293176
مهمترین اخبار وبگردی











