رهبر شهید؛ پرچمدار وحدت اسلامی

باشگاه خبرنگاران جوان - پاییز سال ۱۳۵۶ بود. ایرانشهر، شهری در جنوبشرق ایران؛ شهری که دیوارهای اختلاف پیش از آنکه خیابانهایش را از هم جدا کند، دلهای مردمش را از یکدیگر دور کرده بود. مسجد شیعیان تعطیل بود و هر گروه، نماز خود را در مسجدی جداگانه اقامه میکرد. صدای اذان یکی بود، اما صفها از هم فاصله داشتند.
در همین روزها، طلبهای جوان به حکم تبعید، قدم به این شهر گذاشت. اما او تبعید را پایان راه ندید؛ آغاز یک مأموریت دید. پیش از آنکه به فکر جایگاه خود باشد، جامعه را شناخت. فهمید زخمی که امت اسلامی را رنج میدهد، فقط فقر یا عقبماندگی نیست؛ تفرقه است. اگر اسلام قرار است دوباره عزت خود را بازیابد، نخستین گام، ساختن پلی میان دلهایی است که سالها از هم فاصله گرفتهاند.
او مسجد آلالرسول را دوباره رونق بخشید. نماز جماعت برپا شد، صدای تلاوت قرآن از بلندگوهای مسجد در کوچههای شهر پیچید و اهل سنت پشت دیوارها، به قرائتی گوش سپردند که با احترام و محبت، دلها را به هم نزدیک میکرد. اندکی بعد، پیشنهاد برگزاری نماز جمعه را مطرح کرد؛ پیشنهادی که این آیین عبادی را به بزرگترین اجتماع دینی شهر تبدیل ساخت.
اما نقطه عطف ماجرا، گفتوگوی او با مولوی قمرالدین، امام جماعت مسجد نور اهل سنت بود. سخنی که آن روز بر زبان آورد، بعدها به یکی از پایههای اندیشه وحدت در جمهوری اسلامی ایران تبدیل شد: «اگر به گذشته برگردیم، دعواست... امروز باید با همدیگر توحید کلمه و برادری داشته باشیم؛ اگر بخواهیم این را عملی کنیم، باید از گذشته صرفنظر کنیم.»
ثمره این نگاه، طرحی ساده اما ماندگار بود؛ فاصله دوازدهم تا هفدهم ربیعالاول، به جای آنکه یادآور اختلاف در تاریخ ولادت پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله باشد، به فرصتی برای جشن مشترک مسلمانان تبدیل شد؛ هفتهای که بعدها «هفته وحدت» نام گرفت.
سالها گذشت. همان طلبه جوان، رهبر انقلاب اسلامی شد. اما تجربه ایرانشهر، هرگز در همان شهر باقی نماند؛ به راهبردی برای جهان اسلام تبدیل شد.
از نگاه امام شهید، وحدت یک تاکتیک سیاسی یا مصلحتی زودگذر نبود؛ اصلی برخاسته از قرآن و تکلیفی شرعی بود. ایشان بارها تأکید میکرد که پراکندگی مسلمانان، بزرگترین سرمایه دشمنان اسلام است؛ دشمنانی که هرگاه نتوانستهاند امت اسلامی را از بیرون شکست دهند، بذر اختلاف را در درون آن کاشتهاند.
برای تحقق این وحدت، نخست باید سوءتفاهمهای تاریخی درمان میشد. امام شهید معتقد بود بازخوانی کتابهایی که قرنها پیش برای طعن و جدال میان مذاهب نوشته شدهاند، زخمی را درمان نمیکند؛ تنها آن را عمیقتر میسازد. در مقابل، باید بر مشترکات تکیه کرد؛ بر قرآن، بر پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله، بر حدیث ثقلین و بر همه آنچه مسلمانان را به یکدیگر پیوند میدهد.
این نگاه، تنها در سخن باقی نماند. در سال ۱۳۶۹ با فرمان ایشان، «مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی» تأسیس شد؛ نهادی که مأموریت یافت گفتوگوی علمی میان مذاهب، رفع سوءبرداشتهای تاریخی، هماندیشی فقهی و همکاری عملی مسلمانان را دنبال کند. هفته وحدت نیز هر سال، به فرصتی برای همدلی و گفتوگوی بیشتر میان پیروان مذاهب اسلامی تبدیل شد.
در کنار این اقدامات، دیدارهای مستمر با علما، امامان جمعه و مدیران مدارس علمیه اهل سنت، جلوهای دیگر از همین رویکرد بود. جلساتی که در آن، گفتوگو جای سوءظن را میگرفت و احترام متقابل، زمینه اعتماد را فراهم میکرد. این اعتماد، حاصل سالها رفتار صادقانه بود؛ نه نتیجه یک شعار سیاسی.
و در میان همه موضوعات جهان اسلام، فلسطین جایگاهی ویژه داشت. امام شهید، دفاع از فلسطین را نه مسئلهای متعلق به شیعه یا سنی، بلکه وظیفهای مشترک برای همه مسلمانان میدانست. از نگاه ایشان، فلسطین نقطه تلاقی دلهای امت اسلامی بود؛ جایی که اختلافهای مذهبی رنگ میباخت و مسئولیت مشترک مسلمانان آشکار میشد.
امروز اگر در بسیاری از مناطق ایران، شیعه و سنی در کنار یکدیگر زندگی میکنند، اگر در جبهه مقاومت، مسلمانان با مذاهب گوناگون در برابر دشمنی مشترک ایستادهاند و اگر «وحدت» به یکی از کلیدواژههای جهان اسلام تبدیل شده است، بخشی از آن، ریشه در همان روزهای تبعید دارد؛ روزهایی که طلبهای جوان در شهری دورافتاده، به جای آنکه دیوارها را ببیند، به ساختن پلها اندیشید.
شاید راز ماندگاری این اندیشه نیز همین باشد؛ اینکه امام شهید، وحدت را از پشت تریبونها آغاز نکرد. نخست آن را در میدان زندگی تجربه کرد، میان مردم ساخت و سپس به راهبردی برای عزت امت اسلامی تبدیل ساخت؛ راهبردی که امروز نیز بیش از هر زمان دیگر، جهان اسلام به آن نیازمند است.
منبع: فارس
12293500
مهمترین اخبار وبگردی











