وبگردی 10:45 - 23 تیر 1405
دشمن که ریسک‌هایش در سرنگونی نظام به شکست انجامیده احتمالاً حرکت خود را از پله‌های آسان‌تر شروع کرده و سپس دامنه را افزایش دهد.

علی‌الاصول شکست خواهی خورد

باشگاه خبرنگاران جوان - درگیری‌های ایران و آمریکا به سومین روز کشیده و از روز شنبه (۲۰ تیر ۱۴۰۵، ۱۱ جولای ۲۰۲۶) تا روز گذشته (دوشنبه)، روزانه چند نوبت درگیری رخ داده است. این تبادل آتش‌ها به سبک نقض‌های صورت گرفته در دوره‌های قبل نیست که در آنها آمریکا یک حمله به جغرافیایی محدود انجام دهد و ایران یک پایگاه در کویت و یک پایگاه در بحرین را هدف گیرد. در مقطع کنونی، آمریکا به چند استان حمله می‌کند و ایران تقریباً تمام پایگاه‌های آمریکا در منطقه را می‌کوبد. حجم تسلیحات بالاست و فراتر از اهداف نظامی، به زیرساخت‌ها کشیده شده است.

آمریکا حملاتش را به سبک گذشته انجام می‌دهد، از جمله حمله به پمپ‌های آب در استان خوزستان که رژیم صهیونیستی در جنگ ۱۲ روزه سال گذشته، این حرکت را انجام داده بود. در مقابل ایران ضمن پیگیری حملات معمول به شناور‌های متخلف و هدف قرار دادن رادار‌ها، پهپاد‌های شناسایی-رزمی و تأسیسات فرودگاهی، در جغرافیا، نوع حملات و انعطاف در تنش، برگه‌های جدیدی رو کرده است. ایران با استفاده از فرصت خطای عمان در ایجاد کریدور جنوبی برای نخستین‌بار این کشور را مورد تهاجم قرار داد که توسعه جغرافیایی جدیدی بود. روز یکشنبه نیز به انبار‌ها و پرتابگر‌های موشکی آمریکا در کویت در قالب حمله پیش‌دستانه تهاجم شد که اجرای این سیاست، برای اولین‌بار صورت گرفت. همچنین دیروز (دوشنبه) دومین هواپیمای ایرانی برای شکستن محاصره هوایی یمن در این کشور فرود آمد که اقدامی انعطافی در تشدید تنش‌ها با حرکتی غیرنظامی بود.

معادله درگیری‌ها

حرکت مهره‌ها و اجرای سیاست‌ها بر بستری از ایده‌ها و برداشت‌های طراحان صورت می‌گیرند که برای فهم معنای هر حرکت باید شکل کامل تحولات را مشاهده کرد. تمرکز حملات دشمن قسمت جنوب غرب است که یک گزینه برای تهاجم زمینی آمریکاست. این تقریباً تنها قسمت و جهتی است که واشنگتن بدون اتکا به قوای رزمی متحدان می‌تواند به طور مستقیم عمل کند. تهاجم از شرق با گروه‌های تروریستی دشواری‌هایی دارد. دولت پاکستان که نقش میانجی‌گر دارد، در حال مبارزه با تروریست‌هاست و هم‌زمان با درگیری‌هایی که در جنوب و شمال دارد، نمی‌خواهد مرز‌های غربی‌اش دستخوش بی‌ثباتی عمیق شود. در چنین شرایطی، تروریست‌ها آزادی عمل کافی برای تهاجم مؤثر ندارند. دولت طالبان از نظر درگیری با همسایگان، حساسیت روی گروه‌های رقیب و سابقه جنگ با آمریکا، احتمال کمی دارد که در برابر تحرکات عمده ضدایرانی از خاک خود همراهی نشان دهد. از نظر اقتصادی و جمعیتی شرق ایران به اهمیت دیگر مناطق نیست و وسعت بالای آن، امکان ورود به عمق را میسر نمی‌کند.

در ترکمنستان گفته می‌شود پایگاه آمریکا آن‌قدری بزرگ نیست که به کار تهاجم زمینی بخورد و فاقد خط حمایتی از جغرافیای مجاور است. آذربایجان مشخص نیست انگیزه‌هایی برای مداخله دارد یا خیر، اما ورود مستقیم به درگیری‌ها یا آزادی عمل دادن به تکفیری‌های مستقر در خاک این کشور، مخاطره‌آمیز است. ترکیه گرچه عضوی از ناتوست، اما خواهان تحمل خسارت‌های جنگ نیست و از نظر ایدئولوژیک اقدام مستقیم علیه ایران را ضد مرام اسلام‌گرایی خود می‌داند. در اقلیم کردستان، جدایی‌طلبان و تروریست‌ها در جنگ قبلی قادر به دخالت نشدند و همواره چه در حین جنگ و چه پس از آن مورد حمله قرار گرفته و تضعیف شدند. فارغ از محور‌های شرق و شمال، چهار خط حمله در محور‌های شمال غرب، جنوب و جنوب غرب وجود دارند. تهاجم از کردستان عراق به سمت استان‌های آذربایجان غربی و کردستان با این فرض که می‌توانند در آنها هسته‌های خفته را هم فعال کرده و بتوانند زمین را در اختیار بگیرند. به‌زعم آنها عملیات زمینی در جنوب به دلیل گرما فعلاً امکان‌پذیر نیست، اما در کردستان این امکان فعلاً وجود دارد و با سردشدن هوا بلعکس، کار در آنجا سخت خواهد شد.

در جنوب سه سناریو وجود دارد؛ حمله به جزایر که خود دارای چند شاخه می‌شود؛ اینکه خارک در غرب خلیج‌فارس هدف قرار گیرد یا جزایر سه‌گانه در شرق آن. در نگاه آمریکایی‌ها اشغال جزایر به دلیل عدم اتصال سرزمینی به ایران آسان‌تر است، اما درهرحال مشکل ساحل حل نخواهد شد و ایران از آنجا آتشباری دائم خود بر جزایر را ایجاد می‌کند. چنین حمله‌ای مشکل انسداد تنگه را حل نمی‌کند و دشمن امیدوار است با اشغال جزایر، در ازای عدم تصرف مناطق بیشتر یا تخلیه جزایر، در توافق ایران را از حقوقش در تنگه محروم کند.

سناریو دوم اشغال ساحل شمال تنگه هرمز است. این یک سناریو بزرگتر است، زیرا این مناطق وسیع بوده و به سرزمین ایران متصل است؛ پس ایران ضمن آتشباری به مواضع آمریکا حمله زمینی خواهد کرد. ازسوی‌دیگر در این صورت هم باید جزایر اشغال شوند. برای اشغال سواحل شمال و جزایر سه‌گانه در شرق خلیج‌فارس، عمان و امارات سکو‌های حمله‌اند. در حمله علیه خارک، اما کویت و بحرین نزدیکی بیشتری دارند.

سناریو سوم، حمله به خوزستان است؛ با هدف اشغال سواحل و بنادر اصلی ایران، تأسیسات نفت و پتروشیمی و تهدید اراضی کشاورزی عمده در مرکز و شمال استان. در اینجا کویت، بحرین و حتی عراق سکو‌های حمله هستند. در این حملات این دیگران نیستند که عمل می‌کنند بلکه خود آمریکا وارد درگیری می‌شود. در این نوع نبرد گرچه احتمال تلفات سنگین وجود دارد، اما آمریکا می‌داند اقدامش منوط به رضایت و حرکت دیگران نیست، نیرو‌هایش را می‌تواند به میزان زیاد اختصاص دهد و آنها مجهزتر و باتجربه‌تر از گروه‌های جدایی‌طلب هستند. باید توجه داشت در صورت وقوع سناریو تهاجم زمینی آمریکا در جنوب احتمال فعال‌شدن جبهه در اقلیم کردستان عراق و حملات در شرق وجود دارد. تروریست‌ها از چنین حمله‌ای انگیزه گرفته و فشار واشنگتن بر آنها برای کاهش تمرکز ایران افزایش می‌یابد.

این سناریو‌ها وجود دارند، اما کار برای دشمن آسان نیست. حمله به جزایر نیرو‌های کمتری نیاز دارد و کماندو‌ها و تفنگداران ویژه دریایی برای آن کافی‌اند ولی تهاجم علیه هر ساحلی نیاز به نیرو‌های زیادی دارد. حمله به ساحل شمالی تنگه و یا خوزستان، شاید توسط قوای ویژه امکان‌پذیر باشد، اما برفرض موفقیت در تصرف اولیه، برای تثبیت و حفظ موضع دست‌کم به یک لشکر کامل با ۱۰ الی ۲۰ هزار نیرو نیاز خواهد بود. این نیرو‌ها نیز تثبیت بلندمدت را تضمین نمی‌کنند بلکه عدم پاکسازی فوری را در پی خواهند داشت.

اگر دشمن به سمت سواحل و خاک اصلی حرکت کند به این معنی است که هدف نهایی، سرنگونی نظامی سیاسی و تجزیه کشور است؛ زیرا دشمن با تصرف مراکز اقتصادی و تزریق روحیه به تجزیه‌طلبان و شورشیان داخلی است که می‌تواند مواضعش را در شمال تنگه یا خوزستان تثبیت کند و در غیر این صورت با فشار سنگین دولت مرکزی و ساکنان، چند روز، چند هفته و یا چند ماه با قبول تلفات بالا قادر به حفظ موضع خود شده و در آخر آن را به‌سرعت از دست می‌دهد. وقایع جنگ رمضان، تشییع پیکر رهبر انقلاب و مشخص‌شدن پیش‌فرض‌های غلط ساخته شده توسط موساد، ریسک‌های چنین حمله‌ای را بالا می‌برد. اگر مخالفان داخلی شورش مؤثری نداشته باشند، تروریست‌ها نتوانند عملیات کنند و نیروی ملی برای اخراج دشمن بسیج شود، این نیرو نه‌تنها سرزمین اصلی را می‌گیرد که در ادامه از مرز‌ها خارج شده و دست به تصرف متقابل می‌زند. پس هرگونه حمله به خاک اصلی نیازمند پشتیبانی کامل هوایی است که توان بمباران عمق را کاهش می‌دهد، قوای زمینی زیادی می‌خواهد، تلفات بالا بوده و باید روی عمل تروریست‌ها و تجزیه‌طلبان به قول خود و توانایی شورشیان داخلی ریسک کرد.

سناریوی محتمل چیست؟

دشمن که ریسک‌هایش در سرنگونی نظام به شکست انجامیده احتمالاً حرکت خود را از پله‌های آسان‌تر شروع کرده و سپس دامنه را افزایش دهد. ازاین‌رو محتمل‌ترین سناریو، اقدام علیه جزایر است و در صورت موفقیت، ورود بیشتری صورت می‌گیرد. در جریان قضایای سقوط اف-۱۵ و گم‌شدن دو خلبان، ارتش آمریکا ابتدا امکان ورود هواپیما‌های ترابری و بالگرد‌ها را تست کرده و سپس با پوشش قرار دادن جست‌وجوی خلبانان اقدام به پیاده‌کردن نیرو در اصفهان کرد. تست ۴۸ ساعته ورود ترابری به عمق ایران در آن برهه و سپس رفتن به سمت پروژه نهایی، نشان می‌دهد آمریکا پیش از یک عملیات بزرگ آن را جایی تست خواهد کرد. در جریان واقعه مزبور، با وجود تست شرایط، عملیات شکست خورده و آمریکا مجبور به بمباران تجهیزات و فرار از پیرامون اصفهان شد. پس آمریکایی‌ها تجربه شکست با وجود تست پیشینی را در کارنامه خود دارند.

اگر قرار بر حرکت محتاطانه، محاسبه دقیق و مبتنی بر رویه پیشین باشد، آمریکا برای عملیات سه تست را مدنظر دارد؛ شورش هسته‌های مسلح در داخل، هجوم تجزیه‌طلبان از اقلیم کردستان و یا تصرف جزایر توسط کماندو‌های آمریکایی. این احتمال وجود دارد که به‌جای یکی از این موارد، دو و یا هر سه مورد هم‌زمان و در قالب یک اقدام پیگیری شوند. یک احتمال مهم شورش در داخل، ورود از اقلیم و سپس در صورت موفقیت این دو اقدام، حرکت آمریکا در سمت جنوب است. این امر مشکلات بسیاری دارد که باید به طور کامل آن را بررسی کرد. در داخل شورش بزرگ قابل‌اجرا نیست و بدون پوشش اغتشاش خیابانی فعال‌شدن هسته‌های مسلح، خودکشی خواهد بود؛ چه اینکه در دی‌ماه با وجود پوشش اغتشاش خیابانی، هسته‌های مسلح ضربه خوردند. با فرض تعمیق بحران اقتصادی، کمبود برق و مشکلات آب، به دلیل روشن بودن وضعیت، شکل‌گیری شرایط مناسب داخلی برای شورش بعید است.

نوع تبلیغات دشمن درباره وقایع دی‌ماه باعث نادیده گرفته شدن نقش جنگ ۱۲ روزه در آن شد. جهش قیمت‌ها و مشکلات ناترازی انرژی در دی‌ماه تحت‌تأثیر برداشت ملی از جنگ ۱۲ روزه قرار گرفت و به اندازه کافی گسترده نشد. اساساً یکی از دلایل تبدیل وقایع دی‌ماه به حرکت انتحاری و حمله به ۷۴۹ کلانتری در ۱۸ دی‌ماه، ناشی از جمعیت کمی بود که در خیابان حضور داشتند؛ در غیر این صورت مطلوب دشمن طول‌دادن ماجرا بود. موساد تأثیر جنگ ۱۲ روزه بر شورش دی‌ماه و دو راهپیمایی ۲۲ دی و ۲۲ بهمن را در ارزیابی‌ها پاک کرد و صرفاً وقایع را طبق صورت‌بندی خود به خورد کاخ سفید داد تا ترامپ به این نتیجه برسد که فروپاشی حتمی است.

مردم ایران زیر ضربات سه اقدام ضربتی برای ساقط‌سازی کشور که شامل دو جنگ و یک کودتا می‌شود و در سایه تبعات آن حضور در خیابان را حفظ کرده و حماسه تشییع را آفریدند. آنها با فهمی کامل و با قبول تمام تبعات و پیامد‌ها بر انتقام گرفتن اصرار داشتند در شرایطی که بمباران، شهادت، زخمی‌شدن، ناترازی، مشکلات اقتصادی، محاصره، زدن زیرساخت‌ها و انواع اقدامات و تهدیدات را دیده، لمس کرده و شنیده بودند. تصور موفقیت شورش داخلی، عاقلانه نیست. درباره احتمال حمله از سوی تروریست‌های مستقر در اقلیم کردستان معضلات مشابهی وجود دارد. حملات دسته‌جات مسلح همانند عملیات «از مهران تا تهران» منافقین در سال ۱۳۶۷ که با حمایت هوایی صدام، فعالیت هسته‌های خفته و پس از ۸ سال جنگ فرسایشی صورت گرفت، چیزی جز خودکشی نبود. اگر قرار باشد گروه‌های تجزیه‌طلب جنگ چریکی انجام بدهند این برای آمریکا راهگشا نیست و اگر بخواهند پیشروی سریع داشته باشند، نیازمند حرکت با وسایل نقلیه بر روی جاده‌اند که منجر به قتل‌عام آنها می‌شود.

ازسوی‌دیگر مقاومت عراق که در جنوب اقلیم مستقر است به سمت شمال کشور حرکت کرده و حکومت اقلیم با تنشی طولانی‌مدت مواجه می‌گردد. آمریکایی‌ها ریسک امیدبستن به این حرکات را می‌دانند و احتمالاً خواهان زمان بیشتری هستند تا زمان نشان دهد آیا می‌توان امیدی به این حرکات داشت یا نه. بااین‌وجود نمی‌توان از حرکات غافلگیرانه فارغ شد. این احتمال می‌رود که آمریکا با تبدیل درگیری‌های جنوب به امری معمول و پیوست، در قالب جغرافیای محدود شده جنگ، به سمت تصرف چند جزیره حرکت کند که البته قرار نیست به اهمیت جزایر سه‌گانه یا خارک باشند. هدف آمریکا، فعلاً اضمحلال آتش‌بس به‌گونه‌ای است که جنگ با ابعاد جنگ ۴۰ روزه از سر گرفته نشود، بلکه جنگ به جنوب محدود بماند تا آتش آمریکا مؤثرتر واقع شده و ایران نتواند جنگ را مجدداً منطقه‌ای کند. تهران برای شکستن این سیاست، نه‌تنها به جز عربستان تقریباً به تمام کشور‌های هدف قرارگرفته در جنگ ۴۰ روزه حمله کرده، بلکه برای نخستین‌بار به عمان تهاجم داشت و از طریق پرواز‌های مسافری به یمن و شکستن محاصره هوایی این کشور در حال تحریک سعودی و ایجاد آتشی در جنوب غربی شبه‌جزیره عربی است.

اوضاع به کدام سو می‌رود؟

آمریکا قصد دارد با رو کردن کارت‌هایی در سقف تنش، ایران را به عقب‌نشینی وادار کند. کارت‌های پیشین، ترور فرماندهان و رهبران بود که در دو جنگ مشخص شد مؤثر نیست. واشنگتن توقع داشت اگر ربودن مادورو به تسلیم مقامات باقی مانده ونزوئلا منجر شد، در ایران شهادت جمعی از مسئولان، دیگران را مقهور کند که نه‌تنها چنین اتفاقی رخ نداد که با مبارزه‌طلبی روبه‌رو گردید. ترور مسئولان رسمی اقدامی در سقف تنش بود. واشنگتن سقف تنش را در دیگر موارد نیز دنبال می‌کند؛ تهدید به یورش زمینی به جهت اشغال، زدن زیرساخت‌ها و یا استفاده از سلاح‌های نامتعارف. آنچه فعلاً بیش از همه پیگیری می‌گردد، جمع دو تهدید اول است؛ یعنی تهاجم زمینی و زدن زیرساخت‌ها به این شکل که سربازان آمریکا مراکز انرژی جنوب را اشغال کنند. واشنگتن امید دارد این تهدید چه در لفظ و چه با برداشتن گام‌های ابتدایی همانند حملات اخیر و یا تهاجم محتمل به تعدادی از جزایر به عقب‌نشینی و تسلیم تهران منتهی شود.

ایران برای مقابله سیاست کلان اعلام شده را دنبال می‌کند. ایران پیش از جنگ ۴۰ روزه تأکید کرده بود جنگ بعدی منطقه‌ای خواهد بود. با پایان جنگ ۴۰ روزه، تهران اعلام کرد در صورت بروز جنگی دیگر، نبرد به فرامنطقه کشیده می‌شود. حملات به سراسر منطقه مشابه جنگ ۴۰ روزه و چشمک‌زدن مقاومت در یمن به‌عنوان مجرای کشیده‌شدن جنگ به فرامنطقه این رویه را نشان می‌دهد. این اقدامات تهران به دشمن گوشزد می‌کند قادر به تحرک نظامی مؤثری در جنوب نخواهد بود، بلکه ضمن فرسایشی شدن جنگ، ایران همان‌گونه که در جنگ ۴۰ روزه بر هرمز مسلط شد، در جنگ بعدی ضمن تقویت تسلط بر هرمز و باب‌المندب، مناطق جدیدی برای انتفاع اقتصادی را در اختیار می‌گیرد که می‌تواند شامل کویت و مناطق نفتی یمن شود.

منبع: فرهیختگان


12292940
 
پربازدید ها
پر بحث ترین ها

مهمترین اخبار وبگردی

وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» روستای شمش و منطقه شمشک، ترکیبی از طبیعت کوهستانی، تاریخ محلی، چشمه‌های زلال و هوای خنک است.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» از الوند تا مکران و از زاگرس تا کارون، فاصله تنها روی نقشه معنا دارد، در روز‌های اندوه، ایران یک پیکر می‌شود.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» در نیمکره غربی، کمتر پرونده‌ای به اندازه کوبا بازتاب‌دهنده تداوم سیاست فشار، محاصره و مداخله آمریکا در سرنوشت یک کشور مستقل بوده است.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» زید بن علی (ع)، فرزند امام سجاد (ع)، شخصیتی برجسته و اثرگذار در تاریخ اسلام است.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» قرآن کریم در آغاز سوره «قاف» پرده از حقیقتی تلخ برمی‌دارد.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» از نگاه رهبر شهید، وحدت یک تاکتیک سیاسی یا مصلحتی زودگذر نبود؛ بلکه اصلی برخاسته از قرآن و تکلیفی شرعی بود.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» ادبیات واشنگتن از منطق سیاسی فاصله گرفته و به توهین به یک ملت روی آورده است.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران»  برخی رسانه‌ها مدعی شده‌اند که رئیس‌جمهور آمریکا دونالد ترامپ به فکر تشدید درگیری‌ها با ایران افتاده است.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» بررسی نقاط هدف‌گیری شده توسط ایران در موج‌های جدید حملات، نشان می‌دهد که رویکرد نظامی جدیدی اتخاذ شده است.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» آیت‌الله سید محمدرضا خراسانی از عالمانی است که در تداوم سنت علمی حوزه‌های علمیه و تربیت نسل‌های بعدی روحانیت نقش‌آفرینی کرده است.

مشاهده مهمترین خبرها در صدر رسانه‌ها

صفحه اصلی | درباره‌ما | تماس‌با‌ما | تبلیغات | حفظ حریم شخصی

تمامی اخبار بطور خودکار از منابع مختلف جمع‌آوری می‌شود و این سایت مسئولیتی در قبال محتوای اخبار ندارد

کلیه خدمات ارائه شده در این سایت دارای مجوز های لازم از مراجع مربوطه و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.

کلیه حقوق محفوظ است