
باشگاه خبرنگاران جوان؛ محمد امیرحسینی - علی پارساخصال کارشناس مسائل سیاسی در رادیو گفتگو درباره ادعای اخیر ونس معاون اول رئیسجمهور آمریکا درباره انجام عملیات مخفیانه علیه ایران گفت: وقتی از عبارت «مخفیانه» برای توصیف یک عملیات استفاده میشود، قاعدتاً نباید انتظار داشت که جزئیات یا حتی اصل چنین عملیاتی پیشاپیش در یک مصاحبه رسمی مطرح شود. همین مسئله، نکته مهمی را در تحلیل اینگونه اظهارات آشکار میکند و به اعتقاد من، در مواجهه با چنین مصاحبههایی، بیش از آنکه صرفاً به متن خبر و محتوای ظاهری سخنان توجه کنیم، باید به فرامتن و کارکرد رسانهای آن نیز دقت داشته باشیم.
کارشناس مسائل سیاسی اظهار کرد: اگر قرار باشد یک عملیات واقعاً مخفیانه انجام شود، اطلاعرسانی پیشاپیش درباره آن نهتنها ضرورتی ندارد، بلکه با اصول امنیتی حاکم بر چنین عملیاتهایی نیز مغایرت دارد. بنابراین، طرح چنین موضوعی در یک مصاحبه رسمی میتواند نشان دهد که هدف اصلی، لزوماً اعلام یک عملیات واقعی نیست، بلکه تلاش برای تأثیرگذاری بر تصمیمات و فضای روانی جامعه است.
وی بیان کرد: این مسئله در چارچوب همان کمپین «فشار حداکثری» قابل ارزیابی است. البته احتمال انجام عملیات واقعی را نمیتوان بهطور کامل رد کرد و طبیعتاً مسئولان مربوطه باید آمادگیهای لازم را برای مواجهه با هرگونه اقدام احتمالی داشته باشند، اما به نظر میرسد بخش مهمتر ماجرا، جنبه روانی و رسانهای آن است.
پارساخصال تصریح کرد: این اقدام را باید در کنار مجموعهای از ابزارهای دیگر مشاهده کرد؛ تحریمها، محاصره دریایی، فشارهای دیپلماتیک و سیاسی علیه ایران و تلاش برای ایجاد محدودیت در روابط منطقهای ایران، همگی اجزای یک پازل بزرگتر هستند. در این چارچوب، مصاحبههایی از این دست نیز میتوانند بهعنوان مکمل فشارهای اقتصادی و سیاسی عمل کنند. برای مثال، اظهارات برخی مقامات آمریکایی درباره افزایش قیمت دلار یا وضعیت اقتصادی ایران نیز میتواند با همین هدف مورد استفاده قرار گیرد. هدف از چنین اظهاراتی لزوماً انتقال یک خبر یا گزارش اقتصادی نیست، بلکه میتواند ایجاد یک شوک روانی در جامعه و تشدید فشار بر مردم و تصمیمگیرندگان باشد؛ فشاری که در نهایت ممکن است موجب اختلال در محاسبات تصمیمگیران شود.
کارشناس مسائل سیاسی اظهار کرد: میتوان این روند را نوعی جنگ روانی دانست که تلاش میکند از طریق ایجاد نگرانی، نااطمینانی و التهاب، آثار فشارهای اقتصادی و سیاسی را تشدید کند البته احتمال انجام عملیاتهای خرابکارانه، مخفیانه و اقدامات مشابه را نمیتوان بهطور کلی منتفی دانست. آمریکا از ابزارهای مختلفی برای مقابله با ایران استفاده میکند و هنگامی که در عرصه نظامی نتواند به همه اهداف مورد نظر خود دست پیدا کند، طبیعی است که به سراغ ابزارهای دیگر، از جمله عملیاتهای اطلاعاتی، سایبری، خرابکارانه، فشار اقتصادی و محاصره اقتصادی و دریایی برود.
وی تاکید کرد: نکته مهم این است که وقتی یک عملیات بهاصطلاح مخفیانه پیشاپیش در یک مصاحبه رسمی مطرح میشود، این موضوع نشان میدهد که فارغ از احتمال اجرای واقعی آن، جنبه عملیات روانی ماجرا پررنگ است. در چنین شرایطی، باید میان «تهدید واقعی» و «تهدیدی که با هدف اثرگذاری روانی مطرح میشود» تمایز قائل شد.
مرزهای حقوق بینالملل و سیاست آمریکا
پارساخصال گفت: اگر دولت آمریکا خود را بهطور کامل در چارچوب قوانین بینالمللی تعریف میکرد، چنین اقداماتی میتوانست با هزینههای سیاسی و حقوقی قابلتوجهی مواجه شود، اما در سالهای گذشته، نمونههای متعددی وجود داشته که نشان داده است واشنگتن در مواردی، زمانی که منافع خود را در خطر میبیند، محدودیتهای ناشی از قواعد و پیمانهای بینالمللی را در اولویت قرار نمیدهد.
کارشناس مسائل سیاسی اضافه کرد: در چنین شرایطی، حتی اگر یک اقدام از منظر حقوق بینالملل محل بحث و اعتراض باشد، آمریکا ممکن است آن را در چارچوب «دفاع از خود»، «مقابله با تروریسم» یا «مبارزه با تهدیدات امنیتی» روایت کند و از این طریق تلاش کند برای اقدامات خود مشروعیت سیاسی ایجاد کند.
وی بیان کرد: در سالهای گذشته نمونههایی از حملات سایبری و ایجاد اختلال در زیرساختهای ایران مشاهده شده است؛ از اختلال در سامانههای سوخت گرفته تا حملاتی که زیرساختهای بانکی و اقتصادی را هدف قرار دادهاند. اهمیت این نوع حملات در آن است که مستقیماً تنها نیروهای نظامی یا نهادهای امنیتی را هدف قرار نمیدهند، بلکه آثار آنها به زندگی روزمره مردم منتقل میشود.
پارساخصال اظهار کرد: وقتی اختلال در سامانههای بانکی، سوخترسانی یا خدمات عمومی ایجاد میشود، شهروندان عادی نخستین گروهی هستند که پیامدهای آن را احساس میکنند. از این منظر، حمله به زیرساختهای حیاتی میتواند علاوه بر آثار فنی و اقتصادی، پیامد روانی گستردهای نیز داشته باشد.
کارشناس مسائل سیاسی بیان کرد: برخی نظریهپردازان حوزه امنیت و جنگ نامتقارن نیز بر این باورند که در رقابت با یک دشمن، میتوان از طیف گستردهای از ابزارها استفاده کرد؛ حتی ابزارهایی که مستقیماً آسایش و امنیت عمومی مردم را تحت تأثیر قرار میدهند. نمونههای گذشته نشان میدهد که چنین رویکردهایی ممکن است در آینده نیز مورد استفاده قرار گیرند.
پارساخصال تصریح کرد: هشدارهای امنیتی واقعی معمولاً از سوی مسئولان امنیتی، نظامی یا نهادهای تخصصی مربوطه مطرح میشوند. اگر یک مقام سیاسی یا دیپلماتیک درباره جزئیات یک عملیات مخفیانه صحبت کند، این مسئله میتواند نشانهای باشد که هدف اصلی سخنان، بیش از آنکه ارائه یک هشدار امنیتی عملیاتی باشد، اثرگذاری سیاسی و روانی است.
وی اضافه کرد: عملیاتهای مخفیانه، چه در حوزه خرابکاری، ترور، عملیات اطلاعاتی یا حملات سایبری، معمولاً پیشاپیش اعلام نمیشوند. در بسیاری از موارد، حتی پس از انجام عملیات نیز مسئولیت آن بهطور رسمی پذیرفته نمیشود. نمونههایی مانند عملیاتهای پیچیده اطلاعاتی و سایبری نشان دادهاند که چنین اقداماتی معمولاً پس از وقوع و با فاصله زمانی مورد تحلیل قرار میگیرند بنابراین، اگر یک مقام سیاسی پیشاپیش درباره احتمال انجام یک عملیات مخفیانه صحبت کند، باید این احتمال را در نظر گرفت که بخش مهمی از هدف این سخنان، ایجاد بازتاب رسانهای و اثرگذاری روانی باشد همچنین باید این اظهارات را بهصورت جداگانه بررسی نکرد، بلکه آنها را در کنار سایر مواضع مقامات آمریکایی و مجموعه اقدامات اقتصادی و سیاسی قرار داد.
کارشناس مسائل سیاسی عنوان کرد: وقتی اظهارات مقامات مختلف درباره اقتصاد، تحریم، فشار سیاسی و مسائل امنیتی را کنار یکدیگر قرار میدهیم، میتوان احتمال وجود یک پکیج هماهنگ از فشار حداکثری را بهتر ارزیابی کرد.
پارساخصال اظهار کرد: در چنین شرایطی، رسانهها نیز مسئولیت مهمی بر عهده دارند. رسانه نباید صرفاً به دلیل مطرح شدن یک ادعای امنیتی از سوی یک مقام خارجی، آن را با بزرگنمایی بازتاب دهد. وظیفه رسانه، اطلاعرسانی دقیق، بررسی صحت ادعا و جلوگیری از ایجاد التهاب غیرضروری در جامعه است.
کارشناس مسائل سیاسی اظهار کرد: در نهایت، ممکن است یک مصاحبه حاوی یک تهدید یا ادعای امنیتی باشد و طبیعتاً باید مورد بررسی نهادهای مسئول قرار گیرد، اما تبدیل کردن چنین اظهاراتی به ابزار ترساندن مردم، میتواند دقیقاً همان نتیجهای را ایجاد کند که طراحان جنگ روانی به دنبال آن هستند.
بنابراین، یکی از مهمترین راههای مقابله با جنگ روانی، حفظ آرامش جامعه، افزایش سواد رسانهای، تفکیک خبر از عملیات روانی و جلوگیری از بزرگنمایی تهدیدهایی است که هنوز به واقعیت تبدیل نشدهاند. جامعهای که بتواند میان «خبر»، «هشدار امنیتی»، «تهدید سیاسی» و «عملیات روانی» تفاوت قائل شود، ظرفیت بسیار بیشتری برای مقاومت در برابر فشارهای خارجی خواهد داشت.
12304486
مهمترین اخبار سیاسی











