کوه کلنگ بهانه است

باشگاه خبرنگاران جوان - کوه کلنگ، جغرافیایی که حتی خود مردم ایران هم چندان نامش را نشنیده بودند، ناگاه طی ده روز به کلیدواژهای پر تکرار در رسانهها تبدیل شد. ترامپ با نامبردن از این کوه گفته که آمریکا این مرکز را زیر نظر دارد و مثلاً خواسته هشدار داده باشد که ممکن است این منطقه هدف یک «حمله بزرگ» قرار بگیرد. بلافاصله بعد از سخنان ترامپ، رسانههای فارسیزبان غربی بهعنوان بازوهای رسانهای برای جنگطلبیهای ترامپ علیه ایران، شروع به انتشار گزارشهایی درباره مخفیانه بودن این تأسیسات هستهای ایران کردند، بیآنکه اشاره کنند چرا این تأسیسات هستهای در دل کوه و در عمق زمین ساخته شده است. از سویی به نظر میرسد ترامپ اهدافی سیاسی از بزرگ کردن کوه کلنگ در فضای رسانه را مدنظر دارد و صرف یک تأسیسات هستهای باعث این شلوغکاری خبری نیست. او به دنبال تقلیل اهداف خود از حملات به ایران است تا حداقل بتواند در یک مرحله، برای جشن قهرمانیاش در رسانهها، بهانه حداقلی دستوپا کند.
کوه کلنگ پنهان
کوه کلنگ در رشتهکوه زاگرس و با فاصلهای کم از تأسیسات هستهای نطنز قرار گرفته و در دل خود، یکی از تأسیسات هستهای ایران را جای داده است. تصمیم ایران برای ساخت تأسیسات هستهای در دل کوه کلنگ، پاسخی مستقیم به تهدیدات امنیتی و خرابکاریهای پیدرپی بود. نقطه عطف برای چنین تصمیمی، به خرابکاری بزرگ در سالن روباز و مدرن مونتاژ سانتریفیوژهای پیشرفته در سایت نطنز در سال ۱۳۹۹ برمیگردد. همین رویداد ثابت کرد که تأسیسات هستهای ایران نمیتواند روالی عادی همچون تأسیسات هستهای سایر کشورها داشته باشد، چون آمریکا و اسرائیل نمیخواهند بگذارند که این روال عادی پیش برود.
این اتفاق نشان داد که ایران برای تأسیسات هستهای صلحآمیز خود به شکلی فوری، نیاز به ایجاد فضایی امن و نفوذناپذیر دارد. در واقع این خود جامعه جهانی بود که ایران را به سمت ساخت تأسیسات هستهای در دل کوه پیش برد.در پی این حمله، علیاکبر صالحی، رئیس وقت سازمان انرژی اتمی تأیید کرد ایران در حال احداث سالنهای پیشرفته در اعماق زمین است تا از توقف روند توسعه سانتریفیوژهای پیشرفته جلوگیری کند؛ بنابراین خیلی روشن است که هدف اصلی از این انتقال، تضمین امنیت تأسیسات هستهای ایران و فعالیتهای مرتبط با آن در برابر حملات هوایی یا عملیات خرابکارانه احتمالی در آینده بود.اگرچه حفاریهای اولیه در این کوه از سال ۲۰۰۷ آغاز شده بود، اما پس از خرابکاری نطنز، پروژه تبدیل کوه کلنگ به یک مجموعهای مستحکم هستهای شتاب جدی گرفت. حالا ایران دانسته بود که برای حفاظت از فعالیتهای هستهای خود، باید بتواند آنها را در فضای پناهگاهمانند پنهان کند. این مسیر را هم خود غربیها پیش روی ایران نهادند وگرنه کوه کلنگ میتوانست مثل نطنز روی زمین باشد اگر آمریکا و اسرائیل امنیت نطنز را خدشهدار نکرده بودند.
ترامپ به دنبال چیست؟
ترامپ پیشازاین و در جریان جنگ 12 روزه به سه مورد از تأسیسات هستهای ایران حمله کرده و نتوانسته کاری از پیش ببرد. علاوه بر آن، در جریان جنگ رمضان، هم مواضع یکساله آمریکا و اسرائیل و هم حملات صورتگرفته در تجاوز نظامی به ایران نشان داد که هدف آنها هستهای نیست و چنانچه رهبر شهید موکداً فرموده بودند، هستهای صرفاً یک بهانه است؛ چنانچه تسلیحات شیمیایی در مورد حمله به عراق یک بهانه بود و دموکراسی در مورد حملات به سوریه یک بهانه بود و 11 سپتامبر در مورد حمله به افغانستان یک بهانه بود.در سیاستورزی ترامپ، همواره یک اصل ثابت وجود داشته است؛ اگر نمیتوانی به هدف بزرگ دستیابی، هدف را آنقدر کوچک کن تا در چهارچوب دستاوردهایت بگنجد. سناریوی فرضی حمله محدود مجدد به تأسیسات هستهای ایران و سپس اعلام پیروزی، تجسم کامل این عملیات روانی است؛ عقبنشینی از آرمان «تغییر نظام» و تبدیل آن به یک «عملیات مهندسی» در دل کوه. چیزی که ترامپ سال گذشته آن را در فردو آزمود و بارهاوبارها در سخنرانیهایش آن را تکرار کرد، اما در نهایت خودش هم دانست که با تکرار کلامی یک حمله، آن حمله بیفایده، تبدیل به پیروزی نمیشود.
ترامپ و تیم سیاست خارجیاش، بهویژه در دوره فشار حداکثری، هرگز پنهان نمیکردند که هدف نهایی آنها صرفاً توقف غنیسازی اورانیوم نیست. هدف، فروپاشی ساختار سیاسی جمهوری اسلامی و «تغییر نظام» بود. بازگشت تحریمهای فلجکننده با این امید طراحی شد که اعتراضات داخلی را به موجی سهمگین برای براندازی بدل کند. اما تابآوری ساختار سیاسی در ایران و حمایتهای مردمی از جمهوری اسلامی، شکست پروژه «فشار حداکثری» را به یک واقعیت بدل کرد.
اکنون، ترامپ با خلأ یک پیروزی بزرگ در سیاست خارجی پر هزینهای که برای آمریکا ساخته، مواجه است. در این نقطه است که «کوه کلنگ» معنای نمادین پیدا میکند. حمله به یک تأسیسات زیرزمینی، صحنهای نمایشی برای رسانهها خلق میکند و ترامپ میتواند با فراغبال بگوید: «من قول دادم ایران بمب هستهای نسازد و حالا تأسیساتش را با خاک یکسان کردهام.» او آگاهانه مشکلش با ایران را که ترکیبی از نفوذ و قدرت منطقهای، توان موشکی و ایدئولوژی ضداستعماری و استقلالطلبانه است، صرفاً به یک «مشکل هستهای» تقلیل میدهد. ترامپ مانند بوکسوری که حریف را نتوانسته ناکاوت کند، حالا میخواهد به یک ضربه خطا به دستکش حریف دلخوش کرده و خود را برنده بداند.
مسیر پیش روی ایران
در صورت حمله آمریکا به کوه کلنگ، ایران چه باید بکند و چه مسیری پیش روی ایران خواهد بود؟ صرفنظر از تصمیمات نظامی در این زمینه، به نظر میرسد ایران باید در فعالیتهای هستهای هم تجدیدنظری داشته باشد. اگر آمریکا به کوه کلنگ حمله کند، هدفش توقف یا بازگشتناپذیر کردن برنامه ایران خواهد بود. درست در خلاف این هدف، ایران میتواند محور پاسخ خود را «پیشرفت و تعمیق برگشتناپذیر برنامه» قرار دهد. نخستین گام میتواند خروج رسمی از انپیتی باشد. اقدامی که نشان دهد وقتی عضویت در انپیتی و تعهدات داوطلبانه، مانعی در برابر تجاوز نیستند، حذف میشوند. خروج از انپیتی ایران را از محدودیتهای حقوقی پیمان رها میسازد و البته سستی سازمانها و پیمانهای بینالمللی را نشان میدهد.
گام دوم باید در سمتی باشد که آمریکا و متحدانش از آن هراس دارند؛ حرکت بهسوی آستانه هستهای شدن یا عبور از آن. این به معنای اعلام آشکار و سریع ساخت سلاح نیست، بلکه بازتعریف دکترین هستهای و افزایش سطح غنیسازی به درجه تسلیحاتی است. این دقیقاً همان کابوسی است که واشنگتن و تلآویو را به اقدام پیشدستانه واداشته و معکوس کردن آن، یعنی آشکارسازی عزم ایران برای کسب بازدارندگی اتمی، میتواند محاسبهگران جنگ را دچار تردید جدی کند. همچنین ایران میتواند برنامه موشکی بالستیک خود را علناً با کلاهکهای متعارف ارتقایافته پیوند بزند و نیز برد موشکهای خود را افزایش دهد. نهایتاً مجموعه این اقدامات - با محوریت خروج از انپیتی و پیش روی بهسوی ظرفیت بازدارندگی - درست در نقطه مقابل خواست آمریکا قرار میگیرد؛ حملهای که برای توقف برنامه شکل گرفته بود به کاتالیزوری برای هستهای شدن ایران بدل میشود و هزینه ماجراجویی را بهشدت بالا میبرد.
منبع: فرهیختگان
12295445
مهمترین اخبار وبگردی











