مهمترین تهدید مشترک امنیتی ایران و کشورهای منطقه، اقتدارگرایی و توسعهطلبی بیحد و مرز اسرائیل است

باشگاه خبرنگاران جوان؛ آرزو رئوفیراد - حسین واله، کارشناس مسائل سیاست خارجی در گفتوگو با باشگاه خبرنگاران جوان گفت: در مناسبات بینالملل، در توافقها و حتی در معاهدات، علیالاصول تضمینی وجود ندارد که طرفهای امضاکننده به مفاد پیمان وفادار بمانند، چه رسد به تفسیرهایی که بر آن میگذارند؛ چون برخلاف دولت ملتها، ساختار بینالملل فاقد قوه قضاییهای است که ناقض تعهد را مجازات کند.
وی افزود که آن چه تعیین میکند که کدام طرف به تعهد وفادار بماند، منافع ملی و آرایش قواست. پیمان دفاعی سهجانبه عربستان، پاکستان و ترکیه حاصل احساس نیازی مشترک به امنیت و ثبات قابل اتکا در شرایطی است که تدابیر گذشته از جمله پیمانهای همکاری نظامی نشان داد که قادر به تأمین هدف مورد نظر نبوده است.
کارشناس مسائل سیاست خارجی خاطرنشان کرد: آنچه میتواند این پیمان را گامی در جهت همکاری منطقهای و بستری برای ترتیبات نو امنیت جمعی ملتهای منطقه بسازد، آرایش قوای تازه و منافع کلان ملی طرفهای فعلی پیمان و کشورهایی است که میتوانند به آن ملحق شوند.
وی تأکید کرد: ترکیه عضو پیمان ناتو و عربستان متحد دیرین ایالات متحده است و احساس نیاز این دو به پیمان تازه برای حفظ امنیت نشانگر کاستیهای تدابیر پیشین آنان برای تأمین امنیت است. یک علت این احساس نیاز، ناکامی ایالات متحده آمریکا در جنگ رمضان علیه ایران است که وجه مهمی از کاستی راهبرد قدیمی خرید امنیت از این ابرقدرت را آشکار ساخت. علت دیگر، نگرانی عمیق و بهجا از نیات و راهبرد واقعی اسرائیل است. توسعهطلبی بیحد و مرز اسرائیل و نفوذ لابی آن در جهان نگرانی بحقی را در اعضای این پیمان پدید میآورد که آنها قربانی بعدی جنگ و حملات آن باشند.
کارشناس مسائل سیاست خارجی گفت: بحرانهای سیاسی سوریه، یمن، لبنان، ترکیه، عراق و صفبندیهای دهههای اخیر، بهویژه پس از بهار عربی، موضوع امنیت ملی برای همه این کشورها بوده و تقابلهای پرهزینه ایجاد کرده است. اما آرایش قوا پس از جنگ رمضان تغییر اساسی یافته و نگرانیهای سنتی را به حاشیه رانده است. این وضعیت شرایط عمومی منطقه را برای گسترش همکاری مساعدتر ساخته است تا برای تشدید تقابلگرایی، زیرا رقابت تنها پس از اطمینان از ثبات و امنیت ممکن و مطلوب میشود.
زمینههای همکاری امنیتی فراگیر درونمنطقهای
وی گفت: پس از آشکار شدن کاستیهای راهبرد پیشین تأمین امنیت برای دولتهای منطقه، جز تجدیدنظر در این راهبرد چارهای وجود ندارد.
واله افزود: راه جایگزین برای خرید امنیت از خارج، تکیه بر توانمندیهای درون است. وقتی بخش عمده منافع ملی همه کشورهای منطقه بازسازی ساختار همکاری فیمابین را اقتضا کند، جایگزینسازی الگویی نو از همکاری همهجانبه ممکن میگردد.
نقش پیمان در کاهش تنشها و تقویت ثبات منطقهای
واله خاطرنشان کرد با توجه به تحولات گسترده در ساختار قدرت باقیمانده از جنگ جهانی دوم، ساکس پیکو دیگر چندان تعیینکننده نیست و مداخلات نیروهای خارجی پس از دوران جنگ سرد نیز نتوانسته ثبات مطلوب را در دهههای اخیر برقرار سازد. منافع مشترک کشورهای منطقه که برای هر یک از آنان بسیار مهمتر از موضوعهای رقابت بین آنان است، امروز دیگر به روش سنتی الحاق به یکی از دو قطب رقابت بینالمللی دستیافتنی نیست.
کارشناس مسائل سیاست خارجی تاکید کرد: اگر طرفهای پیمان و دولتهای دیگر منطقه بتوانند بر مهمترین مانع غلبه کنند، راه برای این الگو گشوده میشود. مهمترین مانع، بنگاههای خارجی هستند که در ترتیبات امنیتی سیاسی جدید، بازار کالای نظامی خود را در این منطقه از دست میدهند و ضرر هنگفت میکنند؛ لذا طبعا سیاست دشمنیسازی و بحرانافروزی و القای تهدید را تشدید میکنند تا نیاز منطقه به خود را حفظ یا تشدید کنند.
ظرفیتهای اقتصادی و عمرانی پیمان
واله ادامه داد: پاسخ دقیق و ریز به این سؤال نیازمند اطلاعات ریز از برنامههای توسعه کشورهای منطقه است. هر یک از کشورهای منطقه، امتیاز نسبی خود را در حوزه اقتصاد و توسعه دارد. با افزایش اعضای پیمان، تنوع این امتیازها نیز گسترش مییابد.
وی گفت: هرچند همکاری منطقهای گسترشیافته باید ذیل الگوی وابستگی متقابل به بازار جهانی سیر کند، اما میتواند رقابت بین بنگاه داخلی و خارجی را در موضوعی خاص به سود بنگاه داخلی رقم بزند تا خود را به عنوان واحدی منطقهای استوار سازد. برنامههای توسعه در عربستان، ایران، ترکیه، پاکستان، عمان و دیگر کشورها تفاوتهای اساسی با هم دارند، اما هر کدام از این برنامهها میتواند از ظرفیتهای بالفعل سایر اعضا استفاده کند. حتی اگر قیمت معیار اصلی انتخاب باشد، شاید در اغلب برنامهها، همکاری درونمنطقهای مرجح بشود.
کارشناس مسائل سیاسی گفت: منطقه امروز به این احساس عمومی رسیده که ایران اگر لنگر ثبات نیست، دستکم سنگر ایستادگی در برابر تهدید حیاتی هست. تقریباً در همه جنگها با اسرائیل، اعراب شکست خوردهاند جز در جنگ سیوسهروزه و آن هم بهخاطر نقش فعال ایران بوده است.
وی افزود: در جنگ رمضان، اسرائیل و آمریکا نتوانستند ایران را شکست دهند. با ارتقای نقش ایران از سنگر ایستادگی به لنگر ثبات منطقهای، ایران میتواند بسیاری نگرانیهای تصنعی در جهان عرب را کاهش دهد و رغبت به همکاری مشترک را افزایش دهد.
واله با اشاره به توسعهطلبی وحشیانه رژیم اسرائیل گفت: مهمترین تهدید مشترک امنیتی ایران و کشورهای منطقه، اقتدارگرایی و توسعهطلبی بیحد و مرز اسرائیل است. راهبرد اسرائیل گسترش مرزها از نیل تا فرات و برتری نظامی مطلق در منطقه و حذف همه رقبای بالقوه است.
وی خاطرنشان کرد: لابی اسرائیل برای دههها کوشیده منافع خود را همسو با منافع قدرتهای غربی معرفی کند و فضای افکار عمومی طوری ساخته شده که هر انتقاد به رفتار حکومتی اسرائیل، یهودیستیزی تلقی میشود. درگیریهای تصنعی متنوع طراحی شده است تا جبهه یکپارچهای علیه اسرائیل شکل نگیرد.
آینده حضور جمهوری اسلامی ایران در ژئوپلیتیک منطقه
واله گفت: ایران میتواند کانون همکاری گسترده دولت ملتهای منطقه باشد، اما نیروهای متضرر از چنین همکاری کم نیستند و رژیم اسرائیل در رأس آنهاست. نیروهای فرامنطقهای که ذیل گفتمان جهان دوقطبی عملاً به اشغال سرزمینهای ما دست زده بودند، بهسادگی تن نمیدهند به الگوی همکاری تازهای که نقش پاسبان محله را از آنان میگیرد.
به گفته واله با گسترش و چندلایهسازی فعالیت دیپلماتیک برای خنثیسازی تخریبها، ایران پساجنگ نقطه ثقل ثبات و کانون همکاری تمامعیار منطقهای خواهد بود و این مسیر به توسعه عمومی، کاهش هزینه دفاع و امنیت و افزایش سرعت پیشرفت ملتهای منطقه منجر میشود.
12305068
مهمترین اخبار سیاسی











