بین‌الملل 17:36 - 04 شهریور 1405
توافق دفاعی مکه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان را نمی‌توان صرفاً یک پیمان نظامی سه‌جانبه یا نسخه‌ای اسلامی از ناتو دانست. توافق مکه در حال حاضر بیشتر یک نقطه آغاز است تا یک نظم تثبیت‌شده.

توافق مکه و معماری در حال تغییر امنیت غرب آسیا

باشگاه خبرنگاران جوان؛ علی‌رضا سهرابی‌نور *- توافق دفاعی مکه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان را نمی‌توان صرفاً یک پیمان نظامی سه‌جانبه یا نسخه‌ای اسلامی از ناتو دانست. اهمیت واقعی این توافق در جایی دیگر نهفته است: در نشانه‌هایی که از تغییر محاسبات امنیتی قدرت‌های منطقه‌ای و فرسایش تدریجی انحصار آمریکا بر معماری امنیت خاورمیانه ارائه می‌کند. با این حال، هنوز برای سخن گفتن از «نظم جدید» زود است؛ مکه در حال حاضر بیشتر یک نقطه آغاز است تا یک نظم تثبیت‌شده.

در ۷ اوت ۲۰۲۶، محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، و شهباز شریف، نخست‌وزیر پاکستان، در مکه توافق دفاعی مشترکی را امضا کردند که بر اساس آن، حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور، حمله به هر سه تلقی خواهد شد. توافق همچنین بر تقویت همکاری‌های دفاعی میان سه کشور تأکید می‌کند.

در نگاه نخست، همه چیز برای ساختن یک «ناتوی اسلامی» آماده به نظر می‌رسد: عربستان با منابع مالی و انرژی عظیم، ترکیه با یکی از قدرتمندترین ارتش‌های متعارف منطقه و صنایع دفاعی رو به رشد، و پاکستان با ارتشی بزرگ، تجربه جنگی و تنها زرادخانه هسته‌ای یک کشور مسلمان.

اما این خوانش، بیش از آنکه پاسخ باشد، سؤال را ساده می‌کند.

توافق مکه را باید نه در چارچوب «چه کسی علیه چه کسی متحد شده است»، بلکه در چارچوب «چه کسی دیگر حاضر نیست امنیت خود را صرفاً به چه کسی واگذار کند» فهم کرد. این تغییر زاویه دید، اهمیت واقعی توافق را آشکار می‌کند.

پایان نظم آمریکایی یا بازتنظیم آن؟

برای بیش از هفت دهه، امنیت خاورمیانه بر یک منطق نسبتاً مشخص استوار بود: آمریکا تضمین‌کننده نهایی امنیت متحدان، اسرائیل برخوردار از برتری نظامی، و کشور‌های منطقه در شبکه‌ای از ترتیبات دوجانبه و چندجانبه تحت چتر واشنگتن قرار داشتند.

این نظم البته هیچ‌گاه کاملا  باثبات نبود؛ اما یک ویژگی اساسی داشت: قدرت‌های منطقه‌ای برای امنیت نهایی خود به یک قدرت فرامنطقه‌ای وابسته بودند. توافق مکه را باید در متن فرسایش همین الگو فهمید. جنگ اخیر آمریکا و اسرائیل با ایران، به‌جای آنکه صرفاً توان نظامی ایران را به نمایش بگذارد، یک پرسش بزرگ‌تر برای دولت‌های منطقه ایجاد کرد: اگر آمریکا نتواند یا نخواهد جنگی را که در پیرامون متحدانش در جریان است کنترل کند، تا چه اندازه می‌توان بر تضمین‌های امنیتی آن حساب کرد؟

از همین منظر، مهم‌ترین محصول توافق مکه شاید قدرت نظامی جدید نباشد؛ بلکه تغییر در ادراک تهدید و ادراک قابلیت اتکا به متحد خارجی باشد. در ادبیات روابط بین‌الملل، این وضعیت را می‌توان با مفهوم Strategic Hedging یا پوشش ریسک راهبردی توضیح داد. ریاض لزوماً تصمیم نگرفته است آمریکا را کنار بگذارد. بلکه به نظر می‌رسد می‌خواهد احتمال گرفتارشدن در یک وابستگی تک‌محوری را کاهش دهد.

به عبارت دیگر:

عربستان در حال جایگزین کردن آمریکا نیست؛ در حال متنوع‌سازی تضمین‌های امنیتی خود است. این دو گزاره از نظر راهبردی تفاوت بسیار زیادی دارند. حتی مواضع رسمی عربستان نیز بر همین نکته تأکید دارد. مقام سعودی مسئول دیپلماسی عمومی تصریح کرده که توافق مکه نه یک محور نظامی است، نه یک بلوک فرقه‌ای و نه اقدامی مرتبط با مسابقه تسلیحاتی یا هسته‌ای؛ بلکه بر ایجاد ظرفیت‌های دفاعی پایدار تمرکز دارد و روابط عربستان با شرکای عرب، خلیجی و بین‌المللی را نفی نمی‌کند.

بنابراین، سخن گفتن از «پایان آمریکا در خاورمیانه» در شرایط کنونی اغراق‌آمیز است. آنچه می‌توان با اطمینان بیشتری گفت، فرسایش انحصار آمریکا بر تعریف امنیت منطقه است.

چرا «ناتوی اسلامی» تعبیر دقیقی نیست؟

مهم‌ترین خطای تحلیلی درباره توافق مکه، مقایسه مستقیم آن با ناتو است. بله، اصل دفاع جمعی شباهتی روشن به ماده ۵ ناتو دارد. مقامات ترکیه نیز به همین شباهت اشاره کرده‌اند. اما شباهت حقوقی یک بند، به معنای مشابهت نهادی دو سازمان نیست. ناتو دارای ساختار فرماندهی یکپارچه، نهاد‌های دائمی نظامی، سازوکار‌های مشخص برنامه‌ریزی دفاعی، قابلیت‌های عملیاتی مشترک، سازوکار‌های گسترده رزمایش و هماهنگی و تجربه چندین دهه همکاری نظامی نهادینه‌شده است.

توافق مکه هنوز چنین ساختاری ندارد. حتی گزارش‌های اولیه درباره توافق نیز بر این نکته تأکید کرده‌اند که تعهدات نظامی دقیق و سازوکار اجرای دفاع جمعی هنوز به‌صورت عمومی و جزئی مشخص نشده است؛ بنابراین فرمول دقیق‌تر این است: مکه هنوز «ناتو» نیست؛ اما می‌تواند یک فرآیند نهادینه‌سازی امنیت منطقه‌ای را آغاز کند.

این تمایز بسیار مهم است. اهمیت یک پیمان الزاماً به توانایی آن برای ورود فوری به جنگ بستگی ندارد. گاهی ارزش اصلی یک پیمان در ایجاد انتظارات متقابل، کاهش عدم قطعیت، افزایش هزینه تجاوز و تغییر محاسبات بازیگران است. این همان جایی است که مفهوم بازدارندگی جمعی اهمیت پیدا می‌کند.

مسئله اصلی: سه کشور، سه تهدید متفاوت

اگر توافق مکه را یک ائتلاف کلاسیک بدانیم، با یک مشکل جدی مواجه می‌شویم: این سه کشور دشمن مشترک کاملا  تعریف‌شده‌ای ندارند. عربستان نگرانی‌های جدی درباره ایران، حوثی‌ها و امنیت انرژی دارد. اما ترکیه الزاماً خواهان جنگ با ایران نیست. آنکارا با تهران رقابت می‌کند، اما همزمان منافع مشترکی نیز دارد. بی‌ثباتی یا فروپاشی ایران می‌تواند برای ترکیه پیامد‌هایی همچون موج پناهجویان، تقویت گروه‌های مسلح، بی‌ثباتی مرز شرقی و تشدید مسئله کردی داشته باشد.

پاکستان نیز اساساً با منطق دیگری حرکت می‌کند. تهدید اصلی اسلام‌آباد هند است و چین مهم‌ترین شریک راهبردی آن محسوب می‌شود. بنابراین، اگر توافق مکه را ائتلاف ضدایرانی بدانیم، یک تناقض درونی جدی ایجاد می‌شود: کشوری که ظاهراً مهم‌ترین هدف ائتلاف است، همان کشوری است که دو عضو از سه عضو آن لزوماً علاقه‌ای به جنگ با آن ندارند. این تناقض را تنها زمانی می‌توان حل کرد که توافق مکه را نوعی ائتلاف پوشش ریسک بدانیم، نه ائتلاف جنگ. در این صورت، سه کشور لازم نیست تهدید واحدی داشته باشند؛ کافی است در برابر مجموعه‌ای از ریسک‌ها، منافع مشترکی در همکاری داشته باشند.

عربستان، ترکیه و پاکستان؛ یک معامله سه‌لایه

در واقع، توافق مکه را می‌توان یک معامله راهبردی سه‌لایه دانست. عربستان: امنیت و استقلال راهبردی. ریاض به دنبال کاهش آسیب‌پذیری خود در برابر جنگ‌های منطقه‌ای است. اقتصاد عربستان به ثبات، انرژی و تجارت وابسته است و هرگونه جنگ گسترده در خلیج فارس، دریای سرخ یا پیرامون زیرساخت‌های انرژی می‌تواند مستقیماً پروژه تحول اقتصادی کشور را تهدید کند. پس عربستان به دنبال چیزی فراتر از «حمایت نظامی» است: تنوع‌بخشی به گزینه‌های امنیتی.

ترکیه: تبدیل قدرت نظامی به قدرت ژئوپلیتیک

برای ترکیه، توافق فرصتی برای تبدیل قدرت نظامی و صنعتی به نفوذ سیاسی است. صنایع دفاعی ترکیه در سال‌های اخیر به یکی از ابزار‌های مهم سیاست خارجی آنکارا تبدیل شده‌اند. مکه به ترکیه امکان می‌دهد هم بازار‌های دفاعی جدید ایجاد کند و هم خود را به‌عنوان یکی از تأمین‌کنندگان معماری امنیتی منطقه معرفی کند.

پاکستان: ارتقای وزن ژئوپلیتیکی

پاکستان نیز از این توافق چند منفعت دارد: تقویت رابطه با عربستان. دسترسی بیشتر به منابع مالی و همکاری دفاعی. تعمیق همکاری نظامی با ترکیه. افزایش وزن دیپلماتیک در برابر هند و ایفای نقشی فراتر از جغرافیای جنوب آسیا.

در نتیجه، توافق مکه بیشتر از آنکه ائتلافی بر مبنای تهدید مشترک باشد، ائتلافی بر مبنای منافع هم‌پوشان است؛ و این دقیقاً جایی است که ایران اهمیت پیدا می‌کند پارادوکس اصلی توافق مکه این است که ایران در آن حضور ندارد، اما آینده آن تا حد زیادی به ایران وابسته است.

اگر مکه تبدیل به یک بلوک ضدایرانی شود، احتمالاً منطقه دوباره وارد همان چرخه قدیمی می‌شود:

ایران → تقویت متحدان خود

عربستان و کشور‌های خلیج فارس → بازگشت به چتر آمریکا

ترکیه و پاکستان → افزایش فشار برای انتخاب طرف

اسرائیل → بهره‌برداری از شکاف‌ها

آمریکا → بازگشت به نقش «ضامن امنیت»

در چنین سناریویی، توافق مکه عملاً به جای کاهش وابستگی منطقه، آن را بازتولید خواهد کرد.

اما سناریوی دوم بسیار متفاوت است.

اگر مکه به سمت امنیت فراگیر منطقه‌ای حرکت کند، ایران نه لزوماً به‌عنوان عضو فوری پیمان، بلکه به‌عنوان یک جزء ضروری از معماری امنیتی آینده وارد معادله خواهد شد. این احتمال دیگر صرفاً نظری نیست. در روز‌های اخیر، پاکستان نقش میانجی میان ایران و آمریکا را نیز دنبال کرده است و فرمانده ارتش پاکستان برای رایزنی درباره امنیت منطقه و بحران جاری به تهران سفر کرده است؛ موضوعاتی که بنا بر گزارش رویترز، پیامد‌های توافق پاکستان، ترکیه و عربستان و مسئله حوثی‌ها را نیز دربرمی‌گرفته است.

همچنین گزارش‌های تازه از احتمال گسترش دامنه توافق به کشور‌های دیگر حکایت دارد؛ از جمله اینکه بنگلادش در حال بررسی پیوستن به پیمان است. این تحولات نشان می‌دهد که پرسش اصلی دیگر صرفاً «ائتلاف سه کشور» نیست؛ بلکه آیا یک چارچوب امنیتی گسترده‌تر در حال شکل‌گیری است؟

از موازنه قدرت تا «موازنه منطقه‌ای»

در نظریه سنتی روابط بین‌الملل، دولت‌ها برای جلوگیری از سلطه یک قدرت، به موازنه قدرت روی می‌آورند. اما خاورمیانه امروز پیچیده‌تر از یک موازنه ساده دوطرفه است. منطقه با چندین مرکز قدرت مواجه است: ایران، ترکیه، عربستان، اسرائیل، مصر، پاکستان و قدرت‌های خارجی مانند آمریکا، چین و روسیه؛ بنابراین ممکن است آنچه در حال شکل‌گیری است، نه «موازنه علیه ایران»، بلکه حرکت تدریجی به سمت: Multipolar Regional Balancing یعنی موازنه چندقطبی منطقه‌ای باشد.

در این الگو، هیچ قدرتی قرار نیست بر کل منطقه مسلط شود. هدف، ایجاد وضعیتی است که در آن ایران نتواند هژمون مطلق شود، عربستان نتواند نظم مطلوب خود را تحمیل کند، ترکیه نتواند به تنهایی معماری منطقه را شکل دهد و اسرائیل نیز نتواند با اتکای دائمی به آمریکا برتری خود را به سلطه سیاسی تبدیل کند. این همان نقطه‌ای است که توافق مکه می‌تواند از یک پیمان دفاعی به یک پروژه نظم‌سازی منطقه‌ای تبدیل شود.

اما یک مانع بزرگ وجود دارد: اسرائیل

اگر توافق مکه صرفاً برای حفاظت از مرزها، رژیم‌ها، مسیر‌های انرژی و کشتیرانی باشد، می‌تواند با نظم موجود کنار بیاید. اما اگر به تدریج به سمت یک معماری امنیتی مستقل منطقه‌ای حرکت کند، مسئله اسرائیل اجتناب‌ناپذیر خواهد شد. زیرا بخش مهمی از نظم خاورمیانه طی دهه‌های گذشته بر اساس این فرض ساخته شده که اسرائیل باید برتری نظامی غیرقابل مناقشه خود را حفظ کند و کشور‌های عربی و مسلمان نیز به‌صورت جداگانه مدیریت شوند.

توافق مکه بالقوه این منطق را به چالش می‌کشد؛ نه لزوماً از طریق جنگ با اسرائیل، بلکه از طریق کاهش امکان تقسیم و مدیریت جداگانه بازیگران منطقه‌ای. اگر عربستان، ترکیه، پاکستان و در مراحل بعد مصر و ایران بتوانند در حوزه‌های امنیتی همکاری کنند، دیگر نمی‌توان منطقه را به سادگی در قالب دوگانه‌های قدیمی سازمان داد: اسرائیل ـ عرب‌ها یا آمریکا ـ ایران یا سنی ـ شیعه و شاید این مهم‌ترین پیام ژئوپلیتیکی توافق مکه باشد.

آزمون واقعی توافق: فلسطین.

اما در اینجا یک پرسش سخت‌تر مطرح می‌شود: این معماری امنیتی قرار است از چه چیزی محافظت کند؟

اگر پاسخ فقط این باشد: دولت‌ها. رژیم‌ها. خطوط کشتیرانی. میدان‌های نفتی. مرزها. آن‌گاه توافق مکه صرفاً یک معماری امنیت دولتی است. اما اگر قرار است از «امنیت منطقه» سخن گفته شود، مسئله فلسطین نمی‌تواند بیرون از آن قرار گیرد. اینجاست که استدلال دیوید هرست اهمیت پیدا می‌کند.

سه کشوری که امروز پیمان مکه را امضا کرده‌اند، هر کدام از ظرفیت‌های قابل توجهی برخوردارند؛ اما این ظرفیت‌ها تاکنون نتوانسته‌اند در برابر بحران فلسطین یک قدرت سیاسی مشترک تولید کنند؛ بنابراین غزه یک آزمون مهم برای اعتبار هرگونه نظم امنیتی اسلامی یا منطقه‌ای است.

اگر توافق مکه تنها زمانی فعال شود که یک موشک به زیرساخت نفتی عربستان اصابت کند، اما در برابر نابودی گسترده یک جامعه فلسطینی هیچ سازوکار جمعی نداشته باشد، مفهوم «امنیت منطقه‌ای» به‌شدت محدود خواهد شد. از این منظر، مسئله فلسطین صرفاً یک موضوع اخلاقی نیست؛ یک آزمون نهادی برای مفهوم امنیت جمعی در خاورمیانه است.

آیا آمریکا واقعاً بازنده توافق مکه است؟

پاسخ کوتاه: هنوز نه.

این شاید مهم‌ترین نکته‌ای باشد که باید در تحلیل توافق مکه از هیجان ژئوپلیتیکی فاصله گرفت. آمریکا هنوز: حضور نظامی گسترده در منطقه دارد. شریک اصلی امنیتی عربستان است.

شبکه‌ای از پایگاه‌ها و همکاری‌های نظامی دارد و همچنان نقش مهمی در انتقال فناوری و تسلیحات ایفا می‌کند.

از طرف دیگر، خود ترکیه عضو ناتو است؛ بنابراین نمی‌توان توافق مکه را به‌سادگی «شورش متحدان آمریکا علیه آمریکا» دانست. حتی دونالد ترامپ نیز از توافق استقبال کرده است؛ امری که نشان می‌دهد واشنگتن دست‌کم در کوتاه‌مدت آن را لزوماً تهدیدی برای منافع خود نمی‌بیند. گزارش‌های اولیه نیز تأکید داشتند که توافق، تعهدات موجود کشور‌های عضو با دیگر کشور‌ها را لغو نمی‌کند؛ بنابراین یک پارادوکس شکل گرفته است: ممکن است توافقی که با هدف کاهش وابستگی امنیتی به آمریکا شکل گرفته، در مرحله نخست حتی مورد استقبال آمریکا نیز قرار گیرد.

چرا؟

زیرا اگر متحدان منطقه‌ای آمریکا بخشی از هزینه امنیت خود را خودشان بپردازند، واشنگتن می‌تواند از نقش «پلیس منطقه» فاصله بگیرد، بدون آنکه الزاماً نفوذ خود را از دست بدهد. پس مسئله اصلی این نیست که آمریکا امروز از توافق مکه حذف شده است. مسئله این است که: آیا فردا می‌تواند همچنان قواعد امنیت منطقه را به‌تنهایی تعیین کند؟

سه آینده برای توافق مکه

از اینجا می‌توان سه سناریو برای آینده توافق ترسیم کرد.

سناریوی اول: مکه به «ناتوی سنی» تبدیل می‌شود.در این سناریو، ایران به تهدید اصلی تبدیل می‌شود و توافق به سمت بلوک‌بندی فرقه‌ای حرکت می‌کند.

پیامد آن: تشدید رقابت ایران و عربستان، بازگشت بیشتر کشور‌های خلیج فارس به آمریکا و افزایش قدرت مانور اسرائیل. این سناریو، در واقع بازتولید همان نظم قدیمی در قالبی جدید خواهد بود.

سناریوی دوم: مکه مکمل نظم آمریکایی باقی می‌ماند

در این حالت، سه کشور همکاری دفاعی را گسترش می‌دهند، اما در نهایت در چارچوب شبکه امنیتی آمریکا باقی می‌مانند. در این صورت، مکه یک تحول مهم است، اما نه یک انقلاب ژئوپلیتیکی.

سناریوی سوم: مکه هسته اولیه یک نظم منطقه‌ای چندقطبی می‌شود

این سناریو از همه مهم‌تر است. مکه به‌تدریج از: Saudi Arabia + Türkiye + Pakistan به یک شبکه گسترده‌تر تبدیل می‌شود که می‌تواند در مراحل بعد کشور‌های دیگری مانند مصر و شاید ایران را نیز در ترتیبات امنیتی گسترده‌تر درگیر کند. در چنین حالتی، توافق مکه دیگر یک پیمان نظامی صرف نیست؛ بلکه نهاد اولیه یک معماری امنیتی منطقه‌ای خواهد بود.

این سناریو البته دشوارترین مسیر است؛ زیرا مستلزم مدیریت اختلافات عمیق میان ایران، عربستان، ترکیه، مصر و دیگر بازیگران است.

نتیجه: مکه هنوز نظم جدید نیست؛ اما نشانه پایان نظم قدیم است توافق مکه را نباید با پرسش ساده «آیا ناتوی اسلامی است؟» سنجید. مسئله بسیار بزرگ‌تر است. این توافق نخستین نشانه روشن از آن نیست که آمریکا خاورمیانه را ترک کرده؛ بلکه نشانه آن است که برخی قدرت‌های منطقه‌ای دیگر حاضر نیستند آینده امنیت خود را به‌طور کامل به تصمیمات واشنگتن گره بزنند.

عربستان به دنبال تنوع‌بخشی امنیتی است. ترکیه در پی تبدیل قدرت نظامی به نفوذ ژئوپلیتیکی است و پاکستان می‌خواهد وزن راهبردی خود را فراتر از جنوب آسیا افزایش دهد؛ و در میان همه این محاسبات، ایران غایب مهمی است که حذف دائمی آن از هر معماری امنیتی منطقه‌ای دشوار خواهد بود.

از این منظر، توافق مکه را باید در فاصله میان دو نظم دید: نظم آمریکامحور هنوز زنده است، اما دیگر تنها گزینه موجود نیست؛ و این شاید مهم‌ترین تحول باشد. اگر توافق مکه به یک بلوک فرقه‌ای علیه ایران تبدیل شود، در نهایت به بازتولید نظم آمریکایی کمک خواهد کرد؛ زیرا ایران را به سمت ائتلاف‌های سخت‌تر سوق می‌دهد و کشور‌های عربی را دوباره به چتر واشنگتن بازمی‌گرداند.

اما اگر مکه بتواند از منطق ائتلاف علیه یک دشمن عبور کند و به منطق امنیت جمعی میان رقبای منطقه‌ای برسد، آن‌گاه اهمیت تاریخی آن بسیار بیشتر خواهد شد. در چنین شرایطی، هدف دیگر ایجاد «ناتوی اسلامی» نخواهد بود. هدف، چیزی پیچیده‌تر و در عین حال مهم‌تر خواهد بود: ساختن نظمی که در آن هیچ قدرت خارجی، هیچ قدرت منطقه‌ای و هیچ بازیگری نتواند به‌تنهایی قواعد امنیت خاورمیانه را تعیین کند.

اینجا است که آینده توافق مکه به آینده ایران نیز گره می‌خورد. ایران می‌تواند دشمن دائمی این معماری باشد یا در آینده بخشی از آن شود؛ و این دو انتخاب، دو خاورمیانه کاملاً متفاوت می‌سازند. در خاورمیانه اول، مکه به یک پیمان دیگر برای موازنه علیه ایران تبدیل می‌شود؛ همان چرخه‌ای که طی دهه‌ها منطقه را میان ائتلاف‌های رقیب گرفتار کرده است.

در خاورمیانه دوم، مکه نقطه آغاز گفت‌وگویی بزرگ‌تر درباره امنیت منطقه‌ای بدون هژمونی خواهد بود؛ نظمی که در آن عربستان، ایران، ترکیه، مصر، پاکستان و دیگر قدرت‌ها نه الزاماً متحد، بلکه ذی‌نفعان یک موازنه چندقطبی و مدیریت‌شده هستند.

در چنین صورتی، تاریخ توافق مکه را نه به‌عنوان «ناتوی اسلامی»، بلکه به‌عنوان لحظه‌ای که قدرت‌های خاورمیانه برای نخستین بار پس از دهه‌ها تلاش کردند بخشی از مسئولیت امنیت خود را از قدرت‌های بیرونی پس بگیرند به یاد خواهد آورد.

اما هنوز یک سؤال بی‌پاسخ باقی است:

آیا این قدرت‌ها می‌توانند امنیت مشترک تولید کنند، بدون آنکه ابتدا یک دشمن مشترک بسازند؟ پاسخ به همین سؤال، سرنوشت واقعی توافق مکه را تعیین خواهد کرد.

*کارشناس بین‌الملل


12302437
 
پربازدید ها
پر بحث ترین ها

مهمترین اخبار بین‌الملل

بین‌الملل
«باشگاه خبرنگاران» آمریکا می‌گوید هکر‌های چینی به وزارت دادگستری، ناسا، فدرال رزرو، سنا و موارد دیگر نفوذ کرده‌اند.
بین‌الملل
«باشگاه خبرنگاران» رژیم صهیونیستی با ایجاد یک اندیشکده جعلی، تلاش کرده روایت خود درباره جنگ غزه را وارد پاسخ‌های چت‌بات‌های هوش مصنوعی کند.
بین‌الملل
«باشگاه خبرنگاران» رئیس جمهور آمریکا ادعا‌های خود درباره جنگ و مذاکره با ایران را تکرار کرد.
بین‌الملل
«باشگاه خبرنگاران» برخی منابع می‌گویند نخست وزیر قطر احتمالا فردا به تهران سفر می‌کند.
بین‌الملل
«باشگاه خبرنگاران» پس از وقوع سیل ناگهانی در نزدیکی مرز نپال با چین، دست کم ۳۱ نفر جان خود را از دست داده و بیم آن می‌رود که صد‌ها نفر دیگر به این رقم اضافه شوند.
بین‌الملل
«باشگاه خبرنگاران» به گفته برخی منابع، فرستاده ویژه و داماد ترامپ در حال بازدید از مقر سنتکام در تامپا فلوریدا هستند تا در مورد وضعیت نظامی مربوط به ایران توضیحاتی دریافت کنند.
بین‌الملل
«باشگاه خبرنگاران» دموکرات‌های سنای آمریکا نامه‌ای را امضا کرده‌اند که از نخست وزیر رژیم صهیونیستی می‌خواهد افزایش خشونت در کرانه باختری اشغالی را متوقف کند.
بین‌الملل
«باشگاه خبرنگاران» توافق دفاعی مکه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان را نمی‌توان صرفاً یک پیمان نظامی سه‌جانبه یا نسخه‌ای اسلامی از ناتو دانست. توافق مکه در حال حاضر بیشتر یک نقطه آغاز است تا یک نظم تثبیت‌شده.
بین‌الملل
«باشگاه خبرنگاران» رئیس‌جمهور لبنان گفت که مذاکرات صلح تنها راه قابل دوام برای رسیدن به صلح است که بر جنگ ارجحیت دارد.
بین‌الملل
«باشگاه خبرنگاران» وزیر دارایی عراق و سفیر کره جنوبی در بغداد درباره سازوکار‌های تامین مالی قرارداد سامانه دفاع هوایی میان دو کشور رایزنی کردند.

مشاهده مهمترین خبرها در صدر رسانه‌ها

صفحه اصلی | درباره‌ما | تماس‌با‌ما | تبلیغات | حفظ حریم شخصی

تمامی اخبار بطور خودکار از منابع مختلف جمع‌آوری می‌شود و این سایت مسئولیتی در قبال محتوای اخبار ندارد

کلیه خدمات ارائه شده در این سایت دارای مجوز های لازم از مراجع مربوطه و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.

کلیه حقوق محفوظ است