عاصم جواب را میدانست

باشگاه خبرنگاران جوان - سفر همزمان هیئت پاکستانی و عمانی به تهران در روز گذشته، بار دیگر مسائل پیرامون گفتوگو میان ایران و آمریکا را داغ کرده است؛ بهویژه آنکه همزمان با التهابات ارزی در ایران بر اثر محاصره دریایی، قضیه اوراققرضه بلندمدت در آمریکا به دلیل تداوم انسداد تنگه هرمز به چالش خورده و طرفین تحتفشار اقتصادی یکدیگر قرار دارند؛ با این تفاوت که انسداد هرمز موضوعی فراگیر بوده و به اقتصاد جهانی فشار وارد میکند. هیئت پاکستانی شامل عاصم منیر، فرمانده ارتش و سیدمحسن نقوی وزیرکشور است و هیئت عمان را بدرالسعیدی وزیر خارجه سرپرستی میکند.
روند
روند اتفاقات و چهارچوب آنها در ادامه تشریح شده است.
۱- مأموریت کشورها در دوره کنونی متفاوت است. عمان تا پیش از جنگ ۴۰ روزه میانجیگری را برعهده داشت؛ اما پس از آن در حین و پس از جنگ این امر بر دوش پاکستان قرار گرفت. ازاینرو سفر هیئت پاکستانی به طور مستقیم معطوف به گفتوگو میان ایران و آمریکاست و هیئت عمانی در خصوص مذاکرات دوجانبه ایران-عمان درباره ترتیبات اداره تنگه هرمز به تهران سفر کرده است.
۲- ایران درخواستهای خود برای بازگشایی تنگه هرمز را مطرح کرده که بیشتر در همان محدوده توافق پیشین قرار دارند؛ اما برای دوره بعدی، تهران قصد دارد آنها را بدون نقص نقد کند. تهران علاوه بر شروطی که برای بازگشایی تنگه مطرح کرده، درباره محاصره دریایی و جنگ اقتصادی آمریکا، به طور آشکار از زبان محسن رضایی دبیر شورایعالی امنیت ملی، اعلام کرد به محاصره، منافع اقتصادی آمریکا و دولتهای حاضر در جنگ اقتصادی، شلیک میکند.
ایران مواضع خود را علنی اعلام کرده و گامهای عملی دراینرابطه برداشته است. با چنین شرایطی به نظر میرسد سفر عاصم منیر مربوط به درخواست مقامات آمریکایی و آوردن پاسخ آنها باشد. فرمانده ارتش پاکستان پیش از سفر با ترامپ تماس تلفنی داشت و رئیسجمهور آمریکا از او خواسته بود از ارتباطش با مقامات ایرانی برای تداوم مذاکره استفاده کند. این درحالی است که مقامات آمریکایی با شرطبندی روی اثرگذاری حداکثری و فوری محاصره دریایی طی یک الی دو ماه، ضمن خروج از توافق میز مذاکره را ترک کرده و خود را بینیاز از گفتوگو نشان میدادند. تداوم بحران انرژی و فشار بر اوراققرضه آمریکا که باعث رشد بهره اوراق بلندمدت شده؛ اما طاقت واشنگتن را طاق کرد تا ترامپ بار دیگر متوسل به مذاکره شود.
آنچه عاصم منیر از تهران برای ترامپ سوغات خواهد برد؛ اما چیزی جز مواضع آشکار ایران نیست؛ مداخلات اقتصادی و نظامی آمریکا باید علیه ایران متوقف شده و جنگ در لبنان به پایان برسد.
۳- درباره مذاکرات میان ایران و عمان، هرچند گفتوگوها دوجانبه است، اما آمریکا و دولتهای خلیجفارس نیز فشار وارد میکنند. ترامپ چندی قبل برای دومین بار پس از جنگ تهدید کرد در صورت انحراف عمان از مسیر مورد خواست آمریکا این کشور را بمباران خواهد کرد. رئیسجمهور آمریکا در اوایل آتشبس پس از آنکه انعطاف عمان در برابر مطالبات بحق ایران را دیده بود، برای اولینبار تهدید بمباران این کشور را طرح کرد.
نوع واکنش آمریکا موید نارضایتی و اعمال فشار به این مذاکرات است. وبسایت آمریکایی سمافور به نقل از مقام آمریکایی و یک مقام کاخ سفید گزارش کرده که دولت آمریکا معتقد است مذاکرات ایران و عمان چند هفته پیش عملاً شکست خورده است. گفته میشود ترامپ از احتمال توافق دو کشور درباره نوعی سازوکار دریافت عوارض از تردد در تنگه هرمز خشمگین شده بود و برای شکست مذاکرات مسقط را تحتفشار قرار داد.
عمان از یکسو با فشارهای آمریکا در حال بازی در زمین این کشور است و ازسویدیگر پس از ایجاد کریدور عمانی مشاهده کرد درحالیکه در طول جنگ ایران شلیکی رسمی به سمت این کشور نداشت، در طول تنشهای بعدی به بنادر مورداستفاده نیروهای آمریکایی در این کشور حمله کرد. مسقط که از توطئه واشنگتن، تلآویو و ابوظبی علیه خود مطلع است و به طور علنی تهدید شده، نباید برای کسب آرامش موقت با آنها همراهی نشان دهد؛ زیرا ثمری نخواهد داشت.
۴- محاصره دریایی آمریکا با حجم بالایی از شناورهای جنگی شامل ناو هواپیمابر، ناو آبی-خاکی و ناوشکن که تعداد مجموع آنها ۲۸ ناو میشود، در چند لایه ادامه داد. این محاصره دریایی هم اکنون تحتفشار دو عامل است؛ فرسایش نفرات و تجهیزات در مأموریت دشوار، طولانیمدت و جنگی و همچنین تهدید ایران به شلیک علیه ناوگان محاصرهکننده.
از سویی ایران دولتهای عربی منطقه را علاوه بر تنگه هرمز و خلیجفارس در سمت بابالمندب و دریای سرخ محاصره کرده که این مسئله ضمن موضوع نفت، شامل تمامی کالاها میشود؛ حتی ملزومات و کالاهای موردنیاز برای تجارت و اداره این دولتها. معنای این حرکت تداوم قیمت بالای انرژی، کمبود مشتقات نفتی و پتروشیمی و کاهش تجارت کودهای کشاورزی است؛ چه اینکه احتمال دارد با تداوم انسدادها، دولتهای عربی دچار کمبود کالا و بیثباتی داخلی شوند که البته امری بلندمدت و منوط به تشدید تنشهاست.
ایران اعمال محاصره دریایی و تهدید گسترش به سمت محاصره زمینی را با انسداد تنگه هرمز برای افزایش فشار سیاسی به ترامپ و محاصره دولتهای عربی خلیجفارس و به طور ویژه عربستان پاسخ داده است؛ اگر هدف از اعمال محاصره تسلیم و سقوط ایران است، قیمت نفت میتواند باعث شکست ترامپ در انتخابات میاندورهای شود که حاوی احتمال استیضاح وی توسط دموکراتهاست؛ دولتهای عربی خلیجفارس نیز به طور متقابل با خطر بیثباتی داخلی و احتمال سقوط روبهرو میشوند؛ به طور خلاصه قمار ترامپ و متحدانش برای ضربه به ایران وسعت یافته تا یک قمار کامل ساخته شود.
۵- ایران با تسلط بر تنگه هرمز میداند چه اتفاقی را رقم زده است. تنگه نهتنها اهمیت بسیاری دارد؛ بلکه مؤثرترین ابزار ایران است و ازاینرو مابه ازایی کلانی دارد. آمریکا قصد دارد در ازای رفع محاصره دریایی انسداد هرمز برطرف شود؛ اما ایران خواهان دریافت عوارض تأمین امنیت، برطرفشدن محاصره، رفع تحریمها، آزادی پولهای بلوکه شده و عقبنشینی قوای نظامی آمریکا بهگونهای است که خطر جنگ کشور را تهدید نکند.
آمریکا در توافق اسلامآباد تا حدودی و روی کاغذ چند خواسته ایران را پذیرفت؛ اما اتفاقی که رخ داد، رفع محاصره دریایی بدون عقبنشینی ناوگان این کشور، کارشکنی در آزادسازی پولهای بلوکهشده و اجرای محدود رفع تحریمها بود که تنها شامل فروش نفت میشد. با تعلیق یا خروج آمریکا از توافق اسلامآباد و سوئیس، ایران درحال انبساط خواستههای خود است تا واشنگتن بداند نمیتواند هر بار زیر توافق زده و اگر موفق نشد، بخواهد به همان توافق یا یک نسخه ضعیفتر بازگردد. ایران معادلهای طرح کرده که بر اساس آن درپی هر تعلیق یا خروج، آمریکا با خواستههای بیشتری برای یک توافق قویتر روبهرو میشود تا بیماری بدعهدیاش فروکش کند.
۶- رهبر انقلاب پس از توافق با آمریکا و بهویژه پس از توافق سوئیس اعلام کردند «علی الوصول» نظر دیگری داشتهاند. این بیانیه که در آن رهبری و مردم منتظر و ناظر بر توافق رؤسای جمهور دو کشور اعلام شدند، حالا معنای مشخصتری یافته است. رئیسجمهور و سران کشور قول داده بودند با مذاکره و مسیر کنونی منافع کشور را تأمین کنند که این راه با خروج ترامپ از توافق، به سرنوشتی که گمان میرفت دچار شد. برایناساس برخی زمزمههای داخلی در تقویت استدلالهای منتهی به توافق مجدداً بلند شدهاند که ناشی از خواندن شرایط و به جهت خروج از سایه مطالبات مردمی هستند. این روند؛ اما نشانهای از واگرایی نیست؛ بلکه در اوج، یکسری مانور معطوف به توجیه عملکرد گذشته است. هم دولت و هم دیگر سران کشور در مقابله با زیادهطلبی آمریکا به هر شکل متفقالقولند بهویژه آنکه واشنگتن این بار نه زیر میز مذاکره که زیر میز یک توافق تمامشده زد. انتصاب سرلشکر محسن رضایی بهعنوان دبیر شورایعالی امنیت ملی توسط رئیسجمهور در تداوم انتصاب مقامات عالی نظامی توسط رهبر انقلاب، در این راستا ارزیابی میشود.
محمدباقر ذوالقدر، دبیر سابق شورا گرچه سوابق نظامی مهمی در سپاه پاسداران داشت؛ اما محوریت وی در قضایای سیاسی بود؛ اما محسن رضایی فرماندهی بخش مهمی از جنگ ۸ساله با عراق را در اختیار داشت و در مقاطع مختلف در رویدادهای تشدید تنش نظامی با آمریکا، در جایگاهی مهم به بیان مواضع و تهدیدات کشور میپرداخت. جایگزینی وی در امتداد نصب فرماندهان نیروهای مسلح، آرایش خاص ایران را هویدا کرد.
اعلام رویکرد جدید در دیپلماسی توسط سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه و سپس تأکید مجدد بر آن توسط رضایی، حکایت از تهاجمیشدن در این باره دارد؛ دیپلماسی در این دوره صراحت بیشتری خواهد داشت. برآمدن این تصمیم از درون دولت، نشان میدهد این مجموعه برای اقدام آمریکا در تشدید تنش آماده شده است. اساساً این آمادگی که در آرایش جدید نیروهای مسلح و دولت مشخص شده، یکی از عوامل تکاپوی مجدد طرفهای مختلف برای دیپلماسی است.
۷- سفر مقام پاکستانی به درخواست آمریکا انجام میشود و، اما با احتمال بالا او پیام و خواستههای طرف عربستانی را هم مطرح میکند. عربستان تحت محاصره دریایی یمن قرار گرفته و تأسیسات نفتی و فرودگاههایش زیر آتش قرار دارند.
۸- در صورت توافق با عمان، این اتفاق تقویتکننده ابزار تنگه در دستان ایران خواهد بود. تنگه از نظر سیاسی یک شاخص برای تعیین پیروز جنگ بود و با توافقی که آمریکا علیرغم تلاش از آن بیرون ماند، وزن ایران در این شاخص سیاسی بالاتر میرود. بااینوجود اجرای این توافق که مستلزم گشایش تنگه هرمز است، منوط به عمل آمریکا به تعهداتش است.
منبع: فرهیختگان
12302083
مهمترین اخبار وبگردی











