دماوند آنجایی است که ایرانی ایستاده

باشگاه خبرنگاران جوان - «همزمان با تأکید مجدد ترامپ بر دیدگاه خیالپردازانه خود مبنی بر اینکه تنگه هرمز قلمرو جدید آمریکاست، رئیس جدید نهاد امنیتی ایران به همسایگان خود در مورد پیوستن به تلاشهای جدید آمریکا برای تحتفشار قرار دادن اقتصاد تهران هشدار داده و منافع تجاری آمریکا در منطقه را تهدید کرده است.» این متن را گاردین کمتر از ۲۴ ساعت قبل نوشت. احتمالاً سم جونز، نویسنده این متن که در مادرید زندگی میکند، چندان نمیداند که ۴۷۵۷ کیلومتر آنطرفتر از او و هنگامی که متنش روی کارتابل گاردین بارگذاری میشود، مردم تهران مقابل تالار وحدت، درست در مرکز این شهر، صف کشیدهاند تا به کنسرت موسیقی بروند. آن هم کنسرت کسی که ۱۸ فروردینماه، در روز تهدید زدن زیرساختهای انرژی مقابل نیروگاه برق دماوند رفت و شروع کرد به تار نواختن. به ساعت نکشیده تصویرش در تمام خبرگزاریهای جهان رفت و الجزیره همان تار نوازی را پست کرد.
حدود ۵ ماه از آن اتفاق میگذرد. قمصری حالا روی صحنه است؛ اما نه مقابل نیروگاه تولید برق یا یک پل؛ او قرار است برای مردمی که سایه جنگ بالای سرشان کمی کمرنگ شده اجرا کند. قمصری میگوید: «با دوستانم در خارج از ایران صحبت میکردم، میگفتند آخه الان؟! کنسرت؟» شاید این بار اولی نباشد که هنر درست در زیر سایه جنگ به حیات خود ادامه میدهد؛ اما پیوست ۱۸ فروردین و رسیدن آن به اول شهریور ماجرا را کمی متفاوت میکند. تفاوت در چیست؟ باید به ۱۹ اردیبهشت ۱۳۷۲ برویم. درست همان روزی که صربها حملاتشان را به شهر موستار بوسنی شدت دادند. تئاتر ملی شهر موستار با آنکه بخش بزرگی از امکاناتش را در خدمت مردم جنگزده قرار داده بود، پس از حملات ۱۹ اردیبهشت یا همان ۹ میبه دلیل تهاجم مستقیم ارتش صرب، به طور کامل به کارش پایان داد.
کسی چه میداند شاید اگر همان روز اولی که تهاجم نیروهای راتکو ملادیچ به خانه مسلمانها آغاز میشد، عدهای از هنرمندان مسلمان جمع میشدند و در نقاط مهم شهر اجرا میکردند و صدایشان را به جهان میرساندند، میتوانستند همان فشاری را به صربها برای پایان جنگ تحمیل کنند که بعد از درز کردن ماجرای کشتار سربرنیتسا به آنان وارد شد. شاید این داستان کمی رمانتیک به نظر برسد؛ اما در ۱۸ فروردین وقتی قمصری و چند خواننده دیگر دست به این کار زدند، هیچکس درباره رمانتیک بودنش صحبت نکرد. شاید این قدرت هنر و موسیقی است یا شاید هم جنگ.
قدرت جنگ یا موسیقی؛ مسئله این است
ساعت ۹:۳۰ دقیقه شب است؛ زنی حدوداً سیوچند ساله در سالن انتظار تالار وحدت نشسته و میگوید: «آخه پرنیان، چون ساز همراه خودش میبره و میاره نمیتونه، حتماً باید براش سرویس بگیریم. آخه از کلاس دوم تا الان که شیشمه ساز میزنه. کیف ساز اذیتش میکنه...» زن در حال فخر فروختن است به زنی دیگر که احتمالاً دوست خانوادگیشان است و فرزندی همسن «پرنیان» دختر او دارد. پرنیان نشسته بین مادر و آن دوست خانوادگی و حرفها را میشنود. یک باکس گل آبیرنگ با گلهای رز سفید در دست گرفته. احتمالاً ساز پرنیان تار است و آنطور که دستش را دور گل قفل کرده معلوم میکند پوستر و عکسهای قمصری را در گالری گوشی دارد یا به دیوار اتاقش نصب کرده.
بلندگوهای سالن روشن میشوند: «مهمانان عزیز تا دقایقی دیگر کنسرت علی قمصری آغاز میشود.» پرنیان و مادرش به همراه دوست خانوادگی بلند میشوند. به سمت سالن راه میافتند. از آنها جدا میشوم و به طبقه بالا میروم. این هم از مزایای خبرنگاری است که میتوانی جای دنج مجلس بنشینی و آدمها را بهتر تماشا کنی. پلهها را بالا میروی و بلیت را به مسئول سالن نشان میدهی. کارتی را به در الکترونیکی میزند و در باز میشود. صندلیای که انتخاب میکنی درست در کنار ویدئوپروژکتور مراسم است. مسئول سالن میگوید فقط به سمت راست نرو که تصویرت در ویدئو روی پرده میافتد. روی صندلی مینشینی و دستهایت را قلاب میکنی به نردهها و آدمها را از بالا تماشا میکنی.
پرنیان و مادرش گوشه سمت راست سالن نشستهاند. دختر همچنان گلها را در دستش قلاب کرده زیر صندلی نمیگذارد. نمیخواهد گلها در این دو ساعت بپژمرند. مردم کمکم جمع میشوند و تو با خودت فکر میکنی این جمعیت ۱۸ فروردین کجا بودند؟ در خانههایشان مانده بودند؟ سرکار بودند؟ به شمال رفتند؟ پرنیان و خانوادهاش کجا رفتند؟ چقدر خاطرات جنگ دور به نظر میرسد، انگار از آن ویدئوی جلوی نیروگاه دماوند سالها گذشته. در لابهلای همین فکرها، چراغهای سالن خاموش میشود و قمصری با صدای دستها به داخل میآید. ساز دست میگیرد، قطعه را برای شروع میزند و چشمها را میبندند. مادر پرنیان گوشی را در دست میگیرد و ویدئوی اجرا را ضبط میکند. پرنیان هم به قمصری خیره شده. احتمالاً خودش را جای او تصور میکند. قطعه تمام میشود و قمصری شروع میکند به صحبت کردن: «کنسرت امسال برای ما یک تفاوت با سالهای گذشته دارد. بدون شک و تردید در دوران تلخی حضور داریم. سوگواریها یکی پس از دیگری برای ما اتفاق افتاده و ماههای سختی را پشت سر گذاشتهایم. این اجرا، به این معنا نیست که ما فراموشکاریم و اتفاقات تلخ را فراموش میکنیم؛ اما در این چند ماه متوجه شدهام که قدرت موسیقی خیلی بیشتر از آن چیزی است که در نظر میگیریم.»
رسالت موسیقی روشنگری است
این روزها هرکسی که روی صحنه میرود انگار باید مانیفستش را به همه توضیح بدهد و چرایی بگوید. این از عجایبی است که آدمهای بازگشته از جنگ تجربه میکند. همه آنها را مجبور میکنند که دلیل زندهبودن و زندگیکردنشان را شرح بدهند. قمصری در ادامه صحبتهایش مانیفست این زندهبودن و زندگیکردن را که یکی از شئونش همین موسیقی است، شرح میدهد: «ما در حد بضاعتمان سعی میکنیم، صدای یک آغوش باشیم برای شما و با همدیگر همدم باشیم. نمیخواهیم امشب لزوماً اشک برای شما بسازیم یا شادی فراهم کنیم. هدفمان بالاتر است. به نظرم رسالت موسیقی روشنگری است. رسالت موسیقی ایجاد حالهای دگرگون است و مهمتر از همه ما در کشوری هستیم که عقبه درخشانی در هنر و فرهنگ دارد و به همین دلیل است که افتخار میکنیم به اینکه در سختترین شرایط، الان مردم - که با اطمینان میگویم در کشورهای دیگر مطمئن باشید این اتفاق در شرایط مشابه امکان ندارد بیفتد - در ایران هنر را فراموش نکردهاند و مهمتر اینکه اهمیت هنر در زندگیشان را فراموش نکردند.»
من در طول زندگیام هیچوقت نگفتم از هنر حمایت کنید. هیچکسی تا حالا این عبارت را از من نشنیده و، چون هنرمند واسطه این حضور است، همه ما با هم داریم از هنر حمایت میکنیم، یعنی از خودمان حمایت میکنیم و میدانیم که هنر چقدر میتواند نفوذ کند در کل جهان.
صبح امید وطن
حالا وقت اجرای دوباره است. سازها شروع به نواختن میکند و با هر اجرا به تعداد گروه بیشتر میشود؛ اول تنها سازهای ایرانی نواخته میشود و در قطعه بعد دفها هم شروع به نواختن میکنند. وقتی همنوایی سازهای ایرانی به اوج میرسد، قمصری و گروه خوانندگان شعر و خواندن را به موسیقی اضافه میکنند. همهچیز ذرهذره شکل میگیرد. هر قطعه جدای از آنکه بهتنهایی شنیدنی است در یک کل منسجم دوباره بازتعریف میشود. این خصوصیت زیست ایرانی است، هر جزئی بهتنهایی معنا دارد و در کل نیز معنایی جدید خلق میکند. وقتی تمام سازهای ایرانی به کار افتادند حالا نوبت تلفیق است. این هم خصوصیت فرهنگ ایرانی است. ما بر خلاف رومیها، مغولها و این استعمارگرهای چند صدسال اخیر هیچوقت استعمارگر نشدیم و اگر تلفیقی در فرهنگمان با دیگران شکل گرفت سرریز فرهنگ ایرانی بود که سایر مناطق و حتی در استعمارگران نفوذ کرد. موسی نجفی، پژوهشگر و مسئول جمعآوری مجموعه ۳۰ جلدی استعمارشناسی ایرانی در توضیح این موضوع میگوید: «با توجه به تاریخ جدید و قدیم ایران و جهان میتوان بهخوبی این نکته را دریافت که ایرانیان، حتی هنگامی که جز حکومتهای قدرتمند منطقه و جهان بودند، غالباً از استعمارگری و وحشیگری بهدور بودند و حتی در کشورگشاییهایی که داشتند به جز موارد اندک، هیچگاه فقر و فلاکت و ویرانی را از خود باقی نمیگذاشتند.
ایرانیان در دوران باستان قطب مخالف مستعمرهسازی یونانیان و رومیان بودند.» با نظر به همین نکته، وقتی سازهای غربی در شروع به تلفیق در سازهای ایرانی میکنند، هارمونی این تلفیق بهگونهای طراحی شده که نه غرب بر ساز شرقی بچربد و نه شرق در ساز غربی و در نهایت حاصلش بشود موسیقیای که در تعامل دو ساز ساخته شده و هویت هر دو گونه موسیقایی ضمن حفظ ماهیت خود در کل معنای جدیدی را خلق کند. این دقیقاً نکتهای است که در عمده تولیدات تلفیقی سالهای گذشته به آن توجه نمیشود. به آثار چند سال اخیر اینگونه نگاه کنید؛ انگار موسیقی غربی به حالتی انضمامی، ساز ایرانی را در خود خورانده و یک تار و سهتاری را گوشهای از اثرش گذاشته برای رخ کار؛ اما وقتی در کنسرت قمصری ویولنها نواخته میشوند، موج همان موج ایرانی است و صدای ویولن هم گم نمیشود. قمصری دیوان شمس میخواند و ویولن و تار با او همراه میشود: «در بزم چنان شاهی در نور چنان ماهی/ خط در دو جهان درکش چه جای یکی خانه» پرنیان که همچنان گلها را در دست گرفته با انگشتانش رو جعبه گل ریتم و تار میزند.
کنسرت به قطعات آخر میرسد، قمصری بین دو قطعه و پیش از خواندن ابیات پایانی، میکروفون را میگیرد و این بار ایستاده حرف میزند: «دوستانی غیرایرانی دارم که این چندروزه با تعجب با من تماس گرفتند و میپرسند واقعاً مردم دارند میروند کنسرت؟ چقدر جالب! چقدر مردم ایران فرهیختهاند و چقدر اتفاق هیجانانگیزی است. بهعنوان اتفاقی که مثالزدنی است راجعبه آن صحبت میکنند. قدر خودتان را بدانید و ما هم قدر شما را میدانیم.» او دوباره تار به دست میشود و ناگهان پشتش سرش تصویری از دماوند نقش میبندد. چقدر این قاب آشناست! گروه یکصدا میخواند نام جاوید وطن؛ صبح امید وطن؛ جلوه کن در آسمان؛ همچو مهر جاودان! پرنیان همچنان ضرب میگیرد.
منبع: فرهیختگان
12302049
مهمترین اخبار وبگردی











