ماجرای قیام ۳۰ تیر و عقبنشینی شاه در مقابل قدرت خیابان

باشگاه خبرنگاران جوان - ملی شدن صنعت نفت، یکی از مهمترین رخدادهای تاریخ معاصر ایران، نتیجه سالها اعتراض به امتیازهای گسترده به انگلیس و سهم اندک ایران از درآمدهای نفتی بود. این مطالبه سرانجام در اسفند ۱۳۲۹، پس قتل رزمآرا نخستوزیرِ محمدرضا پهلوی ـ که مخالف ملی شدن صنعت نفت بود ـ با تصویب قانون ملی شدن صنعت نفت در مجلس به نتیجه رسید. چندی بعد، محمد مصدق با حمایت اکثریت مجلس در اردیبهشت ۱۳۳۰ به نخستوزیری رسید و اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت را در کنار اصلاحات سیاسی، مهمترین برنامه دولت خود اعلام کرد. با این حال، مصدق برای حراست صنعت نفت ـ که زمان زیادی از ملی شدن آن و نجات این سرمایه ملی از چنگال بریتانیا نگذشته بود ـ به در اختیار داشتن قوای نظامی احتیاج داشت.
در روز ۲۵ تیرماه سال ۱۳۳۱، دکتر مصدق پس از سه ساعت مذاکره با محمدرضا پهلوی استعفاء داد. علت اصلی استعفاء، اختلاف شاه و مصدق در تعیین پست وزارت جنگ بود. این استعفاء که بدون مشورت با سران نهضت [ملی شدن صنعت نفت]صورت گرفت، تعجب ملت ایران را برانگیخت. شاه نیز با پذیرش استعفاء، احمد قوام را برای پست نخستوزیری معرفی کرد. مجلس هم بدون داشتن حدّ نصاب قانونی، به نخستوزیر جدید رأی داد و شاه بلافاصله حکم نخستوزیریِ قوام را صادر کرد.
آیتالله کاشانی با شنیدن خبر استعفای دکتر مصدق، با قاطعیت اعلام کرد که قوام خائن به ملت ایران است و باید کنار برود و دکتر مصدق برای ادامه نهضت ملت، باز گردد. (تاریخ تحولات سیاسی ایران، موسی نجفی و موسی فقیه حقانی، صفحه ۵۳۷.)
درباره وقایع تیرماه ۱۳۳۱ که طی تظاهرات مردم برای حمایت از دولت مصدق که در اصل با هدف بهنتیجهرساندن نهضت «ملی کردن صنعت نفت» روی کار آمده بود «یرواند آبراهامیان» مورخ ایرانی_آمریکایی و استاد تاریخ در کالج باروخ و مرکز تحصیلات تکمیلی دانشگاه نیویورک، در کتاب «تاریخ ایران مدرن» اینچنین نوشته است: «مصدق با پشتیبانی طبقه متوسط و بهکارگیری استراتژیهایی مانند تظاهرات خیابانی و مطالبات [پیدرپی]توانست یک جنبش تودهای را به منظور «ملی شدن صنعت نفت» بسیج کند.
وی با استفاده از اعتصابات عمومی... طی اردیبهشتماه ۱۳۳۰، توانست مجلس را برای پذیرش لایحه ملی شدن صنعت نفت و اعطای رأی لازم برای نخستوزیری وی جهت اجرای قانون ملی شدن نفت، زیر فشار قرار دهد. عجیب نبود که مصدق، چون شمشیر دولبهای تصوّر میشد که نه تنها شرکت نفت و امپراتوری بریتانیا را تهدید میکرد، بلکه شاه و کنترل مستمر وی بر نیروهای نظامی را نیز در خطر قرار داده بود. مصدق در سِمَت نخستوزیری، اجرای برنامههایش را در پیش گرفت. همکارانش در جبهه ملی را به وزارت و کمیسیونهای مجلس گمارد.
شرکت ملی نفت ایران (NIOC) را تأسیس و مذاکره با شرکت نفت ایران و انگلیس را برای انتقال آرام کنترل مدیریت و منابع آغاز کرد و در واکنش به مقاومت انگلیسیها، به شرکت ملی نفت دستور داد تأسیسات شرکت پیشین [یعنی شرکت نفت انگلیس و ایران]ازجمله چاههای نفتی و خطوط انتقال و همچنین پالایشگاه و کلیه دفاتر آن در سراسر کشور را به تصرف درآورد. از سوی دیگر، تقابل با شاه نیز در نیمههای سال ۱۳۳۱، پس از تلاش مصدق برای اصلاح قانون انتخابات به منظور تضعیف پادشاه و اشرافِ زمیندار، به اوج رسید.
وی پس از ناکامی در اصلاح قانون، بیدرنگ پس از تکمیلشدن رأیگیری مراکز شهری و رسیدن شمار نمایندگان بهحد نصاب لازم انتخابات مجلس شانزدهم را متوقف کرد. سپس با اعلام این که در مقام نخستوزیر قانوناً حق تعیین وزیر جنگ و همچنین وزرای کابینه را دارد، دشمنی شاه را برانگیخت.
برای نخستینبار سلطهٔ شاه بر ارتش بهطور جدی در معرض تهدید قرار گرفته بود. با مقاومت شاه، مصدق موضوع را مستقیماً با مردم در میان گذاشت. وی در یک برنامه رادیویی به این استدلال متوسل شد که برای جلوگیری از تحرکات نیروهای شیطانی در به اجرا در نیامدن برنامه ملی شدن نفت، به نظارت بر نیروهای نظامی نیاز دارد.
به دنبال این اقدام، مردم بلافاصله به خیابانها ریختند و پس از سه روز اعتصاب عمومی و خونریزی، شاه را مجبور به عقبنشینی کردند؛ این بحران به «قیام سیام تیر» معروف شده است». (تاریخ ایران مدرن، یرواند آبراهامیان، صص ۲۱۵ ـ ۲۱۷.)
همچنین، آبراهامیان درباره جزئیات قیام سی تیر، در کتاب «ایران بین دو انقلاب» مینویسد: «هنگامی که تظاهرکنندگانی که به سوی مجلس میرفتند، با تانکهای ارتش روبهرو شدند، قیام آغاز شد. اوضاع شهر طی پنج ساعت بعدی آشفته بود. در این گیرودار حتی چیزی نمانده بود که یکی از برادران شاه کشته شود؛ زیرا رانندهاش ندانسته میخواست از بین تظاهرکنندگان خشمگین بگذرد.
یکی از نمایندگان هوادار مصدق هم که میکوشید معترضان خشمگین را مطمئن سازد که میتوان مسأله را بهصورتی صلحآمیز حل کرد، با سنگ مورد حمله قرار گرفت. پس از پنج ساعت تیراندازی [که به کشتار مردم منجر شده بود]فرماندهان نظامی که از میزان وفاداری نیروهایشان نگران بودند، دستور دادند تا افراد به پادگانها بازگردند و شهر را در اختیار تظاهرکنندگان قرار دهند.
یک کمیته پارلمانی بررسیکننده حوادث سی تیر، در آن هنگام، اعلام کرد که خونینترین برخوردها در چهار محله شهر روی داده است: بازار، بهویژه بازار فرشفروشان، عطاران و آهنگران که مردم با فریاد «یا حسین» بهشدت با ارتش درگیر شده بودند. مناطق کارگرنشین شرق تهران، بهویژه اطراف تأسیسات راهآهن و کارخانهها؛ مسیر دانشگاه تا مجلس و میدان بهارستان که از قدیم محل گردهمایی تظاهرکنندگان بود». (ایران بین دو انقلاب، یرواند آبراهامیان، صص ۳۳۴ ـ ۳۳۵.)
درباره «ملی شدن صنعت نفت» و اقدام مصدق با حمایت آیتالله کاشانی در این زمینه، باید یادآور شد که این مسأله به دردسر بسیار بزرگی برای انگلیس تبدیل شده بود؛ درواقع میتوان گفت که طراحی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ از سوی انگلستان و اجرای آن توسط آمریکا، برای گذر از یک بحران شدید اقتصادی بوده است.
در اینباره «اندرو اسکات کوپر» نویسنده آمریکایی در کتاب «سقوط بهشت» که گفته میشود به سفارش خانواده پهلوی و در جهت تمجید از دوران پهلوی نوشته شده، اذعان میکند: «ارتقای مصدق به مقام نخستوزیری در اردیبهشت ۱۳۳۰ و تصویب سریع لایحهٔ ملی شدن نفت، تکانه تندی را در پایتختهای کشورهای غربی موجب شد. این ضربه در هیچ کجا بیش از بریتانیا احساس نشد که اقتصاد ضعیف بعد از جنگش با درآمد حاصل از نفت ایران یاری میشد. شرکت نفت انگلیس و ایران صدها میلیون پوند به خزانه بریتانیا سرازیر و ۸۵ درصد از سوخت ناوگان سلطنتی را تأمین میکرد.
با از دست رفتن پایگاه این شرکت در ایران، اقتصاد بریتانیا با خطر ورشکستگی ملی مواجه شد. تقریباً بلافاصله مقامات بریتانیا برنامهریزی برای برکناری مصدق و تسلط بر منابع نفت ایران را آغاز کردند». (اندرو اسکات کوپر، سقوط بهشت، ترجمه رضا تقیزاده، صفحه ۱۱۱.)
منبع: فارس
12294422
مهمترین اخبار وبگردی











