اپوزیسیون ایرانی؛ فروشنده اخلاق

باشگاه خبرنگاران جوان - یک نقاشی از لامین یامال، روی سنگی از آوار خانهها در غزه، پیام تشکر مردم غزه بود از این ستاره اسپانیایی فوتبال برای بالابردن پرچم فلسطین در جشن قهرمانی بارسلونا. این تصویر که در یکی از اردوگاههای پناهندگان در غزه توسط تعدادی هنرمند کشیده شده بود، یامال را در حال تکاندادن پرچم فلسطین نشان میدهد. تصور آنکه در چنین موقعیتی به جای یامال، تصویر یک سلبریتی ایرانی را ببینیم، کمی دشوار است. سلبریتیهای ایرانی اغلب ادعای آزادیخواهی و ظلمستیزی و روشنفکری را صرفاً در فضای داخل ایران دارند و در فضای بینالملل نتوانستهاند چهرهای مستقل و مردمی از خود به نمایش بگذارند. فراتر از موضوع سلبریتیهای مدعی، جریانی که در ایران ادعای روشنفکری و آزادیخواهی دارد، در عمل در برابر بزرگترین موضوع ضدآزادی جهان یعنی اشغال فلسطین سکوت کرده است. البته در برابر اسرائیل ساکت نیست و کاملاً حامی اسرائیل ظاهر شده و حتی اسرائیل را ناجی خود میپندارد. در جهان، ضدیت با سیاستهای جنگطلبانه آمریکا و اسرائیل بخشی از زیست روشنفکری و تعریف خود در جمعیت «ضدجنگ»هاست، اما برای برخی فارسیزبانان به نظر میرسد مسائل دیگر آنقدر پررنگ بوده که حتی جذابیتهای ژست روشنفکری هم که سریعاً این افراد را مقهور خود میکند، نتوانسته آنها را جذب کند و حتی با جماعتی مواجه میشویم که حاضرند پرچم اسرائیل را روی دست بلند کنند و برای بمب و موشکی که اسرائیل و آمریکا روی سر مردم ایران میریزند، فریاد تنکیو ترامپ و تنکیو نتانیاهو سر دهند.
فلسطین؛ پرونده اخلاقی جهان
بیراه نیست اگر ادعا کنیم که جهان در دهههای پس از بهوجودآمدن اینترنت، شاهد تحولی جالبتوجه در مفهوم کنشگری سیاسی بوده است. اگر روزگاری فقط روشنفکران، نویسندگان و فیلسوفان طلایهدار اعتراضات ضدجنگ و دفاع از حقوق بشر بودند، امروزه این سلبریتیها، فوتبالیستها و ستارههای دنیای سرگرمی هستند که در قامت وجدان بیدار جامعه ظاهر میشوند. در بحبوحه حملات ویرانگر اسرائیل به نوار غزه، این چهرهها با قدرتی که از اقبال عمومی گرفتهاند، زبان گویای میلیونها انسان درمانده شدهاند. این موضع، دفاع از مردم فلسطین را نه در چهارچوب یک ایدئولوژی خاص، بلکه بهمثابه یک پرونده اخلاقی و انسانی تعریف میکند. آنها حامیان حماس یا گروههای مقاومت نیستند، با هر نوع جنگی مخالفند و همگی از زبانی استفاده میکنند که در آن «جنگ» ذاتاً شر است و هیچ بیگناهی نباید به دلیل جنگ کشته شود. این رویکرد، یک روشنفکری تمامعیار را به نمایش میگذارد: تشخیص و مقابله با رنج انسانی فراتر از مرزهای نژادی، دینی و سیاسی، و شجاعت سخنگفتن برخلاف جریان غالب قدرت.
این جریان نه در کلام و شعار و ژست که به معنای واقعی کلمه، ضدجنگ و طرفدار حق آزادی برای انسانهاست، حتی اگر این طرفداری منجر به شنا خلاف مسیر آب باشد. برای این جریان، حمایت از حقوق بشر، دفاع از حق آزادی انسانها، دموکراسیخواهی، توجه به خواستههای انسانی، فریادزدن عدالت و... همگی با حمایت از فلسطین معنا مییابد و آنها بهخوبی دریافتهاند که حمایت از فلسطین سنگ محکی برای ادعاهای انساندوستی و عدالت و حقوق بشر است. نمونههایی ازایندست را میتوان نام برد:
سوزان ساراندون، بازیگر برنده اسکار: پس از شرکت ساراندون در یک راهپیمایی بزرگ حامی فلسطین در نیویورک و انتشار سخنرانیهای آتشین علیه نسلکشی، آژانس معروف United Talent Agency قرارداد خود را با او فسخ کرد. او آگاهانه این ریسک را پذیرفت. او حتی رسانههای آمریکایی را بهصراحت متهم کرد که رنج مردم غزه را سانسور میکنند. درعینحال کنشگری مداوم از او دیده میشود و صراحتاً هم اعلام کرده که داشتن شغل و شهرت بدون انسانیت برایش بیارزش است و از عبارت «اشغالگری» بهعنوان ریشه خشونت استفاده کرد.
اریک کانتونا، ستاره پیشکسوت تیم ملی فرانسه: شهریور سال گذشته، کانتونا در سخنانی در جمع حامیان فلسطین در لندن، درخواست تعلیق فوتبال اسرائیل از سوی فیفا و یوفا را مطرح کرد و با یادآوری اتحاد جهانی در دوران آپارتاید در آفریقای جنوبی، خواستار تحریم ورزشی باشگاههای اسرائیل شد. او معتقد است «اگر بمباران کودکان فلسطینی را محکوم نکنیم، شایسته نامیدن خود بهعنوان انسان نیستیم. این نبرد بر سر یک تکه زمین نیست، این نبرد بر سر حفظ سیارهای قابلسکونت برای وجدان بشری است.» کانتونا که به اظهارات فلسفی و شاعرانه معروف است، از تصویر کودکان غزه بهعنوان نمادی از شکست تمدن مدرن یاد کرد و بدون توجه به واکنش هواداران اسرائیلی باشگاه سابقش، بر این موضع باقی ماند.
ملیسا باررا، بازیگر هالیوود: باررا به دلیل پستهای اینستاگرامی خود که در آن اسرائیل را به «نسلکشی» و «پاکسازی قومی» متهم میکرد، از قسمت هفتم فیلم ترسناک پرفروش «جیغ» اخراج شد. تهیهکنندگان صراحتاً اعلام کردند که این اخراج به دلیل موضع ضدصهیونیستی او بوده است. او پس از اخراج نیز نهتنها عذرخواهی نکرد، بلکه اعلام کرد سکوت در برابر رنج غزه را گناهی نابخشودنی میداند و از اینکه در «سمت درست تاریخ» ایستاده، خوشحال است.
راجر واترز، عضو سابق گروه موسیقی پینک فلوید: واترز سالهاست که در کنسرتهای عظیم خود از بالنهای بزرگ به شکل خوک با نشان ستاره داوود استفاده میکند و رژیم اسرائیل را یک رژیم آپارتاید و نژادپرست میخواند. مقامات آلمانی و برخی شهرهای اروپایی به دلیل این مواضع، کنسرتهای او را لغو کردند. او این اقدامات را به دادگاه کشاند و پیروز شد. او در مصاحبههایش از «نسلکشی در ملأعام» صحبت میکند و از هنرمندان میخواهد که یا حرف بزنند یا خود را در جنایت سهیم بدانند.
آنجلینا جولی، بازیگر هالیوود: او در بیانیهای نوشت: «جهان انسانیت خود را در قبال غزه از دست داده است. میلیونها شهروند عادی در سراسر جهان شاهد بیعدالتی عمیق و رنج جمعی هستند؛ اما صدای آنها سانسور میشود.» او خواستار توقف کمکهای تسلیحاتی به اسرائیل و برقراری «راهحل دو دولتی» واقعی و قطع اشغالگری شد.
این فهرست میتواند همچنان ادامه یابد و از مجال صفحه یک روزنامه فراتر رود؛ اما همین نمونهها بهوضوح نشان میدهد که در غرب، حمایت از فلسطین دیگر محدود به مسلمانان یا اعراب نیست. این یک جنبش «ضدجنگ» فراگیر بر پایه اصول حقوق بشری است. نکته قابلتأمل در رفتار این چهرهها «هزینه دادن» است؛ ازدستدادن شغل، لغو کنسرت و قرارداد. آنها حاضرند برای اعتقاد خود هزینه بدهند.
پارادوکس اپوزیسیون ایرانی با پرچم اسرائیل...
جهان امروز شاهد یک پارادوکس عمیق اخلاقی است. در عرصه بینالمللی، یکی از سنگهای محک روشنفکری اصیل، دفاع از حقوق بشر و ضدجنگ بودن، مسئله فلسطین است. روشنفکران مستقل، نویسندگان، هنرمندان و فعالان صلح در سراسر جهان، از نوآم چامسکی تا جودیت باتلر، با نفی خشونت ساختاری و تروریسم دولتی و اشغالگری، حمایت از آرمان فلسطین را نه یک موضع حزبی که یک اصل جهانشمول انسانی میدانند. آنها بهدرستی دریافتهاند که صلح پایدار بدون عدالت ممکن نیست و عدالت در خاورمیانه، بدون احقاق حقوق ازبینرفته مردم فلسطین، شعاری توخالی بیش نخواهد بود. اما در نقطه مقابل، جریانی در داخل ایران وجود دارد که مدعی روشنفکری و آزادیخواهی است؛ اما در عمل، در مقابله این روایت جهانی ایستاده است. نمیشود از حق آزادی انسان گفت و طرفدار اسرائیل بود. نمیشود خود را حامی دموکراسی معرفی کرد؛ اما حق مردم فلسطین برای تعیین سرنوشت سیاسی خود را نادیده گرفت. نمیشود ادعای حقوق بشر داشت و چشم بر روی خون هزاران انسانی که اسرائیل کشته، بست.
بخشی از اپوزیسیون ایرانی که عمدتاً از سلطنتطلبان، برخی روشنفکران لیبرال و فعالان در رسانههای فارسیزبان و طیفی از اپوزیسیون خارجنشین تشکیل شده، در یک تناقض عجیب، پرچم اسرائیل را بهعنوان نماد مبارزه با جمهوری اسلامی برمیافرازد. آنها برای توجیه این رفتار متناقض خود استدلال میکنند که دشمنِ دشمن ما، دوست ماست. در واقع محور هر نوع موضع سیاسی بینالمللی خود را مخالفت با جمهوری اسلامی قرار دادهاند و از این منظر خود را به یک ابتذال سیاسی وحشتناک رساندهاند که در آن، خود هیچ نظری ندارند و حتی توجه نمیکنند اخلاق، انسانیت و ادعاهای خودشان چه میگوید، بلکه صرفاً نگاه میکنند جمهوری اسلامی کجا ایستاده تا آنها در طرف مقابل بایستند و ابایی هم ندارند که در این مسیر، جنایت و اشغالگری و جنگ را عادیسازی کنند. همه ابتذالی که گفته شد، تا قبل از دو تجاوز نظامیای بود که ایران در یک سال گذشته تجربه کرد. با این دو جنگ و آنچه این طیف از اپوزیسیون ایرانی انجام داد، دیگر عبارت ابتذال سیاسی نمیتواند توصیف کافی برای وضعیت آنان باشد.
چه آنکه آنها در این دو جنگ در کنار اسرائیل و آمریکا ایستادند و درحالیکه بمب و موشک آمریکایی و اسرائیلی در حال آوار کردن خانههای مردم و کشتن مردم ایران بود، آنها برای آمریکا و اسرائیل هورا کشیدند که در مسیر مبارزه با جمهوری اسلامی به کمک آنها آمدهاند. این اقدام، اعتقاد آنها را به شکل عریانی به نمایش گذاشت. اعتقادی که میگوید در مسیر مبارزه سیاسی با نظام حاکم، هیچ خط قرمزی وجود ندارد و میتوان از جنایت هم دفاع کرد! این رویکرد آنها را در قامت یک جریان فاشیستی و ضدبشری نشان میدهد که برای نابودی نظام مخالف خود حاضر است از ماشین کشتار دولتی دفاع کند که مناطق مسکونی، ورزشگاهها، مدارس، بیمارستانها و زیرساختها را هدف قرار میدهد. دوگانه قابل تأملی است؛ یکسو کسانی با جنگ حتی وقتی در سرزمین آنها نیست، مخالفند و از مظلوم حتی اگر هموطن، همدین و همسو با آنها نیست، حمایت میکنند و یکسو، برای پیشبرد هدف سیاسی خود حاضر است هموطنانش کشته و آواره شوند و او از دور برای قاتلان متجاوز کمپین تشکر به راه بیندازد.
منبع: فرهیختگان
12294511
مهمترین اخبار وبگردی











