دعوای تاکتیکی، اتحاد راهبردی

باشگاه خبرنگاران جوان - سفر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی به واشنگتن، اگرچه با حاشیههایی، چون عدم استقبال رسمی یا اختلافاتی، چون اظهارات پیشین ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا و انتقادات غیرعلنی ترامپ تحلیل میشود؛ اما واقعیت این است که این اختلافات در سطح تاکتیک باقی میمانند و هیچگاه به اهداف راهبردی مشترک آمریکا و اسرائیل در مهار جمهوری اسلامی ایران خدشه وارد نمیکنند؛ لذا تکیه بر این شکافهای ظاهری و نمایشی، یک خطای محاسباتی محسوب میشود؛ چراکه در عرصه عملیاتی، واشنگتن و تلآویو کاملاً یکپارچه عمل میکنند و هرگونه تصور مانور در میان این اختلافات سطحی، جز گرفتار شدن در دام فریب رسانهای دشمن، نتیجهای در پی نخواهد داشت. بنابراین، محاسبات ایران باید بر اساس وحدت راهبردی و عملیاتی این دو متحد جداییناپذیر تنظیم شود، نه بر مبنای تنشهای زودگذر و جزئی و سطحی آنها.
در سایه اختلافات سطحی
سفر اخیر بنیامین نتانیاهو به آمریکا، هشتمین سفر او از زمان آغاز دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ، در فضایی متفاوت با دیدارهای پیشین برگزار شد. برخلاف گذشته که این سفرها با استقبال گرم، فرش قرمز و تمجیدهای پرشور از اتحاد راهبردی همراه بود، این بار نشانههایی از تنش و اختلافنظر میان دو طرف دیده میشود. گزارشهای رسانهای، بهویژه تحلیل شبکه سیانان، حاکی از آن است که این سفر در شرایطی انجام شد که دعوتنامه کاخ سفید با تأخیر صادر شد و حتی میتوان گفت مراسم تشییعجنازه سناتور لیندسی گراهام بهانهای برای این دیدار شد.
یکی از نشانههای این اختلافات، اظهارات تند جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، علیه رژیم صهیونیستی بود. ونس هشدار داد که اسرائیل در تلاش است بر سیاست خارجه آمریکا تأثیر بگذارد و واشنگتن را به سمت جنگ بکشاند. در واکنش به این اظهارات، رسانههای نزدیک به نتانیاهو و متحدان سیاسی او، ونس را به همراه جرد کوشنر و استیو ویتکاف به خرابکاری در روند مذاکرات با ایران و تأثیرگذاری منفی بر افکار عمومی آمریکا متهم کردند. جالبتوجه آنکه به گفته مقامات آمریکایی، ترامپ در فضای خصوصی لحنی تندتر از اظهارات رسمی خود دارد و در تماسهای تلفنی، نتانیاهو را به دلیل تداوم بمبارانهای لبنان «دیوانه» خوانده و او را مورد انتقاد قرار داده است.
حواشی سفر
سفر نتانیاهو با تدابیر امنیتی بیسابقهای همراه بود که نشان از نگرانی شدید از ترور او دارد. بر اساس گزارش شبکه الجزیره، این سفر کاملاً محرمانه انجام شد. هواپیمای او بهجای فرودگاه بنگوریون، از پایگاه نظامی نواتیم به پرواز درآمد و زمان آن محرمانه نگه داشته شد تا جایی که خبرنگاران نیز در این پرواز حضور نداشتند. این اقدامات در حالی صورت گرفت که حکم جلب بینالمللی نتانیاهو از سوی دیوان کیفری بینالمللی (به اتهام جنایات جنگی) همچنان پابرجاست و او از حریم هوایی کشورهای عضو این دادگاه (یونان، ایتالیا و فرانسه) عبور کرد.
موجی از انتقادات مجازی نیز حضور آزادانه یک فرد تحت تعقیب دیوان کیفری بینالمللی را نشانه بیاعتنایی آمریکا به قوانین بینالمللی دانستند. بسیاری از کاربران، دولت آمریکا را به تبعیت کامل از سیاستهای اسرائیل متهم کردند و رفتار مقاماتی مانند مارکو روبیو و پیت هگست را نشانهای از تأثیرپذیری واشنگتن از تلآویو توصیف نمودند. در تناقضی آشکار با سفرهای گذشته، ترامپ در پایگاه هوایی اندروز از نتانیاهو استقبال نکرد و هیچ مراسم رسمی برای ورود او برگزار نشد؛ حتی فرش قرمز معمول نیز پهن نشد.
لبنان و کرانه باختری در دستور کار
یکی از محورهای اصلی در این سفر، موضوع جنگ با لبنان بود. سیانان ادعا کرده نتانیاهو روز یکشنبه این هفته در نشستی با اعضای کابینه خود گفته دولت ترامپ میخواهد نیروهای اسرائیلی از مواضع خود در لبنان، غزه و سوریه عقب بکشند و نتانیاهو قصد دارد با این ایده مخالفت کند. بر اساس گزارشها، ترامپ در تماس تلفنی با نخستوزیر اسرائیل به او گفته است «همه از تو و اسرائیل متنفرند» و بر لزوم پایاندادن به جنگ علیه حزبالله فشار آورده است. این احتمال هم به شکلی قوی وجود دارد که ترامپ و نتانیاهو در برابر مسائل منطقه غرب آسیا و مشخصاً در برابر محور مقاومت تقسیم کار کرده باشند و در یک عملیات روانی، اختلاف نظرات سطحی را عمیق نشان دهند تا طرف مقابل را دچار اشتباه محاسباتی کنند.
علاوه بر لبنان، تحلیلگران معتقدند تشدید تنشها در کرانه باختری نیز یکی از دغدغههای اصلی طرف اسرائیلی است و ارتش این رژیم خود را برای یک عملیات نظامی بزرگتر در این منطقه آماده میکند. این موضوع میتواند بهعنوان بخشی از برنامه نتانیاهو برای بهرهبرداری انتخاباتی از وضعیت امنیتی تلقی شود.
و اما ایران
علیرغم اظهارات رسمی مبنی بر همنظری کامل، موضوع ایران به نقطه کانونی اختلافات تبدیل شده است. ترامپ علناً اعلام کرده به اطلاعات امنیتی نتانیاهو درباره ایران نیازی ندارد و تأکید کرده میان او و نخستوزیر اسرائیل اختلافات (هرچند کوچک) وجود دارد. گزارشها حاکی از آن است که نتانیاهو به دنبال ترغیب ترامپ برای تداوم جنگ علیه ایران است و قصد دارد با ارائه اطلاعاتی درباره برنامه هستهای، او را برای ادامه فشار متقاعد کند. بااینحال، تحلیلگران معتقدند با طولانیتر شدن جنگ و تبدیل آن به یک بنبست فرسایشی که نتوانسته اهداف اولیه آمریکا و اسرائیل را تأمین کند، خشم ترامپ از وضعیت کنونی افزایش یافته است. از یکسو، نتانیاهو به دنبال تداوم فشار بر تهران است و ازسویدیگر، ترامپ به دنبال خروج از این درگیری یا دستیابی به توافقی دیپلماتیک و گرفتن یک جشن پیروزی جعلی است. نگرانی اصلی رژیم اسرائیل از این است که اگر جنگ بدون نتیجه مشخصی رها شود و کنترل تنگه هرمز در دست ایران باقی بماند، این مسئله بهعنوان یک پیروزی بزرگ برای ایران تلقی خواهد شد.
انتخابات سرزمینهای اشغالی
در نهایت، این سفر را نمیتوان جدا از فضای سیاسی داخلی اسرائیل و انتخابات پیشرو در اکتبر (مهرماه) تحلیل کرد. نتانیاهو برای تضمین یک دوره دیگر نخستوزیری با مشکل مواجه است و از اکثریت لازم فاصله زیادی دارد. او به حمایت رئیسجمهور آمریکا برای بهبود جایگاه سیاسی خود نیاز دارد. از سویی بقای سیاسی نتانیاهو به بقای فضای جنگ گره خورده است و او در این سفر به دنبال ابزاری برای شعلهور نگهداشتن آتش درگیریهاست تا بتواند جایگاه خود را در عرصه سیاست داخلی حفظ کند.
اختلافات سطحی نباید مبنای محاسبه ایران باشد
برخی رسانهها و تحلیلها بر شکافها و اختلافات ظاهری میان دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو دامن زدهاند؛ از اظهارات تند جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، گرفته تا انتقادات پشت درهای بسته ترامپ از نخستوزیر اسرائیل. بااینحال، طبیعی است که ایران نمیتواند به این اختلافات تاکتیکی اعتنایی داشته باشد و توجه به این دست اختلافات برای محاسبات خود، یک خطای بزرگ و ناشی از سادهانگاری عمیق در عرصه سیاست بینالملل خواهد بود.
نخست آنکه این اختلافات، ریشه و عمقی ندارند و در سطح تاکتیک و روشهای مدیریت جنگ باقی میمانند. همانطور که خود نتانیاهو نیز اذعان کرده، این اختلافات صرفاً «تاکتیکی» هستند و دو طرف در مورد «اهداف کلان»، بهویژه مهار ایران کاملاً همنظرند. ترامپ نیز در اظهارات رسمی خود تصریح کرده با نتانیاهو «همسو» است و اختلافشان «کوچک» و قابلچشمپوشی است. این اظهارات نشان میدهد که در عمق ماجرا، هم آمریکا و هم اسرائیل، ایران را بهعنوان تهدیدی مشترک مینگرند و بر سر اصل تقابل با آن وحدت نظری عمیق دارند.
دوم آنکه، در عرصه عملیاتی و میدانی، رفتار آمریکا و اسرائیل کاملاً یکپارچه و هماهنگ است. حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران در جریان جنگ رمضان و هماهنگی کامل نظامی آنها، گواه این مدعاست. حتی جنگ ۱۲ روزه هم علیرغم آنکه صرفاً با حملات اسرائیل بود و آمریکا تنها یک عملیات علیه تأسیسات هستهای ایران انجام داد؛ اما جدا از هماهنگی کامل نتانیاهو و ترامپ نبود. بنابراین، ایران به درستی بر اختلافات لفظی در چنین شرایطی تکیه نمیکند، زیرا روشن است که هیچ نوع شکاف قابل بهرهبرداری برای ایران، میان آمریکا و اسرائیل وجود ندارد.
سوم، پیگیری سیاست «بازی در شکاف اختلافات دشمنان» در این شرایط، نهتنها بینتیجه، بلکه خطرناک است. آمریکا و اسرائیل در برابر ایران، یک دست واحد را تشکیل میدهند و هرگونه محاسبه بر اساس واگرایی آنها، نمیتواند واقعی باشد. اگر کسی در ایران تصور کند که میتواند با بهرهگیری از این اختلافات سطحی، بین واشنگتن و تلآویو مانور دهد، در دام یک «بازی رسانهای» گرفتار خواهد شد که خود این دو بازیگر برای فریب طرف مقابل طراحی کردهاند. بسیاری از کارشناسان معتقدند برجستهسازی این اختلافات، خود یکی از تاکتیکهای فریب رسانهای برای ایجاد امید واهی در تهران و تضعیف هوشیاری نظامی و دیپلماتیک آن است؛ بنابراین ایران باید با درک این واقعیت که آمریکا و اسرائیل در تقابل با منافع جمهوری اسلامی ایران، متحدانی جداییناپذیرند، سیاستهای بازدارندگی خود را بدون اعتنا به اختلافات جزئی و سطحی و شاید هم نمایشی آنها ادامه دهد و تنها بر توانمندیهای درونی و قدرت میدانی خود تکیه کند. هوشمندی و تجربه سیاسی به ایران میگوید که در تقابل آمریکا و اسرائیل با ایران، به شکل واحد و با اسلحهای واحد و سیاستی واحد آماده شلیک باشد.
منبع: فرهیختگان آنلاین
12296652
مهمترین اخبار وبگردی











