چرا گاهی از مردم بیشتر از خدا میترسیم

باشگاه خبرنگاران جوان - آیات ۱۰ تا ۱۶ سوره حشر، در ادامه ترسیم جامعه مؤمنان و ویژگیهای آنان، دو جبهه متفاوت را مقابل هم قرار میدهد، از یک سو مؤمنانی که حتی نسبت به نسلهای پیشین اهل ایمان احساس برادری دارند و برای پاک ماندن دلشان از کینه دعا میکنند و از سوی دیگر منافقانی که با وعدههای پرطمطراق، دیگران را به ایستادگی دعوت میکنند، اما در لحظه آزمون، تنها میمانند.
در نگاه علامه طباطبایی در «المیزان»، این آیات فقط گزارشی از یک ماجرای تاریخی نیست بلکه پردهای از یک سنت همیشگی در روابط اجتماعی و سیاسی انسانهاست: ایمان، پیوندی واقعی ایجاد میکند و نفاق، اتحادهایی ظاهری و شکننده میسازد.
مؤمن واقعی حتی برای نسلهای قبل دعا میکند
آیه ۱۰ با تصویری متفاوت از روابط میان اهل ایمان آغاز میشود «وَالَّذِینَ جَاءُوا مِنْ بَعْدِهِمْ...» یعنی کسانی که پس از مهاجران و انصار آمدند، میگویند که «رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ».
ایمان حقیقی، انسان را در محدوده زمان و منافع شخصی محصور نمیکند. مؤمن، خود را ادامه یک جریان ایمانی میبیند و برای کسانی که پیش از او در این مسیر قدم گذاشتهاند، طلب مغفرت میکند. به همین دلیل بلافاصله میگوید که «وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِلَّذِینَ آمَنُوا»؛ خدایا در دل ما نسبت به مؤمنان کینهای قرار مده.
اینجا «غِلّ» فقط یک ناراحتی ساده نیست؛ کینه و دشمنی پنهانی است که میتواند پیوند جامعه مؤمنان را از درون فرسوده کند؛ بنابراین یکی از نشانههای ایمان اجتماعی، فقط محبت زبانی نیست؛ بلکه تلاش برای پاک کردن دل از کینه نسبت به اهل ایمان است.
وعدههایی که در لحظه خطر فرو میریزند
از آیه ۱۱، فضای آیات تغییر میکند. قرآن از منافقانی سخن میگوید که به کافران اهل کتاب وعده میدهند که «لَئِنْ أُخْرِجْتُمْ لَنَخْرُجَنَّ مَعَکُمْ» اگر شما را بیرون کنند، ما نیز با شما خارج میشویم، و حتی وعده میدهند که «وَإِنْ قُوتِلْتُمْ لَنَنْصُرَنَّکُمْ». اما قرآن بلافاصله این ادعا را با جملهای قاطع کنار میزند «وَاللَّهُ یَشْهَدُ إِنَّهُمْ لَکَاذِبُونَ».
از نگاه المیزان، اینجا مسئله اصلی فقط دروغ گفتن چند نفر نیست؛ بلکه ماهیت نفاق آشکار میشود. منافق برای حفظ موقعیت خود، سخنانی میگوید که در ظاهر نشاندهنده وفاداری است، اما، چون این وعده از ایمان و باور درونی سرچشمه نگرفته، در میدان عمل دوام نمیآورد.
آیه ۱۲ نیز همین حقیقت را روشنتر میکند «لَئِنْ أُخْرِجُوا لَا یَخْرُجُونَ مَعَهُمْ وَإِنْ قُوتِلُوا لَا یَنْصُرُونَهُمْ». وعدهها بسیار بزرگ است، اما پشتوانهای واقعی ندارد.
ترس از مردم، وقتی جای ترس از خدا را میگیرد
آیه ۱۳ یکی از عمیقترین نکات این بخش را بیان میکند «لَأَنْتُمْ أَشَدُّ رَهْبَةً فِی صُدُورِهِمْ مِنَ اللَّهِ». در ظاهر ممکن است انسان تصور کند کسی که از خدا میترسد، در برابر انسانها دچار ترس نمیشود؛ اما قرآن درباره این گروه میگوید ترس آنان از مردم از ترسشان نسبت به خدا شدیدتر است.
علامه طباطبایی این وضعیت را نشانه ضعف فهم و فقدان بصیرت میداند؛ زیرا کسی که حقیقت قدرت الهی را درک نکرده باشد، قدرتهای محدود انسانی را بزرگتر از اندازه واقعیشان میبیند. این نکته فراتر از یک ماجرای تاریخی است وقتی محاسبات مادی جای ایمان و عقل را بگیرد، انسان ممکن است از قدرت ظاهری دشمن بترسد، اما نسبت به مسئولیت خود در برابر خدا بیتفاوت شود.
اتحاد ظاهری، دلهای پراکنده
آیه ۱۴ تصویر بسیار دقیقی از یک جامعه متزلزل ارائه میدهد: «تَحْسَبُهُمْ جَمِیعًا وَقُلُوبُهُمْ شَتَّیٰ» آنان را متحد میپنداری، در حالی که دلهایشان پراکنده است. این جمله یکی از محورهای اصلی این بخش است. ممکن است گروهی از نظر ظاهری کنار یکدیگر قرار بگیرند، اما این نزدیکی الزاماً به معنای وحدت واقعی نیست. قرآن حتی میگوید «بَأْسُهُمْ بَیْنَهُمْ شَدِیدٌ» شدت درگیری و دشمنی آنان با یکدیگر زیاد است.
در منطق المیزان، جامعهای که بر پایه حق و عقل شکل نگرفته باشد، ممکن است در برابر یک هدف مشترک موقتاً متحد شود، اما در درون خود از اختلاف و تضاد رنج ببرد؛ بنابراین وحدت حقیقی، تنها کنار هم ایستادن نیست؛ دلها نیز باید در یک مسیر قرار گرفته باشند.
پایان کار وعدههای شیطانی
آیه ۱۵ نمونهای تاریخی از این سرنوشت را یادآوری میکند «ذَاقُوا وَبَالَ أَمْرِهِمْ»؛ آنان نتیجه تلخ عملکرد خود را چشیدند. سپس آیه ۱۶ یک گام جلوتر میرود و ریشه این الگو را در «شیطان» نشان میدهد که «کَمَثَلِ الشَّیْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اکْفُرْ». شیطان انسان را به سقوط میکشاند، اما وقتی انسان گرفتار شد، اعلام برائت میکند: «إِنِّی بَرِیءٌ مِنْکَ». این همان منطق وعدههای دروغین است، دعوتکننده تا زمانی همراه است که منافعش اقتضا کند؛ اما وقتی هزینه تصمیم فرا میرسد، مسئولیت را بر دوش دیگری میگذارد.
از کینه تا نفاق، دو مسیر متفاوت
مجموع این آیات یک تقابل روشن میسازد. مؤمنان در آیه ۱۰ از خدا میخواهند دلشان از «غِل» پاک بماند منافقان در آیات بعد، با وعدههای دروغین دیگران را به مسیری خطرناک میکشانند. یک گروه با دعا، برادری و پیوند ایمانی خود را حفظ میکند و گروه دیگر با ترس، منفعت و وعدههای توخالی به یکدیگر وابسته است.
پیام نهایی آیات این است که هر اتحادی الزاماً قدرت نیست و هر وعدهای الزاماً پشتوانه ندارد. آنچه یک جامعه را در برابر بحرانها پایدار میکند، پیوندی است که از ایمان، عقل و حقیقت سرچشمه گرفته باشد؛ و اگر دلها «شَتَّیٰ» شود، حتی پر سر و صداترین اتحادها نیز ممکن است در نخستین آزمون فرو بریزد.
منبع: فارس
12300535
مهمترین اخبار وبگردی











