پیمانشکنی DNA تمدنی غرب؛ ایران استثنای بدعهدی آمریکا نیست

باشگاه خبرنگاران جوان - پیمانشکنی در غرب یک اشتباه نیست که نیازی به پوزش داشته باشد بلکه راهبردی هدفمند و بخشی از هویت رفتاری آنهاست. مذاکره و دیپلماسی در غرب ابزاری است تا به وسیله آن، ضمن دادن وعدههای پوچ، زمان بخرند، حریف را غافل کنند و در فرصت مناسب ضربه بزنند؛ دقیقاً مشابه آنچه در تفاهمنامه اسلامآباد میان رؤسای جمهور ایران و آمریکا رخ داد.
۱. ریشههای فکری بدعهدی؛ از ماکیاولی تا سکولاریسم
این رفتار ریشه در فلسفه سیاسی آنها و مکاتبی، چون ماکیاولیسم، سکولاریسم و امپریالیسم دارد. در نگاه مادیگرایانه غربیها، هیچچیز بالاتر از سود، منفعت و فردیت نیست. سیاست که از ارزشهای الهی جدا شود، شکستن پیمان برای حفظ قدرت، نوعی «هوش سیاسی» تلقی میشود نه بیاخلاقی. در این مکاتب، فردیت و منافع شخصی بالاتر از اصول اخلاقی قرار دارد. سکولاریسم، دین و اخلاق را از سیاست جدا و راه را برای بیاخلاقی باز کرد. سیاست که از ارزشهای الهی جدا شد، دیگر راستی و درستی معنایی ندارد. امپریالیسم سلطهجویی بر کشورها و ملتهاست و قدرت معتقد به این ایدئولوژی که برای غارت کشورها و سلطه بر آنها تلاش نظاممند میکند، به عهد و قول و پیمان پایبند نمیماند. در ماکیاولیسم هدف، وسیله را توجیه میکند و حاکم برای حفظ قدرت، ملزم است در صورت نیاز از فریب، مکر و حتی خشونت بدون ملاحظات اخلاقی استفاده کند.
نیکولو ماکیاولی، بنیانگذار واقعگرایی سیاسی در غرب در کتاب مشهور «شهریار» اینگونه تجویز کرده است: «یک فرمانروای زیرک نمیتواند و نباید به پیمان خود پایبند بماند، زمانی که این پایبندی به ضرر او تمام شود».
درباره مؤیدات آکادمیکِ عهدشکنی در غرب میتوان به دیدگاه جان مرشایمر، نظریه پرداز واقع گرایی تهاجمی و استاد برجسته روابط بین الملل اشاره کرد. وی معتقد است در نظام بینالملل، نهادهای حقوقی و قراردادها تنها ابزارهایی در دست قدرتهای بزرگ برای پیشبرد منافعشان هستند و هرگاه توازن قوا ایجاب کند، این قراردادها نادیده گرفته میشوند. به همین قرار، نوآم چامسکی، اندیشمند و زبانشناس منتقد آمریکایی بارها اثبات کرده است که آمریکا قوانین بینالمللی را فقط برای مهار دیگران وضع کرده و خودش بزرگترین ناقض آنهاست.
در این سو، امام شهید انقلاب اول فروردین ۹۳ تأکید کردهاند: «طبیعت دنیایی که با افکار مادّی اداره میشود، همین است؛ هر که احساس قدرت بکند... زورگویی خواهد کرد.» ایشان پیشتر هشدار داده بودند که عقبنشینی در مسئله هستهای، به معنای پایان یافتن بهانهجوییهای آمریکا نخواهد بود.
استاد شهید مرتضی مطهری نیز در نقد جریان فکری غرب تأکید دارد که وقتی زیربنای یک تمدن، نگاه مادی و منفعتمحور (اومانیسم غیرالهی) باشد، هیچ ضمانت اجرایی درونی برای اخلاق و وفای به عهد باقی نمیماند. حقوق بشر و قوانین بینالمللی در این تمدن تا زمانی اعتبار دارند که با منافع مادی در تضاد نباشند. افزون بر این، آیتالله جوادی آملی در مبانی تفکر اسلامی اشاره میکنند که خوی «استکبار» ذاتاً با وفای به عهد در تضاد است (برگرفته از مفاهیم قرآنی که مستکبرین را فاقد عهد میداند: لا أَیْمانَ لَهُمْ).
۲. بدعهدی سیستماتیک غرب با جهان
این الگوی عهدشکنی تنها به ایران محدود نمیشود، بلکه رفتاری سیستماتیک در سراسر جهان است. غرب در هر نقطهای قدم گذاشته، ردپای پیمانشکنی بر جای گذاشته است: وعده ناتو مبنی بر عدم گسترش به شرق شکسته شد؛ وعده حمایت از مردم لیبی به کودتا انجامید؛ بهانه عدم دموکراسی به حمله به عراق منجر شد، در حالی که هدف اصلی تسلط بر نفت و مهار ایران بود و در افغانستان نیز جز کشتار و ویرانی ثمرهای نداشتند. برنامههای اقتصادی غرب در آفریقا نیز تنها برای ایجاد وابستگی و سلطه بیشتر بود. آمریکا حتی به متحدان خود رحم نمیکند و قوانین بینالمللی را صرفاً به عنوان ابزاری برای مهار و فشار بر کشورهای در حال توسعه وضع کرده است.
وعده مکتوب جیمز بیکر، وزیر خارجه وقت آمریکا به گورباچف مبنی بر اینکه دامنه ناتو «حتی یک اینچ به سمت شرق» گسترش نخواهد یافت، نمونه دیگری از این عهدشکنی است.
۳. سیاهچاله قراردادها با ایران؛ از الجزایر تا برجام
در روابط با ایران، هرگاه ما به دنبال توافق بودیم، آنها به دنبال فریب بودند. قرارداد الجزایر و توافق آزادی گروگانها در لبنان از نمونههای بارز این نقض عهد هستند. در اوایل دهه هشتاد، اروپاییها با توافقهای سعدآباد، بروکسل و پاریس، برنامه هستهای ایران را به مدت دو سال و نیم تعلیق کردند. آنها شش ماه اعتمادسازی داوطلبانه ایران را به مطالبهای برای «تعلیق دائمی» تبدیل کردند! برجام نیز در هر سه دولت اوباما، بایدن و ترامپ نقض شد. آمریکا نه تنها به وعدههایش عمل نکرد، بلکه تحریمها و فتنهگریها را گسترش داد به و ترور سردار سلیمانی و شهید فخریزاده اقدام کرد.
۴. انتظار امانتداری از گرگ، نشانه بلاهت است
در ماهها و سالهای اخیر، با وجود چندین دوره مذاکره دولت جدید با آمریکا، آنها همزمان جنگ و فتنه را به ما تحمیل کردهاند. اعترافات مقامات غربی نشان میدهد که از مذاکره به عنوان عملیات فریب برای حملات غافلگیرانه استفاده میکنند. ما با تمدنی مواجهیم که کلمات برایش پوششی برای شرارت است. انتظار امانتداری از گرگی که ذاتش دریدن است، نشانه بلاهت و راهی به سوی نابودی است. در چنین شرایطی، تجویز نسخه شکستخورده اعتماد به دشمن توسط جریانهای غربگرا و آمریکازده، در خوشبینانهترین حالت از روی ناآگاهی یا حماقت است. این جریانها همانگونه عمل میکنند که سلطهگری غربی انتظار دارد.
تنها مسیر صحیح، شناخت دقیق ذات استکباری و فریبکار این تمدن متکی بر نقض عهد، پرهیز از افتادن در دام مذاکرات خسارتبار و تمرکز بر تقویت اقتدار و توانمندیهای ملی است.
منبع: فارس
12294190
مهمترین اخبار وبگردی











