شرط ازدواجم با حاج رمضان پوشیدن لباس با یک رنگ خاص بود

باشگاه خبرنگاران جوان- روز پاسدار بهانهای شد تا سراغ همسر سردار شهید سعید ایزدی، یکی از پاسداران گمنام کشورمان برویم که تازه بعد از شهادت با این جمله معروف شد؛ اگر مرا صهیونیستها شهید کردند، نیازی نیست انتقام مرا بگیرید. من خودم قبلاً انتقام خودم را از اینها گرفتهام.
از همان ابتدای صحبت متوجه میشویم که روز پاسدار همزمان با سالگرد ازدواجشان است و صحبتهایمان کشیده میشود به مراسم ازدواجشان.
دو سال خواستگاریشان طول کشید. پدر دوست داشت درسش را ادامه بدهد و با ازدواجش با حاج رمضان مخالفت میکرد. سال ۶۲ بود که بالاخره رضایت داد. حاج رمضان از حضرت امام برای فروردینماه وقت گرفته بود تا خطبه عقد را بخواند، اما خواهرزادهاش به شهادت رسید. به احترام شهید عقد را عقب انداختند. زمان عقد افتاد به ۲۶ اردیبهشتماه که همزمان شد با روز پاسدار.
از عقد بدون شیرینی تا بدرقه به جبهه
مشکلی نداشتید که همسرتان نظامی بودند؟
سالاری: این آرزوی من بود که همسر من لباس سبز پاسداری را تن کند. شرط من این بود که تا آخر عمر با همین لباس همراه من باشد. میپرسم: پس سر سفره عقد هم با لباس پاسداری نشستند؟ و جواب میشنوم: عزیزم کدام سفره؟ ما حتی یک جعبه شیرینی هم نخریدیم. خدمت امامجمعه شهرمان، پسر آیتالله اشرفی اصفهانی رفتیم و ایشان خطبه عقدمان را خواندند. آن موقع در شهرستان سنقر کرمانشاه زندگی میکردیم. بهمحض اینکه عقد کردیم، حاج رمضان از همان جا راهی جبهه شد و من به منزل خودمان رفتم. بعد از دو هفته تازه حاجآقا از منطقه برگشتند.
فلسطین محور بود، اما مأموریتش امنیت ایران بود
چرا حاج رمضان را بعد از شهادت همه شناختند؟
سالاری: حاجآقا هم شرایط کاریاش ایجاب میکرد و هم شخصیتش طوری بود که دوست نداشت جلوی دوربین قرار بگیرد یا اینکه بخواهد کارهایش را نشان بدهد و شرایط کاریش هم همین را ایجاب میکرد. سالها بود که ایشان در قضیه فلسطین کار میکرد و نقش بسیار مهمی در وحدت گروههای فلسطینی و متحد کردن جبهههای مختلف مقاومت. نه فقط در فلسطین در جبهههای دیگر مقاومت هم فعالیت داشت. اما محور کار ایشان فلسطین بود. ما الان در اتفاقاتی که در کشورمان افتاد، متوجه شدیم که چرا باید بچههای ما سالهای سال در گمنامی و در غربت باید خدمت میکردند تا بچههای ما در آرامش و امنیت بخوابند. وقتی که دشمن یکییکی این بچهها را از ما گرفت، مردم ما طعم ناامنی را در همین هفته گذشته چشیدند. مردم ما طعم ناامنی را در جنگ ۱۲ روزه چشیدند. هیچچیزی جای امنیت نمیگیرد.
این فرماندهان و این سرداران و این شهدایی که ما در جبهههای مختلف تقدیم کردیم، باعث امنیت کشورمان شدهاند. عمر انقلاب ما نزدیک به ۵۰ سال شده و این امنیت، این آرامشی که ما الان داریم، این رشد و پیشرفت علمی که در دانشگاهها داریم، ماهوارههایی که میفرستیم، حاصل نمیشد مگر با جانفشانی و فداکاری این شهدایی که رفتند و جانشان را فدا کردند. همسر بنده هم یکی از این شهدا بود.
زنی که پشت جبهه مقاومت ایستاد
باتوجهبه اینکه حاج رمضان تقریباً هیچوقت نبودند، شما چطور دوری ایشان را تحمل میکردید؟
سالاری: من در تمام این سالها کنارش بودم. در تمام مناطق جنگی با ایشان بودم. از دو ماه بعد از ازدواج دیگر مرتب همراهش بودم. سالهای سال که حاج رمضان در کشورهای دیگر خدمت میکرد، کنارش بودم. این همراهی خیلی هم سخت بود. من بزرگشدن خواهر و برادرهایم را اصلاً ندیدم. در سختیها هیچوقت کنار خانوادهام نبودم. سالها پدرم در خانه روی تخت بستری بود و من هیچوقت نتوانستم کمکی برای خانوادهام باشم ولی احساس میکردم کنار حاجآقا بودن و در سنگری که ایشان هست، حمایت روحی از ایشان بر من واجب است. بر خودم واجب میدانستم همراه ایشان باشم. حاج رمضان همیشه به من میگفت: من در محضر خدا شهادت میدهم که شما شریک کار من هستید. من را شریک جهاد خودشان میدانستند و این باعث افتخار من بود. چه چیزی بهتر از این که ما شریک جهاد یک مجاهد باشم.
ایستادن در برابر دشمنی که مرزی نمیشناسد
شما فکر نکردید برای دفاع از یک کشور دیگر چرا باید این همه سختی را تحمل کنید؟
سالاری: من وظیفه خودم دیدم. احساس کردم جهاد من هم حمایت از همسرم است. ما در مقابل دشمنی ایستاده بودیم که هیچ حد و مرزی برای خودش قائل نیست. رژیم صهیونیستی اعتقاد دارد که تمام دنیا متعلق به اسرائیل است. آنها در ابتدا میگفتند از نیل تا فرات ولی الان این فکر اینا این است که تمام دنیا باید در خدمت صهیونیست باشد. ما در مقابل کشوری مقاومت میکردیم که فکرش به تأخیر بیفتد و نتواند این فکرش را عملی کند. این دفاع از کشور دیگری نبود. این جبهه یعنی دقیقاً همین قضیه کربلا بود.
یعنی باید تصور کنید که اگر امام حسین (ع) الان زنده بودند، از کدام جبهه دفاع میکردند؟ آیا امام حسین ساکت مینشستند که مثلاً مردم غزه، مردم فلسطین و مردم لبنان کشته شوند؟ آیا امام حسین (ع) بیتفاوت بود و فقط میآمد در مسجد مثلاً احکام فقهی میگفتند. نه قطعاً اینطور نبود. چون در همان زمان هم امام حسین (ع) میتوانستند در مکه بنشینند و احکام فقهی بگویند، اما امام همراه با خانوادهشان با زن و بچهشان با تمام اعضای خانوادهشان هجرت کردند. یک هجرت بسیار سخت را انتخاب کرد و در دشت کربلا به سختترین وضع شهید شدند. مصیبتی نبود که امام حسین (ع) و خانوادهشان تحمل نکرده باشند. امام حسین (ع) هم میتوانست بگوید که به من ربطی ندارد. چرا من باید در عراق شهید شوم؟
اینجا بحث جبهه حق و باطل است. ما وقتی که انقلاب کردیم در صف جبهه حق قرار گرفتیم و طرف مقابل ما جبهه باطل بود. حالا ممکن است این جبهه مسافتش طولانیتر باشد، ما همان جا میرویم و دفاع میکنیم ولی یکوقتی هم میآید در خانه خودمان، مثل همین هفتههای گذشته. ما باید در خانه خودمان مبارزه کنیم، دفاع کنیم. فقط باید بشناسیم که حق کجاست و به گفته حضرت آقا جایگاه مهم خودمان انتخاب کنیم و ببینیم کجا ایستادیم. جایی که ایستادیم حق است یا باطل. حالا در هر زمانی فرقی نمیکند. چون در همه عرصههای تاریخ همیشه ما کربلا داشتیم. همیشه حسین داشتیم و همیشه یزید داشتیم. ما باید بتوانیم انتخاب کنیم و خوب دفاع کنیم.
سادهترین شعار یک سردار: در هر جا که هستی، همانجا دفاع کن
مهمترین خصوصیت اخلاقی که در حاج رمضان دیدید چه بود؟
سالاری: ایشان اتصال قوی به خداوند داشت. متشرع بودن و صبر در جبهه جهاد. اعتقاد داشت که این نصرت الهی همیشه هست. در هر شرایطی شجاعت مقابله با دشمن را داشت حتی در شرایط سختی که شاید خیلیها فکر میکردند که ممکن است پیروز نشود ولی حاج رمضان معتقد بود که در هر جایی که هستید باید همان جا دفاع کنید و از هیچچیز نترسید. یکی ولایتپذیری ایشان بود. سفارش ایشان به اطاعت از ولایت و اعتقاد داشتند که کلام ولی یعنی کلام امامزمان (عج). یعنی اگر به ولایت اعتقاد داریم دیگر، چون وچرایی برای آن نباید قائل شویم. دیگر نباید صحبتهای ولیفقیه را تفسیر کنیم. البته ویژگیهای بارز زیادی داشتند ولی همین بس که حاج رمضان یک بنده واقعی خدا و مجاهدی بود که برای رضای خدا جنگید.
تهدید ترامپ علیه رهبری، دلیل محکمتر ما برای حمایت است
اگر بخواهید از طرف حاج رمضان به جوانان امروزی پیامی برسانید، چه میگویید؟
سالاری: الان مهمترین پیام شهدا به ما این است که پشت ولی فقیه و رهبرمان را خالی نکنیم. این قرآن و ارتباطمان با خدا و دین است که ما را به جایی میرساند. باید ببینیم دشمن کدام نقطه را میخواهد بزند. دشمن میخواهد مسجد را بزند. دشمن میخواهد روحانیت را بزند. دشمن میخواهد قرآن را بزند. پس یعنی دشمن از اینها ضربه خورده است. چرا باید در این فتنه اخیر ما ۲۵۰ مسجدمان بسوزد؟ یعنی اینکه دشمن از مسجد ضربه خورده است. پس ما باید ببینیم که نوک پیکان دشمن به کدام سمت است. همانجا را باید تقویت کنیم. وقتی ترامپ حضرت آقا را تهدید میکند، پس باید پشت ولیمان را خالی نکنیم واز حضرت آقا حمایت کنیم.
منبع: فارس
12255378
مهمترین اخبار وبگردی











