احساس گناه بازمانده چیست و چگونه با آن کنار بیاییم؟

باشگاه خبرنگاران جوان - بیش از دو هفته از قطع دسترسی ایرانیان به شبکه جهانی اینترنت میگذرد. هرچند در روزهای اخیر، دسترسی به برخی سرویسها مثل گوگل و چتجیپیتی در برخی اپراتورها امکانپذیر شده، اما هنوز وضعیت فاصلهی چشمگیری با آن چیزی دارد که یک ماه پیش تجربه میکردیم.
احتمالاً برخی از شما نیز بعد از دو هفته بیخبری مطلق از دنیای بیرون به طریقی توانستهاید بالاخره به دوستانتان در تلگرام پیام بدهید و به اینستاگرام، ایکس و سایر شبکههای اجتماعی دسترسی پیدا کنید. هرچند آنلاینشدن دوبارهی افراد خبر خوبی محسوب میشود، ممکن است پس از مواجهه با اخبار دلخراش و ناراحتکنندهی این روزها، دچار احساس عجیبی از شرم و خجالت در خود شوید؛ اینکه چرا با وجود جانباختن شمار بالایی از هموطنان و شاید نزدیکان و دوستانم، من زنده ماندهام.
آنچه تجربه میکنید، طبیعی است و ابراز آن هیچ اشکالی ندارد. این وضعیت، احساس گناه بازمانده (Survivor’s Guilt) نام دارد و در افرادی شکل میگیرد که از موقعیتی مرگبار جان سالم بهدر بردهاند، در حالی که دیگران جانشان را از دست دادهاند. برخی از افراد مبتلا به این احساس گناه باور دارند که میتوانستند کار بیشتری انجام دهند، برخی دیگر احساس گناه میکنند، زیرا فرد دیگری برای نجات آنها جان باخته است و برخی دیگر جانباختگان را شایستهتر از خودشان برای زندهبودن میدانند.
هرچند مفهوم «احساس گناه بازمانده» در ابتدا برای توصیف احساسات بازماندگان هولوکاست بهکار میرفت، بعدها به موقعیتهای مرگبار دیگر نیز تعمیم داده شد؛ مانند تصادفات رانندگی، جنگها، کشتارها و بلایای طبیعی.
احساس گناه بازمانده همچنین در میان افرادی که از آسیبهای پزشکی جان سالم به در بردهاند، شایع است؛ مانند بازماندگان همهگیری ایدز. همچنین برخی از بازماندگان سرطان نیز اگر زنده بمانند، درحالیکه شاهد جانباختن دیگران بودهاند، چنین احساسی را تجربه میکنند.
آیا احساس گناه بازمانده یک اختلال است؟
در نسخه فعلی راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5)، احساس گناه بازمانده بهعنوان یکی از علائم اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) در نظر گرفته میشود. این احساس میتواند بخشی از علائم شناختی و خلقی PTSD باشد که شامل احساسات گناه غیرواقعبینانه و افکار منفی درباره خود است.
بااینحال، مهم است بدانیم که افراد میتوانند بدون داشتن PTSD دچار احساس گناه بازمانده شوند و برعکس، ممکن است کسی PTSD داشته باشد، اما حس گناه بازمانده را تجربه نکند.
علائم حس گناه بازمانده
شدت و دامنهی احساس گناه بازمانده متفاوت است. این علائم میتوانند هم روانشناختی باشند و هم جسمی و اغلب شبیه علائم PTSD هستند. شایعترین علائم روانشناختی به شرح زیر است:
- احساس درماندگی
- فلشبک یا بازگشت ذهنی به رویداد آسیبزا
- تحریکپذیری
- بیانگیزگی
- نوسانات خلقی و فورانهای خشم
- افکار وسواسی درباره رویداد
- افکار خودکشی
علائم جسمی شایع نیز عبارتاند از:
- تغییر در اشتها
- اختلال در خواب
- سردرد
- تهوع یا دلدرد
- تپش قلب
احساس گناه بازمانده میتواند تأثیر جدی بر زندگی و عملکرد فرد داشته باشد و نشان میدهد که به پژوهشهای بیشتری برای یافتن راههای مؤثر کمک به افراد در مواجهه با این احساس نیاز است.
اگر فکر میکنید حس گناه و شرم ناشی از زندهماندن، عملکردتان را مختل کرده یا حتی بدتر، دچار افکار خودکشی شدهاید، توصیه میکنیم با گرفتن شمارهی ۱۲۳، با مشاورهی تلفنی رایگان اورژانس اجتماعی صحبت کنید.
پشیمانی، نشخوار فکری و سوگیری پسنگر
پس از یک آسیب روانی، افراد ممکن است احساس پشیمانی را نیز تجربه کنند. آنها بارها و بارها رویداد را در ذهن مرور میکنند و به کارهایی فکر میکنند که «میتوانستند» یا «باید» انجام میدادند و بهگمان خودشان نتیجه را تغییر میداد. این مرور مکرر میتواند احساس گناه را تشدید کند؛ بهویژه اگر فرد باور داشته باشد که اعمالش یا بیعملیاش، به تشدید عواقب منجر شده است.
در بسیاری از موارد، این نشخوار فکری تحتتأثیر پدیدهای به نام سوگیری پسنگر (Hindsight Bias) است. در این وضعیت، افراد به گذشته نگاه میکنند و توانایی خود برای پیشبینی نتیجه را بیشازحد واقعی برآورد میکنند؛ زیرا احساس میکنند «باید میدانستند چه اتفاقی میافتد»، به این باور میرسند که «باید میتوانستند نتیجه را تغییر دهند».
همچنین این احتمال وجود دارد که پس از مواجهه با مرگ فردی جوان، سرزنده و پرامید، بسیاری از بازماندگان دچار نوعی پشیمانی و نشخوار فکری شوند که ریشه در همان سوگیری پسنگر دارد. ذهن آنها مدام به مقایسهی خود با فرد ازدسترفته میپردازد و این پرسش آزاردهنده شکل میگیرد که «او بیش از من عاشق زندگی بود، کاش من بهجای او میمردم».
با انجام مقایسه، فرد ارزش و معنای زندگی خود را کمرنگ میکند و با نگاهی پسنگر، مرگ را نه به عوامل تصادفی، ساختاری یا خارج از کنترل، بلکه به مفاهیمی مانند شایستگی، میزان عشق به زندگی یا «بهتر بودن» اخلاقی نسبت میدهد؛ گویی زندهماندن او نتیجهی ناعادلانهی یک انتخاب بوده است. این نوع تفکر، هرچند از همدلی و اندوه عمیق سرچشمه میگیرد، با تحریف واقعیت همراه است و میتواند احساس گناه و رنج روانی را تشدید کند.
علتهای حس گناه بازمانده
احساس گناه بازمانده در افرادی رخ میدهد که نوعی آسیب روانی را تجربه کردهاند، اما تمام کسانی که چنین تجربهای دارند، دچار این احساس نمیشوند.
مفهومی در روانشناسی به نام کانون کنترل (locus of control) میتواند نقش مهمی داشته باشد. برخی افراد بیشتر تمایل دارند خود را مقصر بدانند. آنها هنگام تلاش برای توضیح رویدادها، علت را به ویژگیهای شخصی و نه عوامل بیرونی، نسبت میدهند.
اینکه علت وقایع را به ویژگیهای شخصی نسبت بدهیم، ممکن است برای عزتنفس مفید باشد؛ زیرا افراد با نسبتدادن نتایج خوب به خودشان، احساس بهتری نسبت به تواناییهایشان پیدا میکنند. اما وقتی افراد خود را بابت رویدادهایی که خارج از کنترلشان بوده سرزنش میکنند، این موضوع میتواند بسیار ویرانگر باشد.
عوامل دیگری که خطر احساس گناه بازمانده را افزایش میدهند عبارتاند از:
سابقه تروما: تجربه آسیب روانی در گذشته میتواند احتمال بروز احساسات منفی پس از رویدادهای مرگبار را افزایش دهد.
سابقه افسردگی: افرادی که قبلاً افسرده بودهاند یا اکنون افسردگی دارند، بیشتر در معرض احساس گناه و اضطراب پس از تروما هستند.
عزت نفس پایین: این افراد ممکن است ارزش کمتری برای سلامت و بقای خود قائل باشند و از خود بپرسند آیا «شایسته» زندهماندن بودهاند یا نه.
کمبود حمایت اجتماعی: نبود شبکه حمایتی قوی میتواند علائم احساس گناه بازمانده را تشدید کند.
مهارتهای مقابلهای ضعیف: افرادی که سبکهای اجتنابی برای مقابله با استرس دارند (مانند کنارهگیری رفتاری یا خیالپردازی)، بیشتر درمعرض ابتلا به PTSD و احساس گناه بازمانده هستند.
درمانهای حس گناه بازمانده
اگر علائم توصیفشده را تجربه میکنید، دریافت درمان مناسب بسیار مهم است. این علائم نهتنها میتوانند کیفیت زندگی و سلامت روان شما را کاهش دهند، بلکه در صورت همراهی با علائم PTSD میتوانند خطرات جدی، از جمله افکار خودکشی، بهدنبال داشته باشند.
درمان شناختی-رفتاری (CBT) یکی از رویکردهایی است که میتواند بهطور ویژه مؤثر باشد. در CBT، مراجعین با درمانگر روی افکار منفی خارج از کنترل که به احساس گناه دامن میزنند، کار میکنند. بررسی افکار غیرواقعبینانه و جایگزینکردن آنها با افکار واقعبینانهتر میتواند به کاهش احساس گناه و خودسرزنشی کمک کند.
انواع دیگر رواندرمانی، درمان گروهی، گروههای حمایتی و دارودرمانی نیز میتوانند مفید باشند.
کنار آمدن با احساس گناه
اگر پس از تجربهی نزدیک رویدادهای دردناک اخیر یا دیدن اخبار دلخراش در شبکههای اجتماعی، دچار احساس گناه شدهاید، راهکارهایی وجود دارد که میتواند کمککننده باشد:
به خود اجازه سوگواری بدهید. فقدان افراد ازدسترفته را انکار نکنید، سوگ خود را بابت جانباختن آنها جدی بگیرید، برایشان عزاداری کنید و به خودتان زمان بدهید. حتی اگر فرد جانباخته را از نزدیک نمیشناختید، طبیعی است که با دیدن عکسها، ویدئوها و نوشتههایش احساس کنید یکی از نزدیکانتان را از دست دادهاید. ذهن انسان از طریق روایت، چهره و صدا پیوند عاطفی میسازد؛ ما خودمان را در زندگی دیگری بازمیشناسیم، رؤیاها و ترسهای مشترک را میبینیم و بهطور ناخودآگاه رابطهای همدلانه شکل میدهیم. به همین دلیل، سوگ لزوماً به میزان شناخت مستقیم وابسته نیست، بلکه به میزان همانندسازی عاطفی و معنایی با فرد ازدسترفته بستگی دارد.
کار مثبتی انجام دهید. احساساتتان را به انجام کاری سازنده برای خود یا دیگران تبدیل کنید. وقتی کسی را از دست میدهید، میتوانید با انجام کارهایی که یاد و ارزشهای او را زنده نگه میدارند، سوگواری خود را به تجربهای معنیدار تبدیل کنید. به عنوان مثال، نوشتهها و خاطرات او را بازخوانی کنید و لحظات خوب زندگیاش را به یاد بیاورید. تلاش کنید ویژگیهایی را که در او دوست داشتید، مثل مهربانی، شجاعت یا عشق به دیگران، در رفتار خودتان منعکس کنید.
بر عوامل بیرونی تمرکز کنید. وقتی احساس گناه یا سوگ میکنید، طبیعی است که همه چیز را به خودتان ربط دهید. اما بسیاری از اتفاقات در زندگی خارج از کنترل ما هستند: شرایط، شانس، تصمیمات دیگران و ساختارهای اجتماعی. به جای سرزنش خود، به این فکر کنید که چه چیزهایی واقعاً تحت اختیار شما بوده و چه چیزهایی نه. این نگاه کمک میکند ذهن آرامتر شود و فشار روانی ناشی از ناعادلانهبودن اتفاقات کمتر شود، حتی وقتی دنیا ناعادلانه بهنظر میآید.
خودبخششی را تمرین کنید. حتی اگر اعمال شما باعث آسیب شده باشد، یادگرفتن بخشیدن خود به شما کمک میکند جلو بروید و نگاه مثبتتری به زندگی پیدا کنید.
این احساسات رایجاند. احساس گناه لزوماً به این معنا نیست که کار اشتباهی کردهاید. غم، ترس، اضطراب، سوگ و بله، احساس گناه، همگی واکنشهای طبیعی پس از یک فاجعهاند. ممکن است همزمان بابت زندهماندن خود خوشحال باشید و برای سرنوشت دیگران عزاداری کنید؛ این تناقض اشکالی ندارد.
به یاد داشته باشید، زندهماندن شما نه یک تقصیر است و نه یک امتیاز؛ بلکه فرصتی است برای زندگی کردن، یادآوری و گرامی داشتن کسانی که از دست رفتهاند.
منبع: زومیت
12255373
مهمترین اخبار وبگردی











