ارزان، خلاقانه و پرتحرک؛ مثل بازیهای کوچهای قدیم

باشگاه خبرنگاران جوان - این روزها، وسایل ارتباط جمعی، بازیهای رایانهای و ورزشهای جدید خود را در دل مردم جای کردهاند و بازیهای قدیمی به دست فراموشی سپرده شدهاند؛ اما لذتی که در بازیهای قدیمی است را هیچ بازی کامپیوتری یا معاشرت مجازی نمیتواند به انسان بدهد.
بازیهای سنتی قدیمی از قبیل: هفت سنگ، عمو زنجیرباف، قایم موشک، گرگم به هوا، لی لی، وسطی، ریشه در سنتهای دیرینه مردم ایران دارد و هنوز نسلی از آن افرادی که با این بازیها اوقات فراغت خود را سپری میکردند، نگذشته که امروزه دلایلی، چون استفاده از وسایل ارتباط جمعی، بازیهای رایانهای و ورزشهای جدید امکان پرداختن به بازیهای محلی را به حداقل ممکن کاهش داده و میتوان گفت به دست فراموشی سپرده شده است. ولی هر چه باشد همین بازیهای قدیمی در ذهن پدرها و پدربزرگهای عزیز ما تجسم خاطراتی شیرین است.
بچهها با سادهترین امکانات برای خود وسیله بازی تهیه میکردند
مصطفی جهانمردی، فعالی فرهنگی در شهرضا با بیان اینکه بچههای آن زمان مثل امروزیها پول و امکانات در اختیار نداشتند، میگوید: بچهها بالاجبار با سادهترین امکانات برای خود وسیله بازی تهیه میکردند، آنها که کمی وضعشان بهتر بود نجار محله چهار عدد چوب گرد را به شکل بلبرینگ به تختهای وصل میکردند و یک چهارچرخ چوبی برایشان درست میکرد که با طناب روی زمین میکشیدند و یا کمی کم خرجتر دو عدد چوب گرد را به دستهای متصل میکردند و بچهها روی زمین به جلو هل میدادند و میدویدند و شاد بودند.
بچههای دهه ۶۰ شادی و نشاط را خودشان درست میکردند
وی ادامه داد: آنهایی هم که وضعی نداشتند یک درب قوطی روغن نباتی را با میخ به یک تکه چوب میکوبیدند به طرف جلو روی زمین به طرف جلو هل میدادند و بقیه را همراهی میکردند و حتی اگه این هم جور نمیشد سوار بر یک تکه چوب میدویدند و خر سواری میکردند.
جهانمردی اعتقاد دارد بچههای آن زمان به ویژه دهه ۶۰ شادی و نشاط را خودشان برای خود جور میکردند و این همه انتظار نداشتند، البته بازیهای گوناگونی داشتند.
آن سالها گیم نتی نبود که کودکان پول بدهند و بیتحرکی خرید کنند
این معلم بازنشسته گریزی به رادیو و تلویزیونهای آن زمان میزند و میگوید: در آن سالها در شهرضا هم مثل خیلی از شهرستانهای کوچک تلویزیونی نبود تا همه خصوصاً بچهها با چشمان خیره ساعتها جلوی آن بنشینند و گیم نتی نبود که کودکان پول بدهند و بیتحرکی خرید کنند. رادیو در این میان بیکار نبود و بچهها برنامه کودک و «داستانهای شب»، تفریح شنیداری مکررشان بود و داستانهای «جانی دالر و قرعهکشی بلیطهای اعانه ملی» برنامههای پر طرفدار هفتگی رادیو بود.
وی ادامه میدهد: ماشینهای اسباببازی پلاستیکی هم کمکم سر و کلهشان پیدا شد و بچهها میخریدند و با یک نخ میبستند و با شور و شوق روی زمین میکشیدند که عاملی برای حرکت و ورزش بچهها بود. برعکس بیشتر بچههای امروز که با وجود هزینههای زیاد خانوادهها برای شرکت آنان در کلاسهای گوناگون و خصوصا ورزشی باز هم با اضافه وزن و عدم تحرک روبهرو هستند.
تایربازی، بازی محبوب پسربچهها
جهانمردی گفت: آن روزها از لاستیکهای فرسوده اتومبیلها برای ساخت بعضی وسایل از جمله دول چاه (دلو) و تخت کفش و گیوه استفاده میکردند. دو دایره سخت و سیم دار کنار تایر ماشینها وسیله بازی اکثر بچهها در کوچه بود. همیشه چندین بچه که جلوی هر کدامشان یکی از این دایرهها بود و تایربازی میکردند با تکه چوبی که به آن میزدند با هم مسابقه میدادند.
این فعال فرهنگی ادامه داد: گاهی این کار را با رینگهای فلزی فرسوده دوچرخه و موتور انجام میدادند که سالمترین و کم خرجترین ورزشی بود که خودبهخود توسط کودکان آن روز انجام میشد.
هفت سنگ و پلاچفتک در اکثر شهرهای ایران رایج بود
وی با اشاره به دیگر بازیهای آن روز میگوید: هفت سنگ و پلاچفتک (الک دولک) و سنگ و قوزی که در اکثر شهرهای ایران رایج بود و بچههای شهرضا نیز مستثنی نبودند و در این بازیها روش بازی خودشان را داشتند.
جهانمردی گفت: حاتلکی هر چند که بازی مناسبی نبود، ولی در ایام خاصی از سال به ویژه ایام عید که بچهها کمی پول در این روزها جمع میکردند، این طرف و آن طرف به آن مشغول بودند و البته در مقایسه با هزینههای بچهها در گیم نتها و شهربازیهای امروزی در زمان خود چیزی در این زمینهها بوده است.
این معلم بازنشسته با اشاره به نحوه این بازی گفت: بچهها با کندن چاله کوچکی اندازه یک استکان در کنار دیوار از فاصله معینی پول خردها را به آن طرف میریختند و با سنگی اندازه کف دست به اسم (عباسی) پولها را نشانه میگرفتند و در صورت اصابت عباسی با پول و یا ریختن پول در حات (چاله) برنده میشدند.
خوردن انگور با نان و ماست غازی شده
وی میافزاید: حیفم آمد یاد رعیت پیر محلهمان را نکنم که عصرها سوار بر الاغ درشت اندام خود از کوچه عبور میکرد در حالی که بر پشت الاغش در ایام پاییز بار انگور حمل میکرد و همینطور که حیوان را میبرد مرتب دست در (لوده) یا سبد بزرگ انگور میکرد و کف دست یکی یکی بچهها خوشه انگور میگذاشت و بچهها شاد و شنگول با هم به خوردن انگور مشغول میشدند که گاهی خوردن آن با نان و ماست پوست غازی شده همراه میشد که خلاصه بعد از دو نوبت صبح و عصر مدرسه رفتن بازی در کوچه و آن دور هم بودن بچهها و بازیهایشان صفایی داشت.
توپهای پلاستیکی جای خود را به آتاری داد
یادش به خیر بازیهای پرجنب و جوش و سرشار از هیاهو، همان بازیهایی که کافی بود کمی سریعتر بدویم تا برنده شویم یا بقیه دوستانمان را از دور بازی حذف کنیم. تا پایان دهه ۷۰ هنوز بچهها جنب و جوش داشتند و مشغول بازیهای کوچه و خیابان مانند وسطی و دست رشته و گل کوچیک بودند، اما با آغاز دهه ۸۰ کم کم توپهای پلاستیکی راه راه و لیگهای فوتبال بین محلهای و گرگم به هوا جای خود را به آتاری و بازیهای رایانهای داد، به طوری که در این سالها کمتر بچهها را مشغول بازیهای گروهی میبینیم. دیگر قوانین خانهها و مجتمعها به کودکان این اجازه را نمیدهد که بتوانند بازیها و سرگرمیهای پرجنب و جوش داشته باشند.
بازیهای خارج از خانه و پرجنب و جوش برای کودکان نوعی تجربه آزادی است در حقیقت این بازیها تمرین کنجکاوی، خطرپذیری و آزمون و خطا و کشف تجربیات جدید برای کودکان است؛ کودکی که چنین بازیهایی را تجربه میکند به شکل طبیعی به آنچه باید برسد، میرسد و آن را کشف میکند.
منبع: فارس
12303481
مهمترین اخبار وبگردی











