ترامپ در «زبالهدان تاریخ»؛ روایت شجاعیطباطبایی از قدرت و رسوایی

باشگاه خبرنگاران جوان؛ دلآرا ودودی - مسعود شجاعیطباطبایی، کاریکاتوریست، درباره اثر جدید خود با عنوان «جای ترامپ و ادعاهایش در زبالهدان تاریخ است» گفت که ایده این اثر از کنار هم قرار گرفتن چند موضوع شکل گرفته است؛ از شخصیت سیاسی ترامپ و ادعاهای او درباره قدرت و جایگاهش گرفته تا حاشیهها و رسواییهایی که در سالهای اخیر پیرامون او و پروندههای مرتبط با فساد مطرح شده است.
او در تشریح ایده شکلگیری این اثر اظهار کرد: «یکی از مهمترین این موارد، پرونده جفری اپستین و انتشار اسناد مرتبط با آن است. در تصویر، نام «اپستین» روی جعبهها و پروندهها عمداً در کنار ترامپ قرار گرفته است. هدف من نمایش فساد بیحد در کاخ سفید است و استفاده از حضور اپستین و اسناد او بهعنوان بخشی از فضای رسواییها، ابهامات و پرسشهای سیاسی پیرامون قدرت.
شجاعیطباطبایی درباره عبارت «من پادشاه هستم» که در پشت سر ترامپ قرار گرفته است نیز توضیح داد: «کسی که خود را پادشاه و فراتر از دیگران میبیند، در نهایت در میان زبالهها و اسناد رسواکننده نشسته است. به همین دلیل، «زبالهدان تاریخ» برای من نماد مناسبی بود؛ جایی که ادعاهای بزرگ و قدرتهای ظاهراً شکستناپذیر ممکن است در برابر قضاوت تاریخ ارزش خود را از دست بدهند.»
کاریکاتور؛ زبان فشرده سیاست
این کاریکاتوریست در ادامه درباره ظرفیت کاریکاتور سیاسی برای روایت چند موضوع در یک قاب گفت: «قدرت کاریکاتور سیاسی در این است که میتواند چند روایت را همزمان در یک قاب قرار دهد.»
او درباره نمادهای بهکاررفته در این اثر افزود: «در این اثر، ترامپ، پرچم آمریکا بهعنوان نماد دولت، پروندههای محرمانه، نام اپستین، عروسک بهعنوان نماد کودکان قربانی، کیسههای زباله و عبارت «من پادشاه هستم»، هرکدام بخشی از روایت هستند.»
شجاعیطباطبایی ادامه داد: «اگر بخواهم درباره همه این موضوعات در قالب متن صحبت کنم، احتمالاً به چندین صفحه نیاز خواهد بود؛ اما تصویر، آنها را همزمان و در یک نگاه مقابل مخاطب قرار میدهد. کاریکاتور در واقع زبان فشرده سیاست است؛ یک تصویر خوب میتواند چیزی را به ذهن مخاطب منتقل کند که یک مقاله طولانی فقط آن را توضیح میدهد.»
ترامپ؛ فراتر از یک چهره سیاسی
شجاعیطباطبایی درباره انتخاب ترامپ بهعنوان سوژه این اثر و دیگر آثارش نیز گفت: «ترامپ از نظر چهره، رفتار، زبان بدن و نوع حضورش در عرصه سیاست، سوژهای بسیار مناسب برای کاریکاتور است؛ اما برای من موضوع فقط ویژگیهای ظاهری او نیست.»
او با اشاره به برگزاری سه دوره مسابقه بینالمللی «ترامپیسم» اظهار کرد: «ما تاکنون سه دوره مسابقه بینالمللی «ترامپیسم» را برگزار کردهایم و در این مسابقات تلاش کردهایم نقش ترامپ و تفکر ترامپیسم را در تباهیها، جنگافروزیها، زورگویی و سلطهطلبی در جهان مورد نقد و بررسی قرار دهیم. خوشبختانه هر سه دوره با استقبال بینظیر هنرمندان کاریکاتوریست از سراسر جهان روبهرو شد.»
این هنرمند افزود: «به همین دلیل، ترامپ برای من تنها یک چهره سیاسی نیست؛ بلکه به نمادی از نوعی قدرتطلبی، زور و سلطه در جهان معاصر تبدیل شده است. در این کاریکاتور نیز تلاش کردهام همین وجه نمادین را برجسته کنم؛ یعنی شخصیتی که خود را «پادشاه» میداند، اما در نهایت در میان زبالهها و اسناد و حاشیههای تاریک دوران سیاسی خود قرار گرفته است.»
طنز و اغراق در خدمت نمادپردازی
شجاعیطباطبایی درباره نقش طنز و اغراق در این اثر گفت: «طنز و اغراق در این اثر بیشتر از طریق تضاد شکل گرفته است. ترامپ درشت و مقتدر در مرکز تصویر نشسته، اما محیط اطراف او آلوده، متراکم و پر از پرونده و زباله است.»
او درباره استفاده از نام اپستین در این اثر نیز توضیح داد: «اشاره به اپستین نیز بخشی از همین نمادپردازی است. من میخواستم با این تصویر، سیستم قضایی آمریکا را به چالش بکشم و فضای پرسش، رسوایی و بیاعتمادی پیرامون قدرت را به زبان تصویری بیان کنم.»
این کاریکاتوریست درباره مرز میان کاریکاتور و شعار نیز اظهار کرد: «به نظرم مرز کاریکاتور و شعار جایی است که هنرمند دیگر به مخاطب اجازه تفسیر نمیدهد. نماد باید امکان کشف داشته باشد.»
از یک خبر روز تا مفهومی بزرگتر
شجاعیطباطبایی در ادامه درباره شیوه انتخاب سوژههای سیاسی خود گفت: «من معمولاً سعی میکنم از یک خبر روز به یک مفهوم بزرگتر برسم.»
او پرونده اپستین را نمونهای از این رویکرد دانست و افزود: «اهمیت آن فقط در یک خبر مشخص نیست، بلکه به پرسشهای بزرگتری درباره قدرت، ثروت، ارتباط افراد قدرتمند، پنهانکاری و پاسخگویی مربوط میشود.»
به گفته او، «در این اثر، اپستین فقط یک اسم نیست؛ تبدیل شده به یکی از عناصر یک روایت بزرگتر درباره رابطه قدرت، فساد و رسوایی.»
کاریکاتور سیاسی و جنگ روایتها
این هنرمند در ادامه با اشاره به جایگاه کاریکاتور سیاسی در فضای رسانهای امروز گفت: «به نظر من، کاریکاتور سیاسی امروز به بخش مهمی از جنگ روایتها تبدیل شده است. در جهانی که رسانهها و شبکههای اجتماعی با سرعت زیادی اطلاعات و تحلیلهای سیاسی را منتشر میکنند، یک تصویر میتواند در چند ثانیه مفهومی پیچیده را به مخاطب منتقل کند و گاهی تأثیری بسیار فراتر از یک خبر یا تحلیل داشته باشد.»
او ادامه داد: «کاریکاتور سیاسی فقط بازتاب یک رویداد نیست؛ بلکه میتواند روایت رسمی قدرت را به چالش بکشد، تناقضها را آشکار کند و زاویه دید متفاوتی به مخاطب ارائه دهد.»
شجاعیطباطبایی قدرت کاریکاتور را در فشردگی و صراحت آن دانست و گفت: «هنرمند با چند نشانه و نماد میتواند یک پیام سیاسی و اجتماعی عمیق را منتقل کند. بنابراین، یک تصویر میتواند از یک واکنش هنری کوتاهمدت فراتر برود و به بخشی از حافظه تصویری یک جامعه و حتی یک دوره تاریخی تبدیل شود؛ بهخصوص زمانی که بتواند یک مسئله مهم و فراتر از یک خبر روز را به زبان ساده، خلاقانه و ماندگار بیان کند.»
ماندگاری کاریکاتور سیاسی
شجاعیطباطبایی درباره ویژگیهایی که میتواند به ماندگاری یک کاریکاتور سیاسی کمک کند نیز گفت: «به نظر من، ماندگاری یک کاریکاتور سیاسی در این است که فقط به یک خبر یا اتفاق روز وابسته نباشد، بلکه مفهومی فراتر از زمان خود را بیان کند.»
او افزود: «اگر اثر بتواند در کنار اشاره به یک رویداد مشخص، مفاهیمی مانند قدرت، جنگ، فساد، آزادی، عدالت، استبداد یا سلطه را مطرح کند، حتی سالها بعد نیز برای مخاطب قابل درک خواهد بود.»
این هنرمند استفاده هوشمندانه از نمادها، نشانههای بصری، اغراق و زبان ساده و جهانی را نیز در ماندگاری آثار مؤثر دانست و اظهار کرد: «یک کاریکاتور موفق باید بهگونهای باشد که مخاطب، حتی اگر جزئیات اتفاق اولیه را نداند، بتواند پیام اصلی آن را دریافت کند.»
شجاعیطباطبایی در پایان گفت: «کاریکاتور سیاسی میتواند به نوعی سند تصویری از فضای سیاسی و اجتماعی یک دوره تبدیل شود؛ سندی از نگاه هنرمندان و جامعه به مسائل، نگرانیها، تناقضها و مناسبات قدرت در آن دوره. گاهی یک تصویر میتواند حالوهوای سیاسی یک زمان را برای نسلهای بعد، بسیار زندهتر از یک متن تاریخی منتقل کند.
12306755
مهمترین اخبار فرهنگیهنری











