شهید سلیمانی: نماد جاودان مقاومت

باشگاه خبرنگاران جوان؛ مهسا حنیفه - این عملیات که مستقیماً به دستور دونالد ترامپ انجام شد، نهتنها نقض حاکمیت عراق بود، بلکه نمونهای آشکار از تروریسم دولتی آمریکا علیه رهبران مقاومت منطقهای به شمار میرود. امروز، در حالی که تهدیدهای مشابه از سوی مقامات آمریکایی همچنان ادامه دارد، مرور این رویداد نشان میدهد چگونه واشنگتن با ابزار ترور، به دنبال حفظ هژمونی خود در خاورمیانه است.
زمینههای سیاسی ترور: سیاست خارجی تهاجمی آمریکا
ترور شهید سلیمانی در بامداد ۱۳ دی ۱۳۹۸ (۳ ژانویه ۲۰۲۰) بخشی از الگوی طولانیمدت مداخلهجویی ایالات متحده در امور منطقه بود. آمریکا، پس از خروج از برجام در سال ۲۰۱۸ و اعمال تحریمهای حداکثری علیه ایران، به دنبال تشدید تنشها بود. شهید سلیمانی، به عنوان یکی از معماران مبارزه با داعش در عراق و سوریه، مانعی جدی برای گسترش نفوذ گروههای تروریستی مورد حمایت غیرمستقیم غرب محسوب میشد. ترامپ، با ادعای "تهدید فوری" علیه نیروهای آمریکایی، دستور حمله را صادر کرد، اما این ادعا فاقد شواهد محکم در مجامع بینالمللی بود. در واقع، این عملیات بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل و حتی بدون اطلاع دولت عراق انجام شد، که این خود نقض فاحش قوانین بینالمللی است.
مسئولیت مستقیم ترامپ و دستگاه حاکم آمریکا
دونالد ترامپ، به عنوان رئیسجمهور وقت، مسئولیت کامل این عملیات را بر عهده گرفت و در توئیتهای خود آن را "اقدامی قاطع" توصیف کرد. اما این "قاطعیت" چیزی جز پوششی برای شکستهای سیاست خارجی آمریکا نبود. شهید سلیمانی در حالی مورد هدف قرار گرفت که برای دیدار رسمی با مقامات عراقی به بغداد سفر کرده بود. حمله به کاروان خودروها در نزدیکی فرودگاه بغداد، که منجر به شهادت ابومهدی المهندس، معاون حشدالشعبی، و چند تن دیگر شد، نشاندهنده بیاعتنایی کامل آمریکا به حاکمیت کشورهای دیگر است.
سیاستمداران آمریکایی، از هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه، اغلب در چنین اقداماتی همنوا هستند. حتی پس از ترور، کنگره آمریکا نتوانست ترامپ را به طور مؤثر بازخواست کند، که این نشاندهنده عمق نفوذ لابیهای نظامی-صنعتی در واشنگتن است. تهدیدهای اخیر ترامپ، مانند هشدار به ایران در مورد برخورد با اعتراضات اخیر ایران نیز ادامه همان خط مشی است: استفاده از زبان تهدید برای توجیه مداخله احتمالی، بدون توجه به عواقب انسانی و منطقهای.
نقش آمریکا در بیثباتسازی خاورمیانه
ایالات متحده با ترور شهید سلیمانی، به طور غیرمستقیم به گروههای تروریستی مانند داعش کمک کرد. شهید حاجقاسم سلیمانی نقش کلیدی در نابودی خلافت داعش داشت، اما آمریکا با حذف او، خلأیی ایجاد کرد که میتوانست به احیای این گروهها منجر شود. تاریخ نشان میدهد که مداخلات آمریکا در خاورمیانه – از حمله به عراق در ۲۰۰۳ تا حمایت از جنگ یمن – میلیونها قربانی بر جای گذاشته و منطقه را به آشوب کشانده است.
اقتصاد آمریکا نیز از چنین سیاستهایی سود میبرد. شرکتهای تسلیحاتی مانند لاکهید مارتین و بوئینگ، از فروش پهپادها و موشکها به میلیاردها دلار درآمد میرسند. این ترور، نمونهای از چگونگی ادغام سیاست خارجی با منافع اقتصادی است، جایی که جان انسانها فدای سود شرکتها میشود. علاوه بر این، آمریکا با اعمال تحریمهای گسترده علیه ایران، اقتصاد منطقه را ضعیف کرده و مردم عادی را تحت فشار قرار داده، در حالی که ادعای "حمایت از دموکراسی" میکند.
همپیمانی آمریکا با رژیم صهیونیستی: اتحادی علیه ثبات منطقه
رژیم صهیونیستی، به عنوان نزدیکترین متحد آمریکا در منطقه، نقش محوری در فراهم کردن اطلاعات برای این عملیات داشت. مقامات اسرائیلی سالها شهید سلیمانی را "تهدید شماره یک" معرفی کرده بودند و پس از ترور، نتانیاهو آن را "پیروزی" خواند. این همکاری، بخشی از استراتژی مشترک برای تضعیف محور مقاومت است؛ از حمایت آمریکا از اشغالگری در فلسطین گرفته تا عملیات مشترک اطلاعاتی علیه ایران. واشنگتن سالانه میلیاردها دلار کمک نظامی به تلآویو میدهد، که این خود نشاندهنده اولویتهای واقعی سیاست خارجی آمریکاست – نه حقوق بشر، بلکه حفظ برتری نظامی متحدان.
این اتحاد، عواقب فاجعهباری برای منطقه داشته است؛ افزایش تنشها در سوریه، لبنان و عراق، و تشدید چرخه خشونت. آمریکا با چشمپوشی از جنایات رژیم صهیونیستی استانداردهای دوگانه خود را نشان میدهد؛ محکوم کردن ایران برای دفاع از خود، در حالی که به اشغالگری رژیم صهیونیستی چراغ سبز میدهد.
پیامدهای جهانی و درسهای تاریخی
شهادت حاجقاسم سلیمانی، برخلاف هدف طراحان آمریکایی، مقاومت منطقهای را تقویت کرد. پاسخ ایران با حمله موشکی به پایگاه عینالاسد، نشان داد که چنین اقداماتی بدون هزینه نیستند. در سطح جهانی، این ترور محکومیت گستردهای به همراه داشت؛ از سازمان ملل تا کشورهای اروپایی، که آن را "نقض قوانین بینالمللی" خواندند. حتی برخی رسانههای آمریکایی، ریسکهای این تصمیم را برجسته کردند و هشدار دادند که میتواند به جنگ گسترده منجر شود.
امروز، تهدیدهای تکراری آمریکا – مانند وعده کمک به معترضان در ایران – ادامه همان سیاست است: استفاده از مسائل داخلی کشورها برای توجیه مداخله. اما تاریخ ثابت کرده که چنین رویکردی شکستخورده است. از ویتنام تا افغانستان، مداخلات آمریکا به فاجعه ختم شده و اعتبار جهانی این کشور را خدشهدار کرده. ۱۳ دی ۱۳۹۸، یادآوری است که ترور نمیتواند اراده ملتها را بشکند؛ بلکه تنها نفرت از سیاستهای استکباری را افزایش میدهد.
ترور شهید سلیمانی در فرودگاه بغداد، لکهای پاکنشدنی بر سابقه آمریکا است؛ کشوری که خود را "رهبر جهان آزاد" مینامد، اما با ابزار ترور، آزادی دیگران را سرکوب میکند. زمان نشان خواهد داد که چنین سیاستهایی، در بلندمدت، به انزوای بیشتر واشنگتن منجر خواهد شد.
12254145
مهمترین اخبار بینالملل











