قصه حضرت نوح(ع) و قومی که دست از بتپرستی نکشید

باشگاه خبرنگاران جوان- داستان حضرت نوح (ع) در آیات ۱۱ تا ۲۸ سوره نوح، فقط روایت یک قوم سرکش و مجازات آنان نیست، بلکه تصویری از رابطه میان ایمان، نعمتهای الهی، غفلت انسان و سرانجام اصرار بر گمراهی است.
در این بخش، نوح (ع) پس از دعوتهای مکرر، قوم خود را به توبه و بازگشت فرا میخواند و در مقابل، آنان بر همان مسیر گذشته پافشاری میکنند. سرانجام نیز پیامبر خدا از پروردگار میخواهد که ریشه این جریان گمراهکننده را برکند.
وقتی توبه، راه گشایش آسمان میشود
نوح (ع) در ادامه دعوت خود، قومش را به استغفار فرا میخواند «فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کَانَ غَفَّارًا». در نگاه علامه طباطبایی، استغفار در اینجا تنها یک درخواست زبانی برای بخشش نیست؛ بلکه بازگشت حقیقی انسان از مسیر شرک و گناه به سوی خداست.
پس از آن، نوح (ع) نتیجه این بازگشت را با مجموعهای از نعمتها توضیح میدهد «یُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیْکُمْ مِدْرَارًا» خدا آسمان را بر شما بارانهای پیدرپی میفرستد، «وَیُمْدِدْکُمْ بِأَمْوَالٍ وَبَنِینَ» اموال و فرزندان شما را افزایش میدهد و «وَیَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَیَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهَارًا».
این آیات نشان میدهد که استغفار و بازگشت به خدا، زمینه برخورداری از رحمتهای الهی را فراهم میکند. جامعهای که رابطه خود را با خدا اصلاح میکند، از آثار این اصلاح در زندگی مادی و معنوی نیز بهرهمند میشود.
چرا عظمت خدا را نمیبینید؟
نوح (ع) پس از یادآوری نعمتها، پرسشی تکاندهنده مطرح میکند «مَا لَکُمْ لَا تَرْجُونَ لِلَّهِ وَقَارًا». چرا برای خدا عظمت و شکوهی در نظر نمیگیرید؟
این سؤال، ریشه مشکل قوم نوح را هدف میگیرد. مشکل آنها صرفاً نپذیرفتن یک دستور نبود بلکه خدا در نگاه آنان جایگاه واقعی خود را از دست داده بود. وقتی انسان عظمت پروردگار را آنگونه که باید درک نکند، نعمتها را مستقل از خدا میبیند و در برابر فرمان او نیز احساس مسئولیت نمیکند.
نوح (ع) سپس نشانههای قدرت خدا را یادآوری میکند، اینکه آفرینش انسان در مراحل مختلف، آسمانهای هفتگانه و قرار گرفتن ماه بهعنوان «نُورًا» و خورشید بهعنوان «سِرَاجًا». اینها نشانههایی هستند که انسان را از غفلت بیرون آورده و متوجه خالق جهان میکنند.
انسان از خاک آغاز شد و به خاک بازمیگردد
آیه ۱۷ میگوید که «وَاللَّهُ أَنْبَتَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ نَبَاتًا». تعبیر «أنبتکم» تصویری از رشد تدریجی انسان ارائه میکند گویی انسان همچون گیاهی از زمین روییده و رشد کرده است.
پس از آن، آیه ۱۸ به سرانجام این چرخه اشاره میکند «ثُمَّ یُعِیدُکُمْ فِیهَا وَیُخْرِجُکُمْ إِخْرَاجًا». انسان از زمین پدید میآید، به زمین بازمیگردد و بار دیگر از آن خارج میشود. این فراز در امتداد بیان قدرت خداوند است، خدایی که آغاز آفرینش انسان را تدبیر کرده، قدرت بازگرداندن و برانگیختن او را نیز دارد.
وقتی شرک از نسلهای گذشته به میراث تبدیل میشود.
اما با وجود این همه دلیل، قوم نوح همچنان در برابر دعوت او ایستادگی میکنند. نوح (ع) میگوید که «وَمَکَرُوا مَکْرًا کُبَّارًا»؛ آنان نقشهای بسیار بزرگ و سنگین کشیدند.
سپس به سراغ ریشههای اعتقادی این انحراف میرود، «وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا وَلَا یَغُوثَ وَیَعُوقَ وَنَسْرًا».
این بخش نشاندهنده پافشاری سران گمراهکننده بر حفظ نظام شرک است. آنها نمیخواستند تنها خودشان گمراه بمانند، بلکه تلاش میکردند باورهای باطل را در جامعه تثبیت کنند. نام این بتها نیز در آیه آمده تا نشان دهد چگونه یک انحراف میتواند در طول زمان به صورت سنت و میراث اجتماعی باقی بماند.
گناهی که دیگر فقط شخصی نیست
در پایان، نوح (ع) پس از مشاهده اصرار قومش بر کفر و گمراهی، میگوید که «رَبِّ لَا تَذَرْ عَلَی الْأَرْضِ مِنَ الْکَافِرِینَ دَیَّارًا». این درخواست، نتیجه سالها دعوت و مقاومت لجوجانه قوم است.
نکته مهم آیات پایانی این است که نوح (ع) علت درخواست خود را نیز بیان میکند «إِنَّکَ إِنْ تَذَرْهُمْ یُضِلُّوا عِبَادَکَ». مسئله فقط گناه شخصی آنان نیست، بیم آن میرود که این جریان، دیگران را نیز گمراه کند. از همین رو در ادامه میگوید که «وَلَا یَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا کَفَّارًا».
این آیات در مجموع، تصویری روشن از مسیری ارائه میکنند که از غفلت آغاز میشود، با بیاعتنایی به نشانههای خدا ادامه مییابد، سپس به دفاع از سنتهای باطل میرسد و سرانجام جامعه را به جایی میرساند که گمراهی، نسل به نسل منتقل میشود.
داستان نوح (ع) در اینجا فقط حکایت یک قوم در گذشته نیست، هشداری است درباره اینکه اگر انسان نعمت را بدون منعم ببیند و در برابر حقیقت لجاجت کند، همان نعمتهایی که میتوانستند وسیله بازگشت او باشند، دیگر نجاتش نخواهند داد.
منبع: فارس
12305587
مهمترین اخبار وبگردی











