وبگردی 23:42 - 13 شهریور 1405
امیرمحمد کریمی، کودک چهارساله‌ای که توسط حمله‌ آمریکایی-صهیونیستی، به شهادت رسید، میان اشک هم‌بازی‌هایش و فریاد پدری داغدار، سوگوارانه به خاک سپرده شد.

«امیرمحمد»؛ کوهستک را برای همیشه سوگوار گذاشتی!

باشگاه خبرنگاران جوان - امیرمحمد کریمی، کودک چهارساله‌ای که توسط حمله آمریکایی-صهیونیستی، به شهادت رسید، میان اشک هم‌بازی‌هایش و فریاد پدری داغدار، سوگوارانه به خاک سپرده شد.



می‌دانم که جنوبی‌ها همیشه شادند و این یکی از خصلت‌های مردم خونگرم جنوب است، اما کوهستک سیریک به خاطر رنج امیرمحمد چهار ساله، انگار ساکت‌تر از همیشه نفس می‌کشد. باد جنوب، که همیشه بوی دریا و ماهی و زندگی را برای عاشقانش تداعی می‌کرد، ولی این‌بار انگار مسیرش را عوض کرده باشد؛ بوی خاک تازه می‌داد، بوی گلاب، بوی عزا.

امیرمحمد کریمی چهار سال بیشتر نداشت. سنی که در آن، دنیا هنوز برایش شکل نگرفته؛ هنوز نه اسم جنگ را به‌خوبی شنیده، نه مرگ را برایش خوب معنا کرده‌اند، مطمئنم دنیای او به‌اندازه یک کوچه خاکی بود، به‌اندازه چند تا بچه هم‌سن‌وسال، به‌اندازه یک توپ چهل تیکه برای بازی کردن تو کوچه پس کوچه‌های کوهستک.

برام رخت عزا تن کن!

از این و آن سراغ مادرش را می‌گیرم، نمی‌دانم کجاست و آشنایان هر کدام اسم امیرمحمد را می‌شنوند داغ‌شان تازه می‌شود از شب حادثه خونین می‌گویند، از اتفاقاتی که هر کدام با چندین روایت‌های گوناگونی که شنیده‌اند ترکیب کرده‌اند و می‌گویند «امیر محمد اصلا بدون مادرش جایی نمی‌رفت آن شب، اما ار خانه خارج شد که با دوستانش بازی کند ولی انگار تصمیم گرفته بود پرواز کند»، «حکمت خدا به شکلی است که شاید ما از آن سردرنیاوریم، اما انگار امیرمحمد کوچولو دلش شهادت می‌خواست»، «امیرمحمد تو محله داشت بازی می‌کرد که با اصابت موشک آمریکایی وسط خونه و زندگی مردم از بین ما پر کشید»، صحبت خیلی‌ها حکایت از این دارد که امیرمحمد داخل خانه‌ای که عروسی بود نشده بلکه در محله‌ای همان نزدیکی‌ها بازی می‌کرده. امیر محمد مثل هر شب دیگر، بی‌خبر از هر آنچه در چند قدمی‌اش می‌گذشت، مشغول بازی بوده؛ که جنگ از میان خنده‌هایش، عبور کرده و او را از تمام فردا‌هایی که باید در انتظارش می‌بود، ربوده است.

تابوت کوچک

همان خاکی که پای کوچک او رویش می‌دوید، میزبان تشییع پیکر اوست. جمعیت، آرام و سنگین، پشت سر تابوتی کوچک راه می‌رود؛ تابوتی که اندازه‌اش، خود، بغضی است بر گلوی هرکه آن را می‌بیند. مردان، با صورت‌هایی که غم در خطوطش نشسته، در سکوت حرکت می‌کنند؛ پشت سر آنان، زنان جنوب، با برقع‌های سنتی‌شان که تنها چشمان غم‌دیده‌شان از پس آن پیداست، نوای عزا سر داده‌اند؛ آوایی کهن، زنانه، برخاسته از اعماق تاریخ این سرزمین، که امروز، برای یک کودک چهارساله، طنین‌انداز شده است و گاه فریاد ریز «انتقام انتقام» به گوش می‌رسد.

تلخ‌ترین صحنه‌ی این تشییع که آدم را به شدت به زمین پرت می‌کرد و دوباره برمی‌گرداند، جایی نبود که بزرگ‌تر‌ها عزاداری می‌کردند؛ بلکه جایی بود که هم‌بازی‌های امیرمحمد هر کدام به شیوه خودشان برای دوستشان سوگوار بودند. پسربچه‌هایی که تا چند روز پیش، در کوچه‌ها، کنارش می‌دویدند، حالا در میان جمعیت زار می‌زدند و هق‌هق‌های بی‌وقفه‌شان گاه میان جمعیت گم می‌شد، می‌دانستم که دیگر سخت خواهند فهمید که چرا دوستشان به بازی برنمی‌گردد.

کمی آن‌طرف‌تر، دخترکان محله، به رسمی کهن، مویه می‌کردند؛ صدایی نازک و لرزان که در میان صدای بلندتر خودش را به‌سختی نگه می‌داشت.

صدای پدر

میان جمعیت، پدر امیرمحمد؛ مردی که غم، رمقی برایش نگذاشته بود، اما هنوز میخواست دنیا بداند پسرش چه کسی بود. با صدایی که بغض هرلحظه قصد داشت راهش را ببندد، می‌گفت پسرش، امیرمحمد، بچه‌ای شاد و پرنشاط بود؛ بچه‌ای که خنده از لبهایش دور نمی‌شد. گفت این شادی را دشمن آمریکایی و صهیونیستی از او و از خانواده‌اش گرفت و در آخرین جمله‌اش، دیگر مثل یک پدر داغدار حرف نمی‌زد؛ مثل مردی حرف میزد که میخواهد صدایش به گوش مسئولان برسد؛ او خواست که این خون به‌سادگی از یاد نرود؛ خواست که پاسخی سخت و درخور، جای خالی پسرش را پر کند. عدالت حرف آخری بود که زده شد.

ما در کوهستک، امیرمحمد را به خاک سپردیم، کودکی او را به خاک سپردیم؛ خنده‌هایش را به خاک سپردیم، بازی‌های تمام نشدنی‌اش را به خاک سپردیم و آینده‌اش را به خاک سپردیم. کوهستک، شهری که همیشه با آفتاب و دریا و خنده‌ی مردمانش شناخته می‌شد، امروز نامی تازه بر پیشانی‌اش نشست، شهر امیرمحمد چهار ساله که داشت بازی می‌کرد، اما ما او را به خاک سپردیم.

منبع: مهر


12304155
 
پربازدید ها
پر بحث ترین ها

مهمترین اخبار وبگردی

وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» امیرمحمد کریمی، کودک چهارساله‌ای که توسط حمله‌ آمریکایی-صهیونیستی، به شهادت رسید، میان اشک هم‌بازی‌هایش و فریاد پدری داغدار، سوگوارانه به خاک سپرده شد.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» زایلیتول یک شیرین‌کننده مصنوعی محبوب است که در همه چیز، از غذاها و نوشیدنی‌های بدون قند گرفته تا آدامس و محصولات مراقبت از دهان و دندان، یافت می‌شود.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» یک روان‌شناس تاکید کرد که خانواده‌ها به‌عنوان «لنگرگاه امن» نوجوانان باید با رویکردی حمایتگرانه به جای کنترل‌گر عمل کنند تا بتوانند چالش‌های دوره نوجوانی فرزندانشان را به بهترین شکل پشت سر بگذرانند.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» دادگاه فدرال کانادا پس از نزدیک به چهار دهه دستور انتشار بخش‌هایی از یک گزارش محرمانه درباره ورود و اسکان مظنونان به جنایات جنگی نازی در کانادا را صادر کرد.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» در دورانی که هر روز درباره جایگزینی انسان‌ها با هوش مصنوعی و ربات‌ها هشدار می‌شنویم، اینترنت یک سرگرمی تازه پیدا کرده است: تماشای ربات‌هایی که زمین می‌خورند، به دیوار می‌کوبند یا وسط انجام یک کار ساده از کار می‌افتند.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» هدف ما نباید ساختن یک مسیر بی‌دست‌انداز، بلکه تجهیز فرزندمان به مهارت عبور از دست‌اندازها باشد.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» پاسخ برق‌آسای ایران به تجاور آمریکا در جزیره لارک، معادله امنیت منطقه را وارد فاز جدیدی کرده است.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» گنجینه‌های طلا و برنز چند هزارساله هخامنشی و نسخ خطی نایاب ایران، در چمدان‌های دیپلماتیک و بی‌آنکه پلیس جلوی آن‌ها را بگیرد، از کشور خارج و سر از موزه‌های تل‌آویو درمی‌آورد.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» نقض پیمان طایفه بنی‌النضیر و دل‌بستن به وعده‌های دروغین منافقان، سرانجامی جز شکست ذلت‌بار، ویرانی خانه‌ها به دست خودشان و اخراج کامل از مدینه نداشت.
وبگردی
«باشگاه خبرنگاران» سخنگوی نقابدار و پرصلابتی که نماد رسانه‌ای مقاومت و فلسطین شد، طنین صدایش همچنان برای اشغالگران آزاردهنده است.

مشاهده مهمترین خبرها در صدر رسانه‌ها

صفحه اصلی | درباره‌ما | تماس‌با‌ما | تبلیغات | حفظ حریم شخصی

تمامی اخبار بطور خودکار از منابع مختلف جمع‌آوری می‌شود و این سایت مسئولیتی در قبال محتوای اخبار ندارد

کلیه خدمات ارائه شده در این سایت دارای مجوز های لازم از مراجع مربوطه و تابع قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد.

کلیه حقوق محفوظ است