امیرالمؤمنین(ع) با رجزهایش معادلات جنگها را تغییر میداد

باشگاه خبرنگاران جوان - حجتالاسلام حامد کاشانی با اشاره به نقش رجزها در جنگهای صدر اسلام اظهار کرد: در جنگها راهی وجود دارد که میتوان از طریق آن عقاید و فهم رزمندگان را شناخت و آن، رجزهایی است که در میدان نبرد خوانده میشد.
وی با بیان اینکه رجز در واقع مجموعهای از ابیات حماسی است که رزمنده در میدان جنگ بیان میکند، افزود: در رجز، فرد ابتدا خودش را معرفی میکند، میگوید من چه کسی هستم، پدر و مادرم چه کسانی هستند یا به چه قبیلهای تعلق دارم. سپس اوصافی از خود بیان میکند و اگر فرصت داشته باشد، در ادامه «تیتر اعتقادی» خود را نیز مطرح میکند.
کاشانی ادامه داد: رجز شبیه تیتر روزنامه است؛ یعنی فرد در میان آن، سرتیتر عقاید خودش را هم بیان میکند. یکی از نمونههای بسیار زیبای این نوع رجزها، رجزهای امیرالمؤمنین (ع) است.
وقتی عمرو بن عبدود آبروی مسلمانان را هدف گرفت
وی با اشاره به نبرد امیرالمؤمنین (ع) با عمرو بن عبدود در جنگ احزاب گفت: عمرو بن عبدود مسلمانان را بهشدت تحقیر کرد. او میدان میآمد و مسلمانان را به مبارزه دعوت میکرد و میگفت مگر شما آرزوی بهشت ندارید؟ مرد نیستید؟ غیرت انسانی ندارید؟ من شما را اینگونه تحقیر میکنم، اما کسی بلند نمیشود جواب بدهد.
کاشانی افزود: امیرالمؤمنین (ع) در روایتی که در «خصال» شیخ صدوق نقل شده، توضیح میدهد که چرا کسی برای مقابله با عمرو بن عبدود پیشقدم نشد. عدهای از ترس اینکه مقابل او قرار بگیرند، عقب کشیدند و عدهای دیگر نگران بودند که اگر کسی برود و شکست بخورد، آبروی اسلام در برابر دشمن از بین برود.
پیامبر (ص)، علی (ع) را به میدان فرستاد
این پژوهشگر دینی ادامه داد: در نهایت پیامبر اکرم (ص) به امیرالمؤمنین (ع) فرمود که به میدان برود. حضرت آماده حرکت شد و پیامبر (ص) عمامه بر سر او بست. زنان مدینه نیز با نگرانی و گریه میگفتند علی جوان است و حیف است که به میدان برود.
وی گفت:، اما امیرالمؤمنین (ع) کاری کرد که همه محاسبات دشمن به هم ریخت. وقتی نبرد آغاز شد، ابتدا عمرو بن عبدود ضربهای به حضرت زد و سر مبارک امیرالمؤمنین (ع) شکافت و خون بر صورت حضرت جاری شد. کسانی که از دور شاهد ماجرا بودند، تصور کردند کار تمام شده و علی (ع) کشته شده است.
غبار که نشست، علی (ع) ایستاده بود
کاشانی با تشریح لحظه سرنوشتساز این نبرد اظهار کرد: در همان لحظهای که ضربه عمرو به حضرت اصابت کرد، امیرالمؤمنین (ع) نیز ضربه خود را وارد کرده بود؛ اما کسی این صحنه را ندیده بود، چون با درگیری، غبار زیادی در میدان بلند شده بود.
وی افزود: همه منتظر بودند غبار فرو بنشیند تا ببینند چه اتفاقی افتاده است. وقتی غبار کنار رفت، امیرالمؤمنین (ع) را دیدند که ایستاده و شمشیرش خونین است. آنجا مشخص شد که تمام محاسبات دشمن اشتباه بوده است.
این استاد حوزه ادامه داد: امیرالمؤمنین (ع) فقط یک شمشیر داشت و نیزهای در اختیارش نبود، اما ضربهای که به عمرو بن عبدود وارد کرد، به تعبیر روایی، چنان بود که گویی با صد هزار شمشیر بر او فرود آمده است.
تو برادر من و معدن کرامت من هستی
کاشانی در ادامه به بخش دیگری از روایت امیرالمؤمنین (ع) اشاره کرد و گفت: حضرت فرمودند پیامبر اکرم (ص) در همان لحظهای که عمامه بر سر من میبست و مرا به میدان میفرستاد، به من فرمود: «أنت أخی ومعدن الکرامة»؛ تو برادر من و معدن کرامت من هستی.
وی افزود:، اما این جمله تنها معرفی یک جایگاه و فضیلت نبود، پیامبر (ص) در ادامه، «تیتر اعتقادی» را نیز بیان کرد و فرمود: «وَمَن لَهُ مِن بَعْدِیَ الإِمَامَة»؛ امامت بعد از من برای توست.
کاشانی تأکید کرد: این همان چیزی است که میتوان آن را یک رجز استاندارد و کامل دانست، رجزی که هم حماسه دارد، هم معرفی شخصیت و هم در نهایت، تیتر اعتقادی خود را بیان میکند. رجزهای امیرالمؤمنین (ع) از این جهت بسیار زیبا و قابل توجهاند و نشان میدهند که در فرهنگ آن روز، میدان نبرد تنها محل جنگیدن نبود، بلکه گاهی محلی برای آشکار شدن باورها و اعتقادات نیز به شمار میرفت.
منبع: فارس
12306590
مهمترین اخبار وبگردی











