کتک خوردن سفیر آمریکا در تهران

باشگاه خبرنگاران جوان - داستانی که در نیمه اول سده نوزدهم با تغییر مزارع گندم ایران به کشت افیون توسط تجار غربی آغاز شد و به نابودی یکسوم جمعیت کشور در قحطی بزرگ ۱۸۷۱ انجامید، در عصر پهلوی به واگذاری ۴۰ درصد از سهام نفت و اعطای مصونیت قضایی به مستشاران بیگانه رسید.
گروهی از شرکای یهودی استعمارگران که بعدها جریان موسوم به صهیونیست را هدایت کردند ایران را به عنوان بهترین محل کاشت تریاک شناسایی و بدین ترتیب در نیمه اول سده نوزدهم پای آمریکاییها را به ایران باز کردند.
سرمایهگذاری آمریکا در کشت گسترده تریاک در ایران به جای کاشت غلات و گندم تا آنجا ادامه یافت که در سال ۱۸۷۱ میلادی «قحطی بزرگ ۱» و مرگ و میر ناشی از کمبود مواد غذایی منجر به جان دادن یکسوم مردم ایران از گرسنگی شد! بدین ترتیب، نخستین گامهای حضور غربیها با فاجعهای انسانی گره خورد.
با ورود اس. جی. بنجامین به عنوان اولین سفیر و کاردار ایالات متحده در تهران در عصر ناصرالدینشاه، پایههای دیپلماتیک واشنگتن استحکام یافت؛ حضوری که فارغ از مسائل سیاسی، با حوادث تکاندهندهای همراه بود. در یکی از همین حواشی، بنجامین و دخترش در راه شمیران به دلیل ورود به محدوده حرمخانه شاه، مورد هجوم و ضرب و شتم شدید سربازان گارد قرار گرفتند.
بنجامین تهدید کرد که «پرچم سفارت پایین کشیده خواهد شد و سفارتخانه تعطیل میشود.» این ماجرا با شلاق خوردن مسببان حادثه در برابر چشمان سفیر و تخصیص مستمری صد تومانی شاه به مدرسه دخترانه آمریکایی فیصله یافت تا روابط وارد ابعاد پیوستهتری شود.
با روی کار آمدن رضاخان، بذل و بخشهای ملی ابعاد باورنکردنی به خود گرفت. بر اساس اسناد از طبقهبندی خارجشده وزارت خارجه آمریکا (نارا)، رضاخان در همان سالهای ابتدایی سلطنتش انحصار غارت و حفاری آثار باستانی کشور، بهویژه گنجینههای نویافته تخت جمشید را به آمریکاییها واگذار کرد و حتی امتیاز استخراج نفت دریای خزر را برای ۵۰ سال به آنان سپرد.
سنگینترین جنایت استعماری، اما در جریان جنگ جهانی اول رخ داد؛ جایی که بریتانیا با غارت محصولات کشاورزی برای تأمین سوروسات ارتش خود و جلوگیری عمدی از ورود غلات، هولوکاستی خاموش آفرید.
محمدقلی مجد، مورخ مقیم آمریکا، با استناد به اسناد نارا افشا میکند که چطور بین ۸ تا ۱۰ میلیون نفر از جمعیت ۲۰ میلیونی ایران بر اثر قحطی و بیماری نابود شدند. او با قطعیت چنین نتیجه میگیرد: «هیچ تردیدی نیست که انگلیسیها از قحطی و نسلکشی به عنوان وسیلهای برای سلطه بر ایران استفاده میکردند.»
ابعاد این سلطه در عصر پهلوی دوم و با کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ به نقطه اوج رسید. پس از آنکه نهضت ملی شدن صنعت نفت دست استعمارگران را کوتاه کرد، سازمان سیا با همکاری سرویس اطلاعاتی بریتانیا دولت قانونی را سرنگون کرد.
سالها بعد، اگرچه مادلین آلبرایت، وزیر خارجه وقت آمریکا، رسماً اعتراف کرد که «آمریکا در سرنگونی دولت محبوب دکتر مصدق نقش داشته است»، اما هرگز به این واقعیت اشاره نکرد که پس از کودتا، ۴۰ درصد سهام نفت ایران مستقیماً به جیب کمپانیهای آمریکایی سرازیر شد و ملت ایران سالها تحقیر و استبداد را متحمل شد.
تکمیلکننده این زنجیره تحقیر، تصویب لایحه کاپیتولاسیون در مهر ۱۳۴۳ بود که به مستشاران نظامی آمریکا مصونیت مطلق قضایی میداد. این لایحه با خروش بینظیر امام خمینی (ره) مواجه شد که افشا کردند دولت وقت برای دریافت چند میلیون دلار وام، شرف ملت را معامله کرده است.
اگرچه این اعتراض منجر به تبعید ایشان شد، اما ریشههای بیداری را آبیاری کرد تا سرانجام در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ با تسخیر سفارت آمریکا، ریشههای استعمار سوزانده شود و به تعبیر آخرین سفیر آمریکا در تهران، «دوران تحقیر کاخ سفید» و پایان انحصارطلبی در ایران فرارسد.
منبع: فارس
12296066
مهمترین اخبار وبگردی











