
باشگاه خبرنگاران جوان - واشنگتنپست رویکرد کنونی رئیس جمهوری آمریکا در قبال ایران، یعنی نوسان دائمی بین جنگ و صلح و تهدید، عقبنشینی و مذاکره، را محکوم به شکست توصیف کرد و نوشت که «این هنر معامله نیست» و تاکید کرد که «رویکرد سازشجویانه بر پایه یادداشت تفاهم قبلی بین واشنگتن و تهران، گزینه هوشمندانهتری است.»
واشنگتنپست در این گزارش مینویسد: جنگ غیرضروری آمریکا با ایران همچنان ادامه دارد و بیش از پنج ماه پس از آغاز آن، هیچ پایانی برای آن در دسترس نیست. دلایل زیادی برای این باتلاق وجود دارد، اما بخش قابل توجهی از توضیح به رویکرد متناقض دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، مربوط میشود. او دائما میان سازش و تقابل در نوسان است و به تناوب رهبران ایران را «افرادی بسیار منطقی» میخواند و جایی دیگر، با ترتیبی تقریبا یکنواخت، از الفاظ توهینآمیز (و متناسب با شخصیت شخص ترامپ)، علیه آنها استفاده میکند.
ترامپ از زمان آغاز جنگ، دستکم هفت بار تهدید کرده است که حملات ویرانگری علیه ایران انجام خواهد داد، اما بعد در سوی دیگر، مدعی شده که یک فرصت دیگر به مذاکرات میدهد. تازهترین مورد اول آگوست رقم خورد؛ او در شبکههای اجتماعی مدعی شد که «آمریکا مسلح و آماده بهرزم است تا در برابر جمهوری اسلامی ایران، با چنان سطحی از قدرت، توان نظامی و نیروی ویرانگری که از زمان جنگ جهانی دوم سابقه نداشته است، وارد عمل شود»، اما بار دیگر با تکرار ادعاهای خود گفت که «فعلا هرگونه حمله را لغو میکند» چون به ادعای وی «چهارچوبهای یک توافق مورد موافقت قرار گرفته است.»
ظاهرا منظور آن پیام، توافق اولیه ایران و عمان برای بازگشایی تنگه هرمز بوده است؛ توافقی که به ادعای واشنگتنپست، بر اساس آن، «کشتیهای ورودی از آبهای سرزمینی ایران و کشتیهای خروجی از آبهای عمان عبور کنند.»
محور اصلی مواضع و مطالبههای تهران به نوعی مشابه بندهای مندرج در یادداشت تفاهم اسلامآباد است؛ سندی که خرداد ماه سال جاری میان ایران و آمریکا امضا شد و بر اساس آن قرار بود جنگ خاتمه یابد، تحریمهای نفتی برای بازه زمانی مشخص لغو شود، داراییهای بلوکهشده ایران آزاد گردد و محاصره دریایی آمریکا بر بنادر ایران برداشته شود؛ تهران هم در سازوکاری ۳۰ و ۶۰ روزه با همراهی عمان و مشورت با کشورهای منطقه، عبور و مرور کشتیها از این آبراه را مدیریت کند.
نقض این بندها با نقض بند ۵ یعنی نادیدهگرفتن مدیریت ایران بر تنگه هرمز آغاز شد و به توصیف کاظم غریبآبادی، معاون حقوقی و بینالملل وزیر امور خارجه این آمریکا بوده که یک بند نه، بلکه چندین بند از این تفاهم را نقض کرد؛ محاصره دریایی که قرار بود برچیده شود، دوباره برقرار شده؛ تحریمهای بخش نفتی که موقتاً تعلیق شده بود، بازگردانده شده و حتی تحریمهای تازهای هم اعمال شده، مذاکرات برای آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران متوقف مانده و حتی ثبات و آتشبس در جنوب لبنان هم که تعهد واشنگتن بوده به درستی صورت نگرفته است.
به نوشته واشنگتنپست، «در صورتی که آمریکا با خواستههای ایران موافقت کند؛ خواستههایی که مشابه مفاد یادداشت تفاهم ژوئن میان دو کشور است؛ احتمالا تعداد کشتیهای عبوری از تنگه عبور افزایش خواهد یافت. اما اینکه چنین توافقی به صلحی پایدار منجر شود، چندان محتمل نیست و دلیلش فقط این نیست که این توافق در راستای رسیدگی به برنامه هستهای ایران، (یعنی توجیه صوری جنگ) هیچ اقدامی انجام نمیدهد. افزون بر این، این توافق اختلاف اساسی بر سر کنترل ایران بر تنگه هرمز را حل نمیکند.»
واشنگتنپست بدون اشاره به عدم پایبندی آمریکا به تعهداتش ذیل یادداشتتفاهم ژوئن، اضافه کرد که «این توافق میان آمریکا و ایران نیز دقیقا بر سر همین مسئله از هم فروپاشید.» ایران معتقد بود که این توافق همه کشتیها را ملزم به عبور از پستهای بازرسی آن میکند. در عین حال آمریکا (با اعمال فشار بر) عمان و همچنین با مشارکت سازمان بینالمللی دریانوردی، مسیر کشتیرانی را به سمت جنوب و در امتداد سواحل عمان منتقل کرد؛ مسیری که به طور عمده از آبهای سرزمینی عمان عبور میکند. پس از هدف قرار گرفتن یک نفتکش قطری حامل گاز مایع (LNG) و یک نفتکش با پرچم عربستان سعودی در نزدیکی تنگه هرمز، آمریکا با ادعای دست داشتن ایران در این حادثه، دور تازهای از حملات علیه مناطقی از جنوب ایران را آغاز و تفاهم نامه میان تهران-واشنگتن را نقض کرد و در پی آن، درگیریها از سر گرفته شد؛ در جریان این دور تازه، تهران حملات تلافیجویانهای را به پایگاههای نظامی آمریکا در اردن انجام داد.
در آمریکا، رئیس جمهوری این کشور که کنترل سیاست خارجی را بیچونوچرا در اختیار دارد، دائما بین به اصطلاح جوش دادن معامله و جنگافروزی در نوسان است؛ رویکردی که بختهای او برای موفقیت را در هر دو تلاش تضعیف میکند. شواهد نشان میدهد که ایرانیها از ترامپ هراسی ندارند و به ادعای نگارنده، بخشی از آن به نوسان دائمی وی بین تهدید و عقبنشینی بازمیگردد. به خاطر دارید که در ۲۲ جولای با این ادعا که در ازای هر کشتی باری که ایران در تنگه هرمز مورد حمله قرار داد، تهدید کرد که «یک پل یا نیروگاه را بمباران و نابود خواهد کرد»؟ از آن زمان ترامپ همواره از ادعاها و تهدیدهای خود عقبنشینی کرده است.
به نوشته واشنگتنپست، «ایرانیها در عین حال که از ترامپ نمیترسند، دیگر به او برای رسیدن به توافق اعتماد هم ندارند، چون او اغلب مواضع خود را تغییر میدهد و این مسئله فقط به روابط با تهران محدود نمیشود. به عنوان مثال، دولت ترامپ ۲۲ جولای از توافق هستهای با عربستان سعودی خبر داد، اما روز بعد ترامپ شروط مهمی به آن اضافه کرد که مذاکرهکنندگان سعودی با آنها موافقت نکرده بودند. به نظر میرسید که این شروطِ پس از توافق، واکنشی به انتقاد تندروهای جمهوریخواه از آن توافق بوده است. به همین ترتیب، هر بار که ترامپ به سمت توافق با ایران متمایل میشود، در پی انتقاد همان جریان تندرو عقبنشینی میکند.
در جنگ با ایران، ترامپ عملا بزرگترین دشمن خودش است. او به انتخاب یک رویکرد مشخص نیاز مبرم دارد که دستکم برای چند ماه بهطور ثابت به آن پایبند بماند. در حال حاضر، رویکرد سازشجویانه بر پایه یادداشت تفاهم قبلی، بهرغم دشواری دستیابی به توافق با ایران، گزینه هوشمندانهتری است. چنین توافقی احتمالا مستلزم پذیرش نوعی کنترل ایران بر تنگه هرمز خواهد بود. ترامپ در داخل آمریکا حمایت سیاسی لازم برای تشدید جنگ را ندارد و افزون بر این، نمیتواند تبعات اقتصادی ناشی از بسته ماندن طولانیمدت تنگه هرمز و احتمالا تنگه بابالمندب را تاب بیاورد.
نظرسنجی اخیر سیانان نشان داد تنها ۲۸ درصد آمریکاییها از نحوه مدیریت جنگ ایران توسط ترامپ رضایت دارند. حالا تصور کنید اگر آمریکا که تاکنون دست کم ۱۸ نظامی خود را از دست داده است، متحمل تلفات بیشتری شود، این میزان حمایت اندک نیز تا چه اندازه افول خواهد کرد. همچنین، وزارت دفاع آمریکا با کمبود شدید موشکهای مورد نیاز برای جنگ با ایران (یا هر دشمن دیگری) روبهرو است.
با این حال، به ادعای واشنگتنپست، «استدلالی دیگر نیز برای اتخاذ رویکرد سختگیرانه وجود دارد و آن هم محاصره نامحدود کشتیرانی ایران است، با این امید که تشدید فشار اقتصادی بر ایران، تهران را معطفتر کند؛(رویکری که البته پیشتر با پافشاری واشنگتن بر سیاست موسوم به فشار حداکثری راه به جایی نبرده است.) اما لازمه اجرای چنین رویکردی این است که دولت آمریکا رایدهندگان را در آستانه انتخابات میاندورهای کنگره، متقاعد کند که افزایش قیمت نفت و تورم بالاتر را تحمل کنند.»
واشنگتنپست در پایان نوشت: تنها رویکردی که شکست آن تضمینی است، همان رویکرد اتخاذی فعلی ترامپ است؛ نوسان دائم میان جنگ و صلح، تهدید و مذاکره، لفاظیهای پرطمطراق و توخالی و تلاشهای تزویرآمیز برای برقراری ارتباط با طرف مقابل. شاید ترامپ تصور کند که این «هنر معامله» است، اما همانطور که پنج ماه گذشته نشان داده، واقعیت این است که این رویکرد به زبان ساده چیزی نیست جز فرمولی برای یک درگیری بیپایان و بینتیجه؛ یک «جنگ همیشگی.»
منبع: ایرنا
12299284
مهمترین اخبار وبگردی











