ساخت ورزشگاه جدید تهران به کجا رسید؟

باشگاه خبرنگاران جوان؛ حسین قربانی - ساخت ورزشگاه جدید تهران حالا وارد پنجمین سالی شده که در سطح دولت و مدیریت شهری درباره آن وعده داده میشود؛ اما با وجود تغییر دولت، تغییر محل و مدل اجرای پروژه و حتی انجام مطالعات اولیه، هنوز خبری از ساخت ورزشگاه جدید نیست.
ماجرا از دولت سیزدهم آغاز شد؛ زمانی که ساخت یک ورزشگاه بزرگ و چندمنظوره برای تهران به یکی از پروژههای شاخص دولت تبدیل شد. رئیسی در شهریور ۱۴۰۲ با تأکید بر ضرورت ساخت یک ورزشگاه آبرومند در پایتخت گفته بود این پروژه را باید دنبال کرد و حتی هزینه آن را نوعی سرمایهگذاری دانست. پس از آن، موضوع ساخت مجموعهای بزرگ در جنوب تهران بهصورت جدی وارد دستور کار دولت شد.
در مهر همان سال، محسن منصوری، معاون اجرایی رئیسجمهور سابق، از ساخت مجموعهای ورزشی در محدوده شهر آفتاب و اراضی اطراف حرم امام خمینی خبر داد و گفت این پروژه قرار است فقط یک ورزشگاه نباشد، بلکه یک مجموعه کامل ورزشی باشد. کیومرث هاشمی، وزیر وقت ورزش نیز از پیشبینی سالن ۲۲ هزار نفری و ظرفیت مجموعه برای رشتههای مختلف ورزشی سخن گفت.
اما نقطه اوج وعدهها در دی ۱۴۰۲ بود؛ زمانی که محمد مخبر، معاون اول رئیسجمهور سابق، در جلسهای با حضور وزیر ورزش، شهردار تهران و دیگر مسئولان، از نهایی شدن توافق احداث مجموعه فرهنگی ـ ورزشی جدید تهران خبر داد. آن زمان اعلام شد منابع مالی پروژه از طریق تهاتر نفت تأمین خواهد شد و حتی گفته شد این مجموعه طبق برنامه باید تا پایان دولت سیزدهم به بهرهبرداری برسد.
یعنی بر اساس برنامه اعلامشده در دولت شهید رئیسی، قرار بود پروژهای که در سال ۱۴۰۲ وارد مرحله توافق و برنامهریزی شده بود، پیش از پایان همان دولت به بهرهبرداری برسد؛ اما چنین اتفاقی نیفتاد.
با روی کار آمدن دولت مسعود پزشکیان، پروژه نهتنها به بهرهبرداری نرسید، بلکه حتی درباره تأمین مالی آن نیز تردیدهای جدی شکل گرفت.
احمد دنیامالی، وزیر ورزش و جوانان، در مهر ۱۴۰۳ در حالی از ادامه پروژه سخن گفت که تأکید داشت ساخت ورزشگاه ۱۱۰ هزار نفری در مجموعه شهر آفتاب همچنان پیگیری میشود و این پروژه، مصوبه دولت شهید رئیسی است.
او گفت قرار است گزارش پروژه برای گرفتن مصوبه از دولت چهردهم آماده شود و مجموعه در سه فاز اجرا شود که اولویت نخست آن خود ورزشگاه است.
اما تنها چند هفته بعد، روایت وزیر تغییر کرد. دنیامالی در آبان ۱۴۰۳ اعلام کرد پروژه به دلیل تأمین نشدن منابع مالی متوقف شده است.
به گفته او، قرار بود منابع از محل صادرات نفت تأمین شود، اما طرف چینی شرایطی از جمله ضمانت بانک مرکزی را مطرح کرده بود که دولت آن را نپذیرفت.
به این ترتیب، پروژهای که در دولت قبل گفته شده بود منابع مالیاش پیشبینی شده و قرار است تا پایان دولت به بهرهبرداری برسد، در دولت بعد به دلیل نبود منابع مالی متوقف اعلام شد.
حتی در آذر همان سال، علی جوادی، مدیرکل ورزش و جوانان استان تهران، گفت با توجه به اظهارات مدیران عالی وزارت ورزش، ساخت ورزشگاه جدید تهران «فعلاً از دستور کار خارج شده است».
داستان در همینجا تمام نشد. در سال ۱۴۰۴، مدیریت شهری تهران نسخه دیگری از پروژه را مطرح کرد؛ این بار نه یک استادیوم ۱۱۰ یا ۱۲۰ هزار نفری در مقیاس وعدههای دولت سیزدهم، بلکه ورزشگاهی جدید با ظرفیت حدود ۲۰ تا ۳۰ هزار نفر در جنوب شرق تهران.
علیرضا زاکانی، شهردار تهران، در آبان ۱۴۰۴ اعلام کرد ورزشگاه جدید پایتخت در جنوب شرق تهران طراحی شده و جانمایی آن نیز نهایی شده است.
او از یک مجموعه استاندارد و «فاخر» سخن گفت و تأکید کرد این ورزشگاه به شکلی طراحی میشود که همه گروهها، بهویژه بانوان و افراد دارای معلولیت، بتوانند از آن استفاده کنند.
در آخرین اظهار نظر، حسین اوجاقی مدیرعامل سازمان ورزش شهرداری تهران روز گذشته از انجام مطالعات ورزشگاه جدید در جنوب شرق تهران خبر داد و گفت ورزشگاه اصلی مقرر است در جنوب شرق تهران جانمایی شود.
اکنون، بر اساس اظهارات جدید مدیریت شهری، مطالعات اولیه یا همان فاز صفر پروژه انجام شده و طرح اولیه مجموعه نیز ارائه شده است؛ مجموعهای که قرار است برای استفاده بانوان، آقایان و عموم شهروندان طراحی شود و اجزای ورزشی مختلفی در آن پیشبینی شده باشد.
آنچه از اظهارات اخیر مسئولان برمیآید این است که پروژه از مرحله ایده و جانمایی صرف عبور کرده و مطالعات اولیه برای آن انجام شده است. این، در مقایسه با سالهای گذشته یک گام رو به جلو محسوب میشود، اما فاز صفر و مطالعات، هرچقدر هم کامل و دقیق باشند، به معنای آغاز ساخت نیستند.
پروژه ورزشگاه تهران در دولت شهید رئیسی از «موافقت رئیسجمهور» و «تفاهمنامه» به وعده تأمین مالی و حتی وعده بهرهبرداری رسید؛ در دولت بعد مدتی متوقف شد؛ سپس با نسخهای جدید در شهرداری تهران دوباره جان گرفت و به مرحله جانمایی و مطالعات رسید.
در سال ۱۴۰۲ حتی اعلام شده بود منابع مالی از طریق تهاتر نفت با طرف چینی تأمین خواهد شد، اما یک سال بعد، همان پروژه به دلیل مشکل تأمین مالی متوقف اعلام شد. این تجربه نشان میدهد اعلام یک مدل تأمین اعتبار، با فراهم شدن واقعی منابع مالی فاصله زیادی دارد.
حالا مسئولان شهری میگویند مطالعات انجام شده، کانسپت ارائه شده و پروژه آماده حرکت به سمت مراحل اجرایی است؛ اما وقوع جنگ و در کنار آن اولویتهای دیگری مانند حملونقل، معیشت و پروژههای ضروری شهری، منابع مالی شهرداری تهران را تحت تاثیر قرار داده است.
این استدلال البته قابل فهم است. در شرایطی که مدیریت شهری با پروژههای سنگین حملونقلی و نیازهای فوری شهر مواجه است، اجرای یک پروژه بزرگ ورزشی طبیعتاً در رقابت با اولویتهای فوری قرار میگیرد.
با این حال، مشکل از جایی آغاز میشود که یک پروژه چند سال در زنجیرهای از وعده، مطالعه، جانمایی، تغییر مدل و توقف باقی بماند.
وعدهای که هنوز روی کاغذ است
تهران امروز با ورزشگاه آزادیِ سالخوردهای مواجه است که خود سالهاست نیازمند تعمیر و بازسازی بوده و در سالهای اخیر بخش قابل توجهی از ظرفیت میزبانی مسابقات را از دست داده است. همین مسئله، ضرورت ایجاد زیرساخت ورزشی جدید را بیش از پیش نمایان کرده است.
از سوی دیگر، تجربه پروژه جدید نشان داده که مشکل فقط کمبود طرح نیست. تهران طرح دارد، زمین دارد، مطالعات دارد و حتی کانسپت دارد؛ چیزی که هنوز بهطور پایدار و روشن در اختیار پروژه قرار نگرفته، اعتبار و برنامه اجرایی الزامآور برای ساخت است.
اکنون اگر شورای شهر تهران اعتبار لازم را تصویب کند و شهرداری بتواند پروژه را از مرحله مطالعات به عملیات اجرایی برساند، میتوان از یک نقطه عطف واقعی سخن گفت. در غیر این صورت، «فاز صفر» نیز ممکن است به یکی دیگر از ایستگاههای طولانی پروژهای تبدیل شود که از دولت سیزدهم آغاز شد و هنوز مقصد نهایی آن مشخص نیست.
در نهایت، شهروندان کمتر به تعداد جلسات مطالعاتی، طرح های اولیه معماری و اعلام جانمایی نیاز دارند و بیشتر منتظر یک پاسخ روشناند:
کلنگ این ورزشگاه چه زمانی به زمین میخورد، بودجه ساخت آن چقدر است، چند ساله ساخته خواهد شد و چه نهادی مسئول تحویل آن به مردم تهران است؟
تا زمانی که پاسخ این چهار سؤال روشن نباشد، «ورزشگاه جدید تهران» همچنان بیشتر یک پروژه وعدهشده است تا یک پروژه در حال ساخت.
12299041
مهمترین اخبار اجتماعی











