الباطل یموت بترک ذکره؛ از حکمتِ دیروز تا خطایِ امروز

باشگاه خبرنگاران جوان - عبارت مشهور «الباطل یموت بترک ذکره» سالهاست در ادبیات دینی، اخلاقی و فرهنگی ما دستبهدست میشود؛ عبارتی که بهطور خلاصه میگوید: باطل، اگر گفته نشود و دربارهاش سخن نرود، میمیرد.
بررسی منابع نشان میدهد این تعبیر، حدیث نبوی یا روایت معصوم نیست، بلکه سخنی حکمی است که با مضامینی نزدیک، از برخی صحابه نقل شده و بهتدریج صورت ضربالمثل به خود گرفته است. بنابراین، بیش از آنکه یک گزاره الزامآور دینی باشد، یک توصیه تجربی و تاریخی است؛ توصیهای که در بستر زمانی و اجتماعی خاصی معنا داشته است.
در روزگاری که ارتباطات محدود بود، دایره انتقال معنا کوچک میماند و شایعه، اندیشه یا رفتار باطل، اگر وارد گفتوگوی عمومی نمیشد، امکان فراگیر شدن نداشت. در چنین وضعیتی، «ترک ذکر باطل» به این معنا بود که فردِ مؤمن یا آگاه، خود را به زنجیره انتقال باطل تبدیل نکند؛ آن را تکرار نکند، بازگو نکند و به نفر بعدی نسپارد. شبیه بیماریای که اگر مراقبتهای بهداشتی رعایت شود، واگیر نمیشود و زنجیره انتقال در همان نقطه قطع میگردد.
اما مسئله دقیقاً از همینجا آغاز میشود: ما دیگر در آن جهان زندگی نمیکنیم.
وقتی باطل، مستقل از ما منتشر میشود
در عصر رسانه، باطل برای زنده ماندن، منتظر «ذکر ما» نمیماند. شبکههای اجتماعی، پلتفرمهای تصویری، الگوریتمها و سازوکارهای حرفهای تولید محتوا، خود به موتورهای انتشار تبدیل شدهاند. امروز کافی است یک فکر مبتذل، امر باطل، نادرست یا قبیح، بستهبندی جذاب پیدا کند، لباس سرگرمی بپوشد، با شوخی، رقابت، احساسات یا هیجان آمیخته شود؛ آنگاه بدون نیاز به تأیید یا بازگویی ما، مسیر خود را در جامعه باز میکند.
در چنین شرایطی، تفسیر رایج از «ترک ذکر» بهعنوان یک استراتژی فرهنگی، نهتنها کارآمد نیست، بلکه میتواند خطرناک باشد. زیرا سکوت ما دیگر به معنای قطع زنجیره نیست؛ زنجیرهای که پیشاپیش فعال شده، تقویت میشود و ما صرفاً از آن کنار میرویم.
سکوت، همیشه بیطرفی نیست
یکی از توجیههای رایج برای نپرداختن به مصادیق روشن باطل در رسانه و فرهنگ، این است که «ورود به این موضوعات شأن ما را پایین میآورد» یا «پرداختن به آنها سبد فرهنگی ما را آلوده میکند». این نگاه، در ظاهر محافظهکارانه و نجیبانه است، اما در عمل اغلب به کنارهگیری از میدان تبیین میانجامد.
واقعیت این است که ما، چه بخواهیم و چه نخواهیم، عضوی از زنجیره معنا در جامعهایم. عقب کشیدن، زنجیره را قطع نمیکند؛ فقط جای ما را خالی میگذارد تا دیگران آن را پر کنند. در بسیاری از موارد، همین خلأ است که اجازه میدهد باطل، آرام و موریانهوار، از حاشیه به متن بیاید، از شوخی به باور برسد و از یک اندیشه سیاسی، برنامه یا محتوای بهظاهر کماهمیت، به یک جریان فراگیر تبدیل شود.
تفاوت «تکرار باطل» و «مواجهه با باطل»
نکته اساسی اینجاست: نقد این ضربالمثل به معنای توصیه به تبدیل شدن به بلندگوی باطل نیست. ما نباید زنجیره انتقال باطل باشیم؛ اما این با سکوت مطلق یکی نیست.
میان «بازنشر بیتأمل» و «مواجهه آگاهانه» تفاوتی بنیادین وجود دارد. مواجهه، یعنی دیدن، شناختن، تحلیل کردن، افشا کردن سازوکارها و نشان دادن پشتصحنهها؛ نه تکرار خام و بیموضع.
در عصر رسانه، باطل اغلب از طریق ابهام، سرگرمی و عادیسازی پیش میرود، نه از مسیر تقابل آشکار. درست در همین نقطه است که مسئولیت فرهنگی آغاز میشود: جایی که باید ایستاد، توضیح داد، مرزها را روشن کرد و اجازه نداد سکوت ما به معنای تأیید نانوشته تعبیر شود.
«الباطل یموت بترک ذکره» اگر به معنای عدم مشارکت در انتقال کور و بیموضع باطل فهم شود، همچنان قابل دفاع است. اما اگر به استراتژی سکوت، کنارهگیری و خروج از میدان تبیین تبدیل شود، دیگر نهتنها کارآمد نیست، بلکه به تقویت همان چیزی میانجامد که قرار بود با آن مقابله شود.
امروز، باطل با نادیده گرفته شدن نمیمیرد؛ با شناخته شدن، نقد شدن و مهار آگاهانه تضعیف میشود؛ و ما، اگر خود را بیدلیل از میدان بیرون بکشیم، نه شأن خود را حفظ کردهایم و نه از باطل کاستهایم؛ فقط سهم خود را از مسئولیت واگذار کردهایم.
منبع: مهر
12255867
مهمترین اخبار وبگردی











