روایتگری در سیبل؛ از شهادت مایا ناصر تا بازداشت غیرقانونی نقاء حامد

باشگاه خبرنگاران جوان - تاریخ رسانه در غرب آسیا با نام کسانی گره خورده است که دوربین را نه یک ابزار خنثی برای بازتاب وقایع، بلکه سلاحی در برابر فراموشی میدانستند و میدانند؛ کسانی که جانشان را به پای ثبت حقیقت گذاشتهاند. در این میان، مایا ناصر، خبرنگار میدانی پرس تیوی در دمشق که در اوج بحران سوریه، در سال ۱۳۹۱ به شهادت رسید، نماد نسلی از نخبگان رسانهای بود که میان امنیت آکادمیک و خطر میدان، دومی را برگزیدند.
او که در لاذقیه متولد شد و تجربه همکاری با نهادهای بینالمللی در لبنان را در کارنامه داشت، برای تحصیل علوم سیاسی به آمریکا سفر و در دانشگاه کوپلان نیویورک تحصیل کرد. بااینحال، تئوریهای علوم سیاسی در کتابخانهها نتوانست او را از کشش میدانهای نبرد بینیاز کند. بازگشت او به منطقه و همکاری با رسانههای سوری، خبرگزاری فارس بهعنوان عکاس و نیز با شبکه پرس تیوی در جایگاه خبرنگار، نه یک مسیر شغلی ساده، که یک انتخاب آگاهانه برای مواجهه با روایتهای جهتدار بود.
وقتی بحران سوریه در سال ۱۳۹۰ آغاز شد، مایا ناصر بهجای پناه گرفتن در دفاتر امن، عمق حادثه را برای گزارش انتخاب کرد. او با تسلط کامل بر دو زبان عربی و انگلیسی، از یک تحلیلگر به یک شاهد عینی در خط مقدم تبدیل شد. شهادت او در پنجم مهرماه ۱۳۹۱ در دمشق، هنگام تهیه گزارش از درگیریها در نزدیکی ستاد مشترک ارتش سوریه، پایانی تلخ بر مسیر یک خبرنگار ۳۳ساله بود، اما آغازگر جریانی از آگاهیبخشی شد که همچنان در حافظه تاریخ رسانه باقی است. او هدف تکتیرانداز قرار گرفت و در حالی که لبخند میزد، به شهادت رسید؛ تصویری که گواه بر شجاعت ذاتی او در لحظهی ثبت واقعیت است.
این زنجیر خشونت که مایا ناصر را در دمشق سال ۱۳۹۱ هدف گرفت، همچنان قربانی میگیرد و محدود به یک جغرافیا یا زمان خاص نیست. امروز، در گیرودار تحولات غزه، کرانه باختری و لبنان، خبرنگاران همچنان بهای سنگین حقیقت را میپردازند. مطالعه سرنوشت همکاران رسانهای که در ماههای اخیر هدف بازداشت یا تهدید قرار گرفتهاند، نشان میدهد که فشار بر رسانههای بدیل، راهبردی ثابت برای خاموش کردن صداهای مستقل است. برای نمونه، ماجرای نقاء حامد، خبرنگاری که در ایست بازرسی تقوع، در حوالی بیتلحم و در کشاکش یورشهای نظامی در کرانه باختری با بازداشت و برخوردهای امنیتی مواجه شده و بهرغم مطالبه نهادهای منطقهای و بینالمللی حامی حقوق خبرنگاران برای آزادیاش، این دومین بار است که دادگاه نظامی صهیونیستها بازداشتش را تمدید و تداوم آن را تا تاریخ ۶ مهر اعلام کردهاند، یادآور همان مسیری است که مایا ناصر پیمود.
تفاوتی نمیکند که این برخوردها بهشکل گلوله تکتیرانداز باشد یا بازداشت در ایست بازرسی تقوع؛ وجه اشتراک تمامی این رویدادها، تلاش سیستماتیک برای ممانعت از روایتگری کسانی است که نمیخواهند حقیقت در غبار جنگ گم شود.
چهاردهمین سالگرد شهادت مایا ناصر، فراتر از یک یادبود برای یک خبرنگار جسور و متعهد، تلنگری است به نهادهای مدعی حمایت از حقوقبشر، جریان آزاد اطلاعات و دفاع از خبرنگاران مقابل نقض قوانین مصرح بینالمللی، تا به وظیفه خود عمل کنند و شریک قتل چندصد خبرنگار شهید و رنج دهها خبرنگار دربند رژیم اشغالگر قدس نشوند.
اگر مایا ناصر در سال ۱۳۹۱ ایستاد تا صدای واقعیت سوریه باشد، امروز نقاء حامد و دیگر خبرنگاران در فلسطین تحت اشغال، میراثداران همان شرافت حرفهای هستند. این پیوند تاریخی میان خبرنگاران دیروز و امروز، نشان میدهد که قدرت روایت، حتی از گلولههایی که برای خاموش کردنش شلیک میشوند، نافذتر است. مایا ناصر در دمشق و دیگرانی که امروز در غزه یا لبنان و کرانه باختری و... حضور دارند، همگی اجزای یک پیکره واحدند؛ پیکرهای که رسالتش ایستادن کنار انسانهاست، فارغ از آنکه پایان این مسیر، شهادت حین گزارش زنده باشد، چون مایا ناصر؛ مجروح شدن با هدفگیری مستقیم پهپاد باشد، چون هادی حطیط، خبرنگار پرس تیوی در لبنان؛ یا هدف کارزار سایبری صهیونیستها قرار گرفتن و دستگیری باشد، چون نقاء حامد.
منبع: پرس تی وی
12309095
مهمترین اخبار فرهنگیهنری











