بفرمایید کالباس خوک!

باشگاه خبرنگاران جوان - هفته گذشته انتشار خبر استفاده پوششی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا از کامیون حمل غذا و میوه در ترکیه خبرساز شد. طبق گزارشها، رئیسجمهور آمریکا پس از پایان نشست سران ناتو به فرودگاه رفت و سوار هواپیمای ریاستجمهوری شد؛ اما توسط سرویس مخفی، پنهانی بهوسیله کامیون حمل غذا از هواپیما خارج شد تا با هواپیمای دیگری سفر کند.
این خبر دو ضربه مهم و فوری به ترامپ وارد کرد؛ نخست بیاعتباری ادعاهای وی درباره شکست ایران و مقتدر نشان دادن خود و دوم، آشکارشدن بیاعتناییاش به جان نزدیکان. منتقدان میگویند اگر سفر با هواپیما خطرناک بود چرا بدون آنکه حضور ترامپ در هواپیما تکذیب شود، وی از آن خارج شد؛ ولی دهها تن از مقامات دولتی در آن باقی ماندند تا در سایه خطری جدی سفر کنند. این باعث شده برخی ادعا کنند کاروین لویت، سخنگوی کاخ سفید که بهتازگی فرزند خود را به دنیا آورده میخواهد از مقامش استعفا دهد.
انتشار اولیه
روزنامه واشنگتنپست که موضعی انتقادی به ترامپ دارد، رسانهای بود که برای اولینبار واقعه را افشا کرد. عملکرد این رسانه آمیزهای از کنسرت داخلی واحد و تحت مدیریت هیئت حاکمه آمریکا و رقابتهای داخلی این کشور است؛ ازاینرو در مواردی، رد پای هر دو را میتوان دید، بهگونهای که یک گزارش هم در راستای منافع کلی آمریکاست و هم ضربهای به رقیب داخلی وارد میآورد.
۱- واشنگتنپست رسانهای نزدیک به دموکراتهاست؛ اما به جریان سنتی و اصلی این حزب نزدیک است. یکی از اهداف اصلی افشاگریها، حفظ جایگاه برجسته روزنامه و مطرحتر شدنش است تا همچنان ابزاری مؤثر برای صاحبانش باقی بماند؛ پس تولید گزارشهای خاص برای آن یکروند است.
۲- این رسانه بهظاهر، خبری بسیار سرّی را منتشر کرده است. هدف از انتشار چنین اخباری، نشان دادن آزادی بالای رسانهها در آمریکاست تا نمایش دهد آنها میتوانند بهراحتی اطلاعات بهظاهر مهم را افشا کنند. هیئت حاکمه آمریکا این نظم را میان بخشهای مختلف کشور ایجاد کرده تا هرکدام مبلغ و نمایشدهنده آزادیبیان در آمریکا باشند. با این حربه، آمریکا وجههای مصنوعی برای خود میسازد.
۳- آمریکا برخلاف ظاهر، یک سیستم بسته و خشن دارد که نه در رفتار ساختارها، بلکه لابیها نیز مشهود است. برخوردهای حذفی لابی صهیونیستی با مخالفان یک نمونه مهم است. انتشار گزارشی درباره پنهانشدن ترامپ در کامیون به مخاطبان القا میکند که سیستم آمریکا انعطاف بالایی دارد که یک رسانه موفق شده به چنین اطلاعاتی دست یابد. این اقدامات برای پوشاندن آن چهره خشن طراحی شده است.
۴- جریان ترامپ یک رقیب بزرگ برای دموکراتهاست. از نگاه افرادی با دیدگاههای اجتماعی، آمریکا کشوری بر اساس مهاجرت و مملو از کثرتهاست و برای همین باید انعطاف قابلتوجهی برای اداره آن به خرج داد. در مقابل راستگرایان نگاه مکانیکی داشته و قدرت را برای حرکت تا حد زیادی کافی میدانند.
ترامپ تمایل بالایی برای اقتدارگرایی دارد و متهم است که مدل ریاستش مانند پادشاهان است. از همین رو تظاهراتهای ضد وی با نام «نه به پادشاه» انجام میشود. انتشار خبری درباره پنهانشدن ترامپ در کامیون حمل غذا، شکننده فضایی است که وی میخواهد برای اقتدار خود بسازد. به عبارتی دیگر این گزارش تضعیفکننده پروژه اقتدارگرایی ترامپ است.
۵- قدرت افراد را تحریک به کسب همه آن میکند. ترامپ با کمک مالی و تبلیغاتی ایلان ماسک، ثروتمندترین فرد جهان و کارآفرین مشهور روی کار آمد و اگر او نبود احتمال داشت نتیجه را واگذار کند. ترامپ، اما پس از بروز اختلاف بهراحتی ماسک را کنار گذاشت.
در کشورهای دیگر هم این نمونهها وجود دارد که هیئت حاکمه به فردی قدرت داده؛ اما پس از مدتی خودکامگی پیشه کرده است. هیئت حاکمه آمریکا از جناحهای مختلف برای تنظیم دیگران استفاده میکند و ارائه اطلاعات سرّی در این راستا نیز قابلارزیابی است. ترامپ که بر نهادهای حرفهای حکم میراند، با درز اخبار در مییابد قدرت مانورش محدود بوده و اگر بر فشارهایش بیفزاید، ظرفیتهایی را برای مهار خود آزاد میکند.
اعلام فرار برای چه بود؟
اعلام فرار موضوع سادهای نیست. هرچند واشنگتنپست برای ضربه به ترامپ این حرکت را انجام داد؛ اما نمیتوان دیگر ابعاد و موجسواریها را نادیده گرفت. ترامپ یاد گرفته برخی ضربات را دریافت و سپس روی آنها موجسواری کند. در این زمینه باید به همپوشانی اهداف نیز توجه داشت. گاهی دو نیروی متفاوت و حتی متضاد، ارادهای مشابه در یک پدیده دارند.
۱- اعلام فرار تلاشی برای معکوس کردن جریان اعمال فشار انتقام است. قضیه انتقام به طور طبیعی یک ابزار مهم در دستان ایران است که باعث محدودیت در زندگی مقامات آمریکایی شده و آنها را در نسبت با محور مقاومت دستبهعصا میکند؛ اما هیئت حاکمه آمریکا و ترامپ میخواهند نشان دهند انتقام را به ابزاری علیه تهران تبدیل میکنند. این مدل ترامپ است.
در خصوص غرامت نیز همین کار را کرد. او اعلام کرد شنیده که ایران بهخاطر جنگ خواهان دریافت غرامت شده و ادعا کرد حالا که اینگونه است واشنگتن باید خواهان دریافت غرامت از تهران شود. این در حالی است که مبنای دریافت غرامت، معلوم شدن طرف متجاوز است نه طرفی که در مقام دفاع برآمده است. برای تهران این بازی واشنگتننشینان قابلپیشبینی بود و البته این حرکت نخنماست. ایران با این تظاهر آمریکا، منفعل نشده و از مسیر باز نمیگردد. همانند هرمز، قضیه انتقام یک ابزار کارآمد است.
۲- آمریکا میخواهد با تلاش برای معکوس کردن انتقام، صداهای مخالفت با انتقام در داخل را با نمایش تمایل آمریکا به بهرهبرداری از قضیه، بلند کند. استدلال این افراد اینگونه خواهد بود که انتقامخواهی ایران باعث بهانهگیری واشنگتن و تشدید درگیری میشود.
۳- آمریکا بسیار متمایل است که پس از بلندشدن صداهای مخالفت با انتقام از زبان برخی، بتواند آن را به ساختار سرایت داده و از زبان عناصری از دولت و مجموعه مدیریت کشور تکرار شود. سپس این تکرار ولو از سوی عناصر سطح پایین صورت گیرد، بهعنوان عقبگرد کشور از حکم قبلی تبلیغ میشود.
دلیل تمایل شدید آمریکا به شکلگیری این پدیده، بهرهبرداریهایی است که توقع دارد انجام دهد. در این صورت رسانههای دشمن بر وجود حاکمیت دوگانه، عدم اجماع و فرمانناپذیری ساختارها تأکید خواهند کرد تا مردم را دلسرد و منفعل ساخته و به مخالفان و شورشیان جرئت دهند.
چهارچوب ایران
هنگامی که تهران بحث انتقام را مطرح و تقویت میکرد، با شناخت عرصه دست به تصعیدهای مهم متنی و عملی زد. این تصعیدها باعث شد هرگونه اقدامی در دایره اراده ایران قرار گیرد.
۱- تصعید مهم در متن بیانیه رهبری، جداکردن امر مقوله انتقام از وضعیت کشور بود. ایشان خواستار انتقام تحت هر شرایطی شدند. دستور ترور از محاسبات وضعیت کشور خارج شده و به فرا محاسبات رسیده است. معنای این حرکت، بریدن ترمز ماشین انتقام بود.
۲- تصعید عملی، تشدید اقدامات در حذف مقامات دشمن بود که باعث شلیک پهپاد به سمت منزل ایتمار بن گویر، وزیر امنیت داخلی و هواپیمای نتانیاهو و مرگ مشکوک سناتور لیندسی گراهام شد.
۳- یکی از هوشمندیهای ایران، ایجاد فضایی برای فعالشدن همه ظرفیتهای ضد ترامپ، نتانیاهو و گراهام بود. این افراد دشمنان داخلی و خارجی زیادی دارند. محدودیت آنها برای ضربه به این افراد شامل مواردی مانند ساکت بودن صحنه و قابلتشخیص بودن ضربهزننده است.
در شرایطی که اوضاع پیرامون یک فرد آرام و طبیعی باشد، حرکت برای ضربه قابلکشف میشود؛ اما اگر صحنه بحرانی شود، بینایی سیستم حفاظتی کم خواهد شد، همچنین این طرفها نگرانند که پس از ضربه شناسایی شوند؛ اما وقتی اوضاع بحرانی شده و همه فعال شوند، شرایط متفاوت خواهد شد.
چین، روسیه، بلاروس و دوجین مخالف اروپایی و داخلی به خون گراهام تشنه بودند و با بههمخوردن آرامش پیرامون وی، تیر یکی از آنها به هدف نشست.
۴- قبلاً ترورها با ابزار امنیتی علیه ترامپ مطرح بود؛ ولی حالا ابزار نظامی نیز مطرح شده است. خروج ترامپ از هواپیمای ریاستجمهوری بر اساس نگرانی از کشتهشدن با سم، ترور بیولوژیک یا شلیک با کلت نبود؛ بلکه به احساس خطر از اقدامات نظامی احتمالی ناشی میشد. حرکتی مانند هدفگیری هواپیما روی زمین با راکت یا سرنگونی بهوسیله موشک.
۵- بزرگترین ضربه وارده به ایران در جنگ، ترور و شهادت رهبر انقلاب بود. این ضربه تاکنون بدون پاسخ مانده است. هرچه اوضاع به سمت بغرنج شدن شرایط پیرامون نقاط همسطح از نظر جایگاهی حرکت کند، منافع ایران افزایش مییابد. هر طرفی با هر نیتی که اوضاع پیرامون ترامپ، نتانیاهو و دیگران را تیرهوتار تصویر کند، عملاً در چهارچوب ایران بازی کرده است.
۶- بخش مهمی از تحلیل در رابطه با حمل ترامپ بهوسیله کامیون بر ریل جنگ روانی و ادراکی صورت گرفت؛ اما در کنار آن تهدید فیزیکی واقعی علیه وی بالاست. در این زمینه نمیتوان بهسادگی از مرگ گراهام گذشت.
او سومین و البته ضعیفترین ضلع در ائتلاف سهجانبه جنگطلبان بود. نتانیاهو بر دولت و پارلمان رژیم صهیونیستی تسلط داشت، ترامپ بر کاخ سفید حکم میراند و گراهام هرچند سلطه این دو را بر نهاد مزبور خود نداشت؛ اما سایه و ستون اصلی نفوذشان در کنگره به شمار میرفت.
چند درصد احتمال دارد که فردی سومین ضلع یک ائتلاف سهجانبه باشد، از دو نفر اول آسیبپذیرتر و البته از نظر سنی و سلامت جسمانی اوضاعش بهتر باشد و تنها یک روز پس از بیانیه تاریخی رهبری ایران به شکل مرموزی خبر مرگش منتشر شود؟
منبع: فرهیختگان
12299760
مهمترین اخبار وبگردی











